کنسرت کاروانسرای پرستو احمدی واقعا یه کار بزرگ بود هر موقع توی یوتوب نگاش میکنم همهش میگم آفرین آفرین که چقدر همه چیز زیبا و خوب اجرا شده. و البته یه حسرت که چقدر میشد که همه چیز جور دیگه ای باشه و نشد و نذاشتن و نتونستیم و کلا همه افعال منفی که میشه برای انتهای جمله به کار برد.
یه زمانی نه چندان دور توییتر یکی از بهترین منابع خبری بود، خیلی راحت میشد نظر یه تعداد زیادی از مردم رو در مورد مسائل مختلف متوجه بشی،ولی الان عملا شده ابزار پروپاگاندا! خبر, نظر، نقد و تحلیل فردی دیگه به سختی پیدا میشه و تماما شده بولتن نویسی و این فقط برای توییتر فارسی هم نیست
خب باید بگم که به روزهای خوش گذشته در توییتر در حال بازگشتم، گویا یه مدت به اینستاگرام معتاد شده بودم و الان باید اعتراف کنم من سیاوش هستم و یک روز پاک :))))
یعنی توییت های یه عده رو ادم میبینه دوست داره فریاد بزنه و همینطوری توی خیابونا بی هدف بدوعه ، تافل رو بن کردن یکی میگه برید بک آپ بگیرید از جیمیل تون اون یکی میگه به فکر مهاجرت به مکزیک و کلمبیا باشید کشورای بدی نیستن! تو خری؟
تقریبا این روزا تصمیم گیری برام خیلی سخت شده، نظر خاصی ندارم و بیشتر سعی میکنم تا دوام بیارم. یه فکر سمی اینه که فکر کنی در انتها یه هیچ بزرگ منتظر آدمه. شاید درست باشه ولی تقریبا این فکر میکنه تمام ابعاد زندگی آدم رو تحت تاثیر قرار بده.
It's absolutely hard to recommend a single book to everyone, but if i had to recommend just only one without any adverse book reaction? :) it would be "to kill a mockingbird" by Harper Lee cause, at the very least, it could remind all of us that judgment is not that easy.