Inside Iran's bloodiest crackdown: How brave protesters defied regime until their dying breaths by capturing the massacre their leaders tried to hide https://t.co/gYkCjqPH75
'Sepehr, my son, where are you?': Footage shows Iranian father's desperate search for his son in hellish aftermath of regime's crackdown on protesters https://t.co/LNoMVCpcQ3
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
تلاش میکنند انتقاد و تخریب را در هم بیامیزند و شما را با ارجاعهای نادرست تاریخی به کسانی که در قدرت بودند فریب دهند.
جمهوری اسلامی امروز روشی را پیاده میکند که چکای شوروی، نیای کاگب، در عملیات «اعتماد» (Trust) به کار گرفت. در میان روسهای مهاجر، پادشاهیخواهانی بودند که همچنان به دنبال زندهکردن نظام تزاری بودند. چکا برای نفوذ از درون، ساختاری دروغین به نام «انجمن سلطنتطلبان مرکزی روسیه» پدید آورد، با چهرههایی که خود را همسو با تزار نشان میدادند (مانند «بازگشت به مشروطه»). کارشان چه بود؟ شناسایی، تفرقهافکنی و بیاعتبار کردن بازماندگان خاندان رومانوف و حلقهی سیاسی-نظامی آنان در تبعید.
شش سال این عملیات به درازا کشید و در پایان، سرشاخههای جریان یا کشته شدند، یا به جان هم افتادند، یا چنان بدنام شدند که مرجعیت سیاسیشان از میان رفت. این روش هم تنها مربوط به گذشته نیست. در همهی ساختارهای اطلاعاتی نوین نیز وجود دارد: penetration through mimicry، «رخنه از راه همانندسازی».
نمونهی دیگری از چنین عملیاتهای نفوذی، در ساختارهای پراکندهتر، اشتازی آلمان شرقی و پروژهی Zersetzung یا «فروپاشاندن خاموش» بود. اشتازی از حملهی مستقیم به چهره��ای رهبری مانند روبرت هاوهمان پرهیز میکرد، زیرا میدانست این کار او را نزد مردم پرطرفدارتر میکند. اما هدف نهاییشان همواره خود رهبر بود. تخریب بیشتر پیرامون او شکل میگرفت؛ پراکندن شایعههای اخلاقی، حتی دربارهی مسائل خانوادگی، و کاشتن بدگمانی میان او و یارانش، تا جریان را آرامآرام فرسوده کنند، بیآنکه خود آشکارا درگیر شوند. اگر کسی هم چیزی میگفت، دوباره جریان نفوذ شاکی میشد که: «شما میخواهید منتقد را خاموش کنید!»
هدف همهی این پروژهها، کاشتن این تصویر در ذهن مخاطب است که رهبر آدمشناس نیست، تیمش ناتوان است، پس خود او نیز ناتوان و بیکفایت است. هنگامی که ذهن مخاطب با چنین گاوآهنی شخم زده شود و بذر ناامیدی و تردید در آن کاشته شود، دیگر نیازی هم نیست که خودشان به سراغ رهبر بروند؛ مخاطب ناخواسته خودش رهبر را هدف میگیرد. جنبشهای بسیاری را اینچنین از میان بردند، بیآنکه مستقیم درگیر شوند.
روشی که امروز در فضای پادشاهیخواهان دیده میشود نیز، به باور من، همینگونه است. از کلاش و طاهری و سازمان مشروطه تا هزاران چهرهی ریز و درشت دیگر را نفوذ دادند. تا زمانشان نرسیده بود، همه «رضاشاه دوم» میگفتند و تلاش میکردند هر پادشاهیخواهی را که با آنان همراه نبود، نفوذی جا بزنند. زمانشان که رسید، فعال شدند. چهره گرداندند، چون دستور گرفتند که اکنون نوبت شماست. نخست برنامههای شاه، سپس تیم او، و اکنون خود او را هدف میگیرند. در این راه، با کمک خاموشها، به هرکس که آنان را رسوا میکرد نیز حمله میکردند که: «شما میخواهید دهان منتقد را ببندید!»
باری دوستان، این جنگ همچنان ادامه دارد و عملیات نفوذ جمهوری اسلامی همچنان جاری است. به گمانم، به جای خواندن نوشتههای آبدوغخیاری، هوش مصنوعیزده و سراسر رمالی، که شما را تنها در جایگاه شنونده بگذارد و فالگیرانی که از پشت پردهی «شطرنج هزاربعدی ترامپ» مخدری به ذهن ناآرام و ناشکیب شما بدهند که همهچیز برنامهریزی شده است و کنشگری را از شما بگیرند، بهتر است به این بازیهای رژیم بیشتر بیندیشیم و مشاهدات خود را گستردهتر کنیم تا با کنشگری سازنده، این عملیاتهای نفوذ را از میان ببریم.
