«من از این لحظه به بعد تعهد میدهم که در هیچ پنل، میزگرد، برنامهی رسانهای، نشست دانشگاهی یا فضای حرفهایای که در آن حتی یک زن حضور نداشته باشد، شرکت نکنم.»
سالهاست که دربارهی برابری جنسیتی حرف میزنیم؛ مقاله مینویسیم، سخنرانی میکنیم و از ضرورت حضور زنان در عرصهی عمومی میگوییم. اما واقعیت این است که هنوز در بسیاری از پنلها، برنامههای رسانهای، نشستهای دانشگاهی و فضاهای حرفهای فارسیزبان، زنان یا غایباند یا حضورشان به شکل معناداری کمرنگ شده است. این یک اتفاق نیست؛ یک عادت نهادینه است. و عادتها را فقط با هزینهدار کردنشان میتوان شکست.
این تصمیم علیه هیچ فرد یا گروهی نیست؛ تلاشی است برای به چالش کشیدن سازوکارهای نادیدنیای که همچنان فرصت دیده شدن، شنیده شدن و اثرگذاری را از زنان سلب میکنند.
از همهی همکاران، دوستان و بهویژه مردانی که خود را دموکرات، برابریخواه و مدافع حقوق زنان میدانند دعوت میکنم که از سطح شعار عبور کنند و به این تعهد بپیوندند. ما مردانی که صندلی و میکروفن در اختیار داریم، سادهترین و مؤثرترین ابزار را هم در اختیار داریم: گفتنِ «نه». اگر باور داریم که زنان باید در تصمیمگیریها، تحلیلها و تولید دانش حضور برابر داشته باشند، باید حاضر باشیم برای تحقق این باور هزینه بدهیم.
و از برگزارکنندگان برنامهها میخواهم: پیش از چیدن هر میزی، از خودتان بپرسید جای زنان متخصص این حوزه کجاست. آنها هستند؛ فراوان هم هستند. ندیدنشان انتخاب شماست.
برابری جنسیتی زمانی محقق نمیشود که فقط از آن سخن بگوییم؛ زمانی محقق میشود که غیبت زنان را به مسئلهای غیرقابلقبول تبدیل کنیم.
من این تعهد را آغاز میکنم و برای آنکه این کارزار گسترش پیدا کند، پنج نفر از دوستان و همکارانم را تگ میکنم و از هر کسی که به این چالش میپیوندد میخواهم پنج همکار دیگر را تگ کند تا این زنجیره ادامه یابد.
#میز_بدون_زن_هرگز
@arash_joudaki@ErfanSabeti@KambizGhafouri@HosseinRaeesi@BehrozChamanara
اولا اگر برای ما که تازه وصل شدین مینویسید با ادبیات فارسی بنویسید این واژه های جفگ تازه مد شده دیگه چه کوفتی دیاسپور رو مرض
دوما کثافات سطلی که دیگه وضعیت خودفروشی و دریوزگی شون گفتن نداره
تولدت تو آسمونا مبارک بابا ...🖤🕊️
پارسال حتی تصور نمیکردم که اخرین باریه که بهت تبریک میگم.
جات خیلی تو زندگیم خالیه بابا مهدی
زود بود برای از دست دادن پدری مثل تو
کاش میدونستیم کجا به خاک سپردنت بابا ، حسرت دیدنت بیرون از زندان برای همیشه به دلمون موند ...
#مهدی_حسنی
عاقبت موجسواری روی خون قهرمانان مقاومت!
«بچه شاه» عکس زندانیان «مجاهدین خلق» را با فتوشاپ دزدید، حالا باندهایشان اینگونه به جان هم افتاده و پاچه هم را میدرند. این هیستری و فحاشی به دلاورانی که جهان را مبهوت کردند، بازتولید همان کینهی حیوانی «ساواکِ» پدرش به انقلابیون است.
«صدیقه مکرمی (اسکندری)، مادری دیگر از تبار #مادران_خاوران ، چشم از جهان فرو بست و به مادرانی پیوست که بیآنکه پاسخی برای دادخواهی سالیان خود بیابند، ناگزیر این جهان را ترک کردند؛ مادرانی که عمرشان در جستوجوی حقیقت، عدالت و نشانی از فرزندانشان گذشت.
فرزند دلبند او، علیرضا اسکندری (شاپور)، بنا بر گواهی صادرشده از سوی حکومت، در پنجم مرداد ۱۳۶۷ در زندان اوین #اعدام شد.
مادر شاپور، همچون دیگر خانوادههای #زندانیان_سیاسی اعدامشدهٔ دههٔ ۶۰، بیش از چهار دهه چشمانتظار روشن شدن حقیقت کشتار تابستان ۱۳۶۷ و شناسایی عاملان و آمران آن جنایت ماند. تا واپسین سالهای زندگی، ذهن و دلش درگیر همان پرسشهای بیپاسخ بود:
پیکر فرزندانمان کجاست؟ چرا و به چه جرمی کشته شدند؟ محل دفنشان کجاست؟ وصیتنامهها و یادگارهایشان چه شد؟
او، همچون دیگر مادران دادخواه، خواهان حقیقت، عدالت و پاسخگویی بود»
https://t.co/sO5UovVpWj
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری در واکنش به تعیین ۳ میلیون تومان #حق_مسکن برای #کارگران نوشت:
«بر اساس آمارهای دولتی، ۸ میلیون خانوار مستأجر در ایران وجود دارند که اکثریت آنان را کارگران تشکیل میدهند.
مجموع دریافتی یک کارگر مجردِ بدون فرزند در سال ۱۴۰۵ حدود ۲۲ میلیون تومان و دریافتی یک کارگر متأهل با یک فرزند حدود ۲۴ میلیون تومان است. (اینرقم برای کارگران مشمول قانون کار است)
حق مسکن کارگران در شرایطی ۳ میلیون تومان تعیین شده است که متوسط اجارهبهای مسکن در شهر تهران ماهانه حدود ۳۰ میلیون تومان برآورد میشود؛ رقمی که نشان میدهد حق مسکن تنها حدود ۱۰ درصد هزینه اجاره را پوشش میدهد.
اما فاجعه فقط به اینجا ختم نمیشود. دریافتی بسیاری از کارگران مشمول قانون کار و حداقلبگیر حدود ۲۴ میلیون تومان در ماه است؛ یعنی یک کارگر برای پرداخت اجاره خانه باید دستکم ۶ میلیون تومان بیش از کل دریافتی ماهانه خود تأمین کند تا فقط بتواند اجاره مسکن را بپردازد.
این در شرایطی است که میلیونها #کارگر بیکار نه تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی هستند و نه از حداقل درآمد برخوردارند.
تحقیر زندگی کارگران توسط نظام سرمایهداری و صاحبان ثروت و قدرت در ایران، مرزهای استثمار و بیعدالتی را درنوردیده است. صاحبان سرمایه نهتنها با اتکا به رسانههایی که دروغ و جهل را بازتولید میکنند، قناعتپیشگی و وضعیت موجود را امری ازلی و ابدی جلوه میدهند، بلکه با توسل به دستگاههای قضایی و نهادهای سرکوب، صدای حقطلبی را در نطفه خفه میکنند تا بهشت سرمایهداری در ایران خدشهدار نشود و دوزخ کارگران همچنان شعلهور بماند؛ دوزخی که حاصل آن، انباشت ثروتهای نجومی برای اقلیتی انگل است.
کارگران شاغل، کارگران بیکار و فرودستان جامعه، درد و منافع مشترکی دارند. ایجاد تشکلهای مستقل در محل کار و زندگی، برای رهایی از این شرایط فاجعهبار ضروری است. متحد شویم و برای زندگی خود تصمیمگیرنده باشیم. حق #تجمع #اعتراض #اعتصاب و ایجاد #تشکل_مستقل را با هم مطالبه کنیم.
ـ تأمین مسکن وظیفهای اجتماعی است و نباید تابع منطق سودجویی بازار باشد.
ـ زنان فاقد مسکن، کارگران، بیکاران، افراد کمدرآمد، سالمندان، افراد دارای معلولیت، خانوادههای پرجمعیت و بیخانمانها باید از مسکن مناسب برخوردار شوند.
ـ کنترل عادلانهٔ اجارهبها، منع تخلیهٔ اجباری و تعیین اجاره بر اساس درصدی از درآمد خانوار الزامی است»
هرکسی مخالف شما فاشیست های جنگ طلب حرف بزنه میشه صادراتی در صورتی که کلا تیم مشاورین رضا پهلوی مشتی امنیتی صادراتی و فاشیست دست پروده ج ا هستند. مشتی جانی که چشم روی جنایت متجاوزین بستید .
تلویزیون ملی فرانسه، صحنهای را به جهان مخابره کرد که معنای واژگان «شرف» و «مقاومت» را در تاریخ معاصر از نو تعریف میکند.
مجری با لحنی سرشار از شگفتی، احترام و بغض، از مقاومت و غرورِ بینظیرِ مردانی میگوید که در یکقدمی طناب دار، با صلابتی تاریخی با مرگ روبهرو میشوند.
"در ۵ مهٔ ۱۹۷۰، صدها هزار دانشجوی دانشگاههای ایالات متحده در اعتصاب سراسری دانشجویی علیه جنگ ویتنام شرکت کردند و در اعتراض به کشته شدن چهار دانشجو در دانشگاه کِنت استیت توسط نیروهای نظامی در روز قبل از اعتصاب، کلاسها را ترک کردند."