@amirli_ آره متاسفانه این موضوعی که داریم میگیم چون نقطه شروعش احمقانست کلا سخت میشه بگی اینکارو بکن اون کارو نکن!
مردم سر کار و ایناشون دارن گاییده میشن.
یکم به نظرم خیلی دلیه داستانش من خودم حس بدی به پروعه دارم الان ولی امر و نهی کردنش یه جوریه کلا
به بار توی این کانالای فیریلنسری تلگرام یه آگهی گذاشتم به بنده خدایی اومد گفتش من انجام میدم ولی یه پولی اولش بزن که مطمئن بشم ازت زیادم نه ۲۰۰۰ تومن بزن (۴ سال پیش) زدم بلاک کرد :))
البته اون بنده خدا احتمالا کارش تو تعداد بود ولی بازم عجیب بود!
دختری تعریف میکرد که با یه پسری ۲-۳ ماه دوست بودم و پسره تو این مدت از لحاظ جنسی کاری بهم نداشت و منم فکر کردم چقدر پسر مسلطیه!
تااینکه یه روز بهم زنگ زد و با اظطراب پرسید تو خونه ربع سکه داری؟ منم گفتم واسه چی میخوای؟
گفت کارم گیره منم گفتم نه
پرسید پول نقد چی؟
گفتم ۶تومن
@mohmehdi_ آره آره فهمیدم منم.
حتی بدم مطرح نکردی اینو ولی اینکه کامنتا اون شکلیه به خاطر افراطه دیگه
من خودمم خوندم جملشو چیزی که تو گفتیو برداشت کردم اول بعد فهمیدم تازه چی میخواسته بگه ولی در کل بحث جالبی بود میشه تا ابد با عنوان” چرا ادبیات بخوانیم” ازش استفاده کرد =))
این توییت و توییت کوت شدشو میدیدم واقعا یکی از خندهدارترین اتفاقاتی بود که اخیرا دیدم بعدش یهو یاد اون داستان “بخشش لازم نیست اعدامش کنید” ادبیات افتادم!
۲ گروه دارن همو سرویس میکنن چون ۲ جور مختلف برداشت کردن جمله رو انقدر بد نوشته شده.
امروز وقتی آرایشگاه بودم و تو آینه به خودم و آرایشگرم نگاه میکردم، بالاخره فهمیدم چرا اینقدر رابطهی پسرا با آرایشگرشون پر از عشق و محبته و عمیقه.
این موضوع تکاملیه. شما نمیتونی اجازه بدی کسی که بهش اعتماد نداری، تیغ رو بذاره رو گردنت.
امروز وقتی آرایشگاه بودم و تو آینه به خودم و آرایشگرم نگاه میکردم، بالاخره فهمیدم چرا اینقدر رابطهی پسرا با آرایشگرشون پر از عشق و محبته و عمیقه.
این موضوع تکاملیه. شما نمیتونی اجازه بدی کسی که بهش اعتماد نداری، تیغ رو بذاره رو گردنت.
خودمو از یه سیچویشن شیپ خیلی ناسالم نجات دادم و خیلی ناراحتم ولی ته دلم حس راحت شدن دارم.
به نظرم مهارت پایان دادن توی زمان درست جز چیزاییه که واقعا خوب یاد نگرفتمش!