نباید کنشگری جای خود را به رمالی بدهد.
شصت سال حماقت و خیانت؛ بررسی کارنامه نهضت آزادی:
نهضت آزادی ایران در اردیبهشتماه ۱۳۴۰ ت��سیس شد؛ حزبی که از همان آغاز، خشتِ نخستش کج نهاده شد و تا امروز نیز بر همان منهج و مشیِ پیشین پای فشرده است. بنا به گفته عزت الله سحابی، یکی از بنیان گذاران حزب، فلسفه وجودی این حزب جدا کردن مشی آنها از روش سکولار امثال دکتر صدیقی بود. پس از فوت آیتالله بروجردی، سحابی و دوستانش به زنده یاد دکترصدیقی اعتراض میکنند که چرا مراسمی برای بزرگداشت آن مرحوم توسط شما گرفته نشده است. دکترصدیقی درجواب میگوید: براساس آموزههای مشروطیت و باورهای اصولیمان مذهب میبایست از سیاست جدا باشد و چنین بزرگداشتی برای ما معنی ندارد. ازآن پس آنها احساس میکنند که بایست حزبی با مرام و مسلکی اسلامی تاسیس نمایند.(خاطرات سحابی، جلد اول، ص۲۳۹) بنیان گذاران اولیه شامل پدر و پسر سحابی، مهدی بازرگان، محمودطالقانی، عباس شیبانی، احمد صدرحاج سیدجوادی و چندتن دیگر بودند. درهمان جلسات اولیه بحث بر سر حد و حدود دخالت آموزههای دینی در حزب بالا میگیرد. سحابی پدر، یداللهشان را عرض میکنم، با عضویت زنان و افراد غیرمسلمان در حزب مخالف بود ولی با چانهزنی های بسیار تن به عضویت صرفا زنان داد، اما با شرط و شروط خاص. وی و محمود طالقانی شرطی برای حضور زنان در حزب وضع میکنند: که زنان بایست با حجاب کامل در جلسات شرکت کنند. از همان گام نخست زنان را مجبور به پوشیدن لچک و چارقد میکنند. البته با توجه به سابقه اعضای این حزب تازه تاسیس، گنجاندن چنین شرطی برای عضویت در حزب عجیب نبود. عزت الله سحابی از سوابق مشعشع پدرش در آموزش و پرورش و در برخورد با دانش آموزان دختر چنین بیان میکند: "دکتر سحابی در بازرسی مدارس دخترانه هم دقت میکرد و به طرز لباس پوشیدن و سر و وضع دختران دانشآموز و حتی معلمین آنها رسیدگی میکرد و مثلا دانشآموزانی که آرایش کرده و سر و وضع نامرتبی داشتند ازکلاس بیرون میکرد"
دیگر عضو حزب، عزت الله سحابی بود که در بیخردی کوس رقابت میزد با پدرش. وی در مقالهای در گنج شایگان به ا��تقاد از انجمن فرهنگی ایران و آمریکا پرداخت و آن را نشانه نفوذ کفار برمسلمانان از طریق زن و شراب دانسته بود. و یا محمود طالقانی که از اعضا اصلی و بنیان گذار حزب بود، ملایی بود که به هنگامفرار گروه فدائیان اسلام و نواب صفوی، به آنها پناه داد و از اقدامات متحجرانه و ترورهای آنها حمایت میکرد. اما شاخص ترین چهره حزب، مهدی بازرگان بود. برای درک اندیشههای وی بهتر است به کتاب وی مراجعه کنیم. بازرگان در کتاب عشق و پرستش یا ترمودینامیک انسان درباره موسیقی چنین نظراتی بیان میکند: "آوازها و موسیقی های طرب انگیز و سایر مشغولیات کیف آور که ایجاد نشاط موقت مصنوعی می نمایند، ��شکلات و رنج ها را از یاد می برد. می گویند رفع خستگی و ملالت می نماید و انسان را برای زندگی آماده می کند. ولی باید دید مگر هر ملالت و رنجی بد است. اگر درد و احتیاج در دنیا نبود، حرکت و تربیتی حاصل می شد؟ با ساکت کردن دردها و کشتن دستگاه های حساس بسیار ذی قیمتی که به همین منظور به انسان داده شده است، آیا اجتماع در جهت مصلحت و کمال می رود یا در جهت زوال؟"
نهضت آزادی گامهای اولیه را بسیار محکم در جهت ارتجاع برداشت. به مخالفت با انقلاب سفید و حق رای زنان، اصلاحات ارضی، و دیگر اصول آن برخاستند. در سال ۴۲ اعضایش اگرچه در زندان بودند ولی از اعتراضات آن سال حمایت کردند. درسالهای بعد زمینه را برای ایجاد گروه تروریستی مجاهدین خلق فراهمنمودند. بازرگان دراین باره گفته بود: "نهضت آزادی بایست برای حرکتهای مسلحانه نقش رَحِم را ایفا کند." پس از تشکیل مجاهدین خلق، عزت الله سحابی نه تنها کمک تشکیلاتی بلکه کمک های مالی فراوان به ای�� تروریستها نمود. همینطور محمود طالقانی حمایت کامل از مجاهدین خلق کرد به طوری که مجاهدین به وی "پدر طالقانی" میگفتند.( علاقه شخصیتهای سیاسی ایران به استفاده از عنوان پدر در فضای سیاسی مورد عجیبی است و شایسته تحقیقی مفصل!) نهضت آزادی از انقلاب ۵۷ حمایت تام و تمام کرد و اولین دولت پس از انقلاب توسط این حزب تشکیل شد. ولی عمر دولت آنها دیری نپائید و رقیب قدرتمندترشان، آنها را به تدریج از صحنه سیاست حذف نمودند. پس از آن چند کوشش برای ورود به ساختار هیئت حاکمه کردند که با شکست روبرو شدند و از زمان طرد آنها از قدرت تا به امروز، و با عوض شدن چند دبیرکل، دیدی ملتمسانه به حاکمیت داشتند و دارند و درسالهای اخیر که شریک و همراه دولتهای اصلاح طلب در سرکوب مردم بودهاند. گو اینکه در حوادث دی ماه خونین به حمایت تام از دولت پزشکیان برخاستند. اولین دبیرکل آنها، مهدی بازرگان، با تمام سفاهتش از بقیه اعضا صادق تر بود. وی که عمری درصدد امتزاج دین و سیاست بود، در آخر عمر در سال ۱۳۷۱ در سخنرانی «آخرت و خدا�� هدف بعثت انبیا» بیان داشت:
هدف اصلی بعثت پیامبران بیش از هر چیز دعوت به خدا و آخرت است، نه تأسیس حکومت یا ساماندادن مستقیم به سیاست و اداره دولت.
یعنی نیمقرن سعی و سودا برای استخراج فلسفهٔ حکومتداری از متنِ آموزههای اسلام، در نهایت ره به جایی نبرد و حاصل آن همه هیاهو، گره بر بادزدنی بیش نبود!
دبیرکل دیگر این حزب ابراهیم یزدی بود که شرح خیانتهایش به ایران مثنوی هفتادمن است و در مطلبی دیگر به تفصیل به آن پرداختهام.
«اگر بخواهیم کارنامهٔ شصتسالهٔ این حزب را به داوری بنشینیم، باید گفت که حاصل آن چیزی جز حماقت و خیانتِ توأمان نبوده است؛ حزبی که حضورش در عرصهٔ سیاسی ایران، ثمری جز خسران و تباهی برای این سرزمین در پی نداشته است.»
#بهروز_حسینی
ما همین دو تا خواهر برادر بودیم و سیاوش ۲سال ازم بزرگتر بود
انقدر مهربون و بامعرفت بود که دلم خوش بود تا آخر عمرم پشتمه و هیشکی نمیتونه اذیتم کنه
ولی اون شب کذایی با گلوله های جنگیشون پشت و پناهم و کشتن
#سیاوش_فرخی
@Ferijan69 ما هم فقط همین یه داداش داشتیم
احمد چراغ خونمون بود، تو همه چی بهترین بود یروز بهش گفتم احمد مگه میشه همه چیو باهم داشته باشی درس و ورزشو و شادیو و مهربونیو
گفت اره یه چی میگم به کسی نگومنم دلم ریخت نمیدونستم قراره چی بهم بگه یهوگفت من”خدا��”بعدش خودش غش غش میخندید😭#احمد_خسروانی
توی منشنها یک نفر حال پدرم رو پرسیده بود. این حال بابای عزیز ۷۰ سالهٔ منه بعد از کشته شدن مامانم. هر روز به خودم میگم: اما این پایان قصهٔ ما نیست. ما واقعاً اجازه نداریم اینجا تسلیم بشیم...
ممنونم که ما رو تنها نمیذارید. تو شادی ملی ببینمتون🤍✌🏻
#جمیله_شفیعی
هممیهنان عزیزم،
در روزهایی که شما با شجاعت در برابر رژیم اشغالگر ایران ایستادهاید، این نظام منفور و منزوی، همچنان به تجاوز به جان و مال مردم ادامه میدهد تا سرنگونی حتمی خود را اندکی به تعویق اندازد. در چنین شرایطی، وظیفه خود میدانم که تصویر عدالت در فردای ایران را برای کسانی که با جنایتکاران همکاری کنند، روشنتر ترسیم کنم.
در این راستا، از «کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی ایران» خواستم درباره دو موضوع مهم، نظر مشورتی خود را ارائه کند: نخست، موضوع مسئولیت کیفری افرادی که با ساختارهای سرکوبگر جمهوری اسلامی همکاری میکنند؛ و دوم، موضوع مصادره اموال معترضان و خانوادههای آنان.
این کمیته اکنون نخستین نظر مشورتی خود را صادر کرده و پیام آن روشن است: این اقدامات، همکاریهای ساده یا بیاهمیت نیستند؛ بلکه «یاریرسانی به جنایت علیه بشریت» محسوب میشوند. هیچ مقام، هیچ دستور و هیچ بهانهای نمیتواند مسئولیت کیفری فردی را از میان ب��رد. بنابراین، هر فردی که آگاهانه و داوطلبانه با ساختارهای سرکوبگر رژیم همکاری کند، چه در داخل و چه در خارج از ایران، باید بداند که در معرض مسئولیت کیفری قرار خواهد گرفت:
خواه این همکاری از نوع گزارشدهی یا خبرچینی باشد؛
خواه از نوع مشارکت در ایستهای بازرسی باشد؛
خواه از نوع بهکارگیری کودکان و نوجوانان در سرکوب معترضان باشد؛
و خواه از نوع تحصیل، انتقال یا خرید و فروش اموالی باشد که در جریان سرکوب از معترضان و خانوادههای آنان مصادره شده است.
از این رو، نهتنها افرادی که در صدور دستور، اجرای آن، یا تسهیل این مصادرهها نقش دارند در معرض مسئولیت قرار خ��اهند گرفت، بلکه کسانی که آگاهانه و داوطلبانه به خرید و فروش این اموال میپردازند نیز باید پاسخگو باشند. این مسئولیت، استفاده از اموال یا داراییهای آنان برای جبران خسارت واردشده به مالکان اصلی را نیز شامل میشود.
بنابراین، به همه کسانی که امروز در صدد همکاری با دستگاه سرکوب رژیم هستند هشدار میدهم: پیش از آنکه دست به اقدامی بزنید که به مردم ایران آسیب جانی، مالی و یا ��جتماعی برساند، به آینده خود و خانوادهتان بیندیشید. به آن روز بیندیشید که ایران آزاد خواهد شد؛ روزی که حقیقت پنهان نخواهد ماند؛ روزی که اسامی آشکار خواهد شد؛ روزی که هیچ متجاوز و جنایتکاری از پاسخگویی در برابر قانون در امان نخواهد ماند.
آن روز، ملت ایران حکومتی خواهد داشت که حقوق ایرانیان را محترم میدارد و ایران را به سرزمینی آزاد و آباد بدل میکند.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
🛜 #Iran's internet blackout has now entered its 11th week after 1680 hours largely cut off from the rest of the world. The censorship measure presents an extraordinary barrier to knowledge, information and communications for Iranians trying to go about their daily lives.
⭕️ This entire situation makes no sense, and I can't understand what is happening.
📌 Why would you give the Iranians their leverage back after taking it away?
📌 How do you go from saying "I will blow up their country" to pausing all operations in less than 12 hours?
📌 Secretary Rubio spent hours today trying to convince people that Iran can't be allowed to violate international law, so why are you now letting them?
📌 Why does a third-world country like Pakistan get to make strategic decisions for the US?
📌 Trump and Rubio said this is a humanitarian operation to save 22,500 sailors stuck in the Straits, so how can you pause a humanitarian operation?
These rapid "mood swings" within hours project not only weakness but also the message that "we have no strategy." The Iranians are going to have a field day with this. Very disappointing.
To our Arab neighbors: our region is at a fork in the road.
One path leaves the Islamic Republic in power and leads to further crimes against our people and yours.
The other helps Iranians reclaim Iran from this illegitimate regime and returns peace and stability to the region.
یکی از کارهای خیلی تاثیرگزاری که میتونید انجام بدید، حمایت و بازنشر این مقاله بسیار مهم و روشنگرانه هست. دست چپولهای دنیا در مورد دروغ کودتا علیه مصدق رو، رو کرده و خیلی واضح داره میگه این دروغ برای مشروعیت زدایی از شاه ایران ساخته شد و الان هم برای مشروعیت دادن به مذاکره با قاتلین مردم ایران ازش توسط سیاستمداران و خبرنگارها استفاده میشه.
#جاویدشاه