داستان غمانگیز که پایانِ ندارد!
نمیدانم سرم را به کدام سنگ بزنم و بگریم!؟
نمیدانم اولتر برای کی گریه کنم ؟ هرات یا بغلان؟
برای افت جهل انسانی غصه بخورم و یا برای افت طبیعی؟
نمیدانم از خدا گلایه کنم یا از مخلوق جاهل اش؟
نمیدانم از اسلام گلایه کنم یا از کفر؟
زندگی چقدر سنگین است از شانه های من بپرس!
دوران کودکی ام را با مانند پدر با مسولیت و حمل بار چندین برابر وزنم بدنم را سپری میکنم.
بازیچه ام جمع اوری بوتل های دور انداخته شده شما ها است.🏀
غیرت ام ماند مورچه است که چندین برابر وزن خود بار حمل میکند اری این من استم پسر بچه افغان 🇦🇫
@SiyaamNayab اقای نایاب.
شما هم مانند خانم نایاب بدون تفکر سخن گفتید. یا اگر فرق بین دفتر دفتر کاری که حریم شخصی است یک شخص است و سفارت نمایندگی از کشور و ملت میکند. امیدوارم زود فرق دفتر و سفارت درک کنید.
این مانند ان است ک سوال کنم چرا در خانه گلبدین از مردم هزاره در محافظ و کارمند نیست
@11112Nayab خانم شما تا هنوز فرق دفتر کاری و یک سفارت را نمیدانید. هر وقت تفاوت این دو را دانستید بعدا سر به گربان خود کرده قضاوت کنید. امیدوارم طرز فکرت هم نایاب نباشد.
دخترم!
خواهرم!
مادرم!
مرا ببخشید که چیزی از دستم نمیاید. ☹️
فقط میتوانم توصه کنم که ماه یک کتاب بخوانید تا زمستان بگذرد.
بهاری خواهد امد و دوباره مسوم گل و سبزه از راه میرسد غم مخور. https://t.co/rOjwPuB4q6