این نمودار فقط درباره ریال نیست؛ شاید تلنگری باشد به کسانی که هنوز با همان نسخه قدیمیِ «مذاکره با آمریکا همهچیز را حل میکند» سراغ اقتصاد و سیاست خارجی میروند. وقتی ترامپ از سقوط پول ما برای خودش کارنامه میسازد، شاید وقتش رسیده بعضیها عینک خوشبینیشان را عوض کنند.
در یادداشتم در اطلس دیپلماسی (@AtlasDiplomacy) نوشتهام که چگونه ترور میتواند جسم یک رهبر را از میان بردارد، اما توان نابودی حافظه جمعی، هویت و پیوندهای معنایی یک جامعه را ندارد.
https://t.co/bCPKjJ6okC
«چرا ما در جنگ موفق و در مذاکره ناموفقیم؟» یا
«تفاوت پاردایم لیبرالی حاکم بر سیاست خارجی ایران و رئالیسم تهاجمی آمریکا چیست؟»:
۱- عراقچی: طبق قوانین بین الملل نمی توانیم از تنگه هرمز عوارض بگیریم.
۲- ترامپ: اگر ایران همکاری نکند، تنگه هرمز را میگیرم و بر آن عوارض می بندم.
۲/۲ در شرایطی که نیروهای نظامی کشور برای دفاع از مردم ایستادهاند، چنین ادبیاتی نهتنها نادیدهگرفتن واقعیت میدان است، بلکه ناخواسته روایت دشمن را تقویت میکند. دفاع از کشور انتخاب نیست؛ ضرورت است. و پشتیبانی از مدافعان وطن هم لطف دولت نیست، وظیفه آن است.
۱/۲ سخنان اخیر #پزشکیان بیش از هر چیز نشان داد که فاصله معناداری با واقعیتهای امنیتی کشور دارد. وقتی از «بحرانآفرینی» سخن میگوید، گویی فراموش کرده که این ایران بود که هدف حمله قرار گرفت، نه آغازگر جنگ.
۳/۳ اکنون بانیان و مدافعان توافق، خود در برابر افکار عمومی مسئولاند؛ اگر دستاوردی هست، برای مردم باشد و اگر خسارتی هست، مسئولیتش هم با همانهایی که برایش تضمین دادند. #ملت_ایران حافظه تاریخی خوبی دارد.
۲/۳ سالهاست عدهای هر بار، نسخه «این بار فرق میکند» را برای #مذاکره میپیچند؛ اما ملت ایران حق دارد نتیجه ملموس ببیند، نه صرفاً وعده و تیترهای هیