امروز پیامی در گروه کاری دانشکده گذاشته شد که "هیأت علمی عزیز حقوق پرداخت شده فقط قابل رؤیت نیست" هر چقدر میگذره برام باورنکردنیتر میشه.. میتونست یکی از شوخیهای مهران مدیری در یکی از تولیدات مزخرفش باشه
مردم زیر توئیتهای سام گیو راد یهو فرم گویششون عوض میشه که در توئیتهای دیگهشون دیده نمیشه. حالا بگردیم لابد یه نوع bias داریم که این پدیده رو توضیح میده
بعضی وقتها به یه درجهای از انزجار میرسم که دلم میخواد به صورت فیزیکی یه آسیبی به کسی با چیزی وارد کنم یا آنقدر جیغ بزنم که صدام در نیاد . اینکه یه احساسی به این شدت و قوت محلی برای بروز و ظهور پیدا نمیکنه میترسونتم
این دانشآموز کلاس پنجمی مدرسه فریدن اصفهان تو انتخابات شورای دانش آموزی شعارش «رفع نقاط حادثهخیز مدرسه» بوده. بعد که رای میاره و اول میشه؛ اینطوری به وعدهاش عمل میکنه
ای کاش مسئولان مملکت اندازه این بچه شرافت و مردانگی میداشتن و پای قولشون وایمیسادن
آقای اسنپ، سوار که شدم گفت سلام خواهرم! همزمان داره خیلی جدی رادیو معارف گوش میده ، و دید که حجاب ندارم اما تا این لحظه که چیزی نگفته و این خوشحالم کرد . آخ آخ همین الان برنامه جدید رادیو درباره مسئله حجاب شروع شد
یه چیزی میخوام بگم خجالت میکشم ولی نگم از حرص میمیرم. هر بار منشی و دستیارم یکی از اعضای خانواده شون رو میارن که ببین کدوم دندونش پوسیده ست ، همه هم کلکسیونی از مشکلات . فقط همین امروز ۵ واحد لمینت، ۳ واحد روکش و ۳ واحد روکش ایمپلنت برای مادر، برادر و دختر شون انجام دادم رایگان
حالا میگن پول لابراتوار رو خودشون میدن. کامپوزیت هم البته خودشون خریده بودن ولی اینها که گفتم فقط کارهای امروز بود . حالا با دستیارانم خوبم ولی واقعا از منشیم از صمیم قلب متنفرم. همه اینها درحالیکه از تهران کوبیدم اومدم کرمانشاه که زودتر مریضها رو تموم کنم و مطب رو جمع کنم
تو یخچال ما در همین لحظه به جای یک عدد سیب یک عدد گلابی تو همچین سبدی در طبقه وسط یخچال هست البته که چند برگ کاهو نشسته جا مانده از سالاد سه روز پیش هم به اون سبد اضافه شده
نام اثر:
یک مرد.
توضیحات: اینکه بسیاری از آقایون ظرف خالی یا نیمه خالی گنده رو همینجوری ول میکنن تو یخچال، داستان جهانیه.خواهشا خودشون بیان بگن چی تو مغزشون میگذره که یه سیب ۵۰گرمی رو تو سبد ۷کیلویی رها میکنن تو یخچال😑
این همکارم که استاد قدیمیم هست و تمام مدت تو بخش مشغول خرید و فروش تلفنی ملکه تمرکز گرفت و اصرار که تو آرش چقدر پول دارین ، گفتم هیچی نداریم باز اصرار که نه واقعا میپرسم بگو، منم ۱۵ برابر چیزی که داشتیم رو گفتم . برگشت گفت خراب کردین که به عنوان دو تا متخصص چرا واقعا
از اونجا که شنبه اسبابکشی داریم اونم از نوع بین شهری و هنوز همه چیز رو زمین مونده در یک هفته گذشته ۴ تا مقاله ترجمه کردم، ۲ تا مقاله دیگه رو ادیت کردم که ۴،۵ ماهه دستم هستن، یک مقاله از اون ۴ تا رو سابمیت کردم که باید ۲ سال پیش انجامش میدادم و هیچی رو کارتن نکردم