کاش دهه شصتی بودم. زمانی میرفتم دانشگاه که مافیای کنکور با باسن ننشسته بود روی کنکور و موقعی مدرکم رو میگرفتم که ارزش داشت و حتی انقدرم ارزش ریال پایین نیومده بود و میتونستم مهاجرت کنم یا حتی اگه میموندمم امنیت شغلی داشتم و در اخر وقتی ۴۰ سالم شد بیام به ۲۰ ساله ها بگم بی عرضه
همه چی گرونه، همه جا رو هوش مصنوعی گرفته، هوا گرمه، همه دارن شبیه همدیگه میشن و برده ترندها شدن، وقتی یکی حرف میزنه کاملا متوجه میشی کدوم ریل اینستا رو دیده، همه با همدیگه دعوا دارن و این زیادی خسته کننده شده....
یه بار گفتم
ده بار دیگه م میگم.
هر موقع خواستین هر کسشری راجب افسردگی بگین با واژه ی "اسهال" جایگزینش کنین بعد بگین.
اینجوری که:
"ولی من میگم اسهال از بیکاری میاد
شما درگیر کاری باشی اصن وقت نداری اسهال باشی"
اگه دیدی کسشر شد
بدون داری راجب افسردگی هم کسشر میگی🤝
دیشب پسرم بهم گفت مامان تو خیلی ادم جالبی هستی، باهات میشه در مورد همه چی حرف زد
اگه مامانم نبودی همه سعیمو میکردم دوستت بشم
پ.ن: این پست تنها جهت فخرفروشی نوشته شده است
من در این مورد قبلا هم صحبت کردم. زنان امروز از زندگی به سبک مادرهاشون خیلی فاصله گرفتن، اما مردها کماکان همون مردهان، فقط با ظاهری امروزیتر. مردان برای حذف نشدن باید شروع کنن به توسعه شخصیت و رشد روانی. دیدگاههای سنتی و مردسالارانه رو بریزن دور و هویتشون رو بازتعریف کنن.
یه رابطهی سالم بیشتر از یه رابطهی تاکسیک تو رو به چالش میکشه چون بهت اجازه نمیده فرار کنی!
و تو رو کاملا روبروی خودت قرار میده
آماده باش، حرف بزن، ارتباط بگیر، غرورتو کنار بذار،
رشد کن.
ارزو میکردم تو شهری که زندگی میکنم دریا و ساحل بود، اینجوری بودم که عه صبح کجا بریم؟بریم کنار دریا بدوییم، دیت کجا بریم؟بریم لب دریا پیک نیک، شب کجا بریم؟بریم تو ساحل اتیش روشن کنیم.
حیف، باختم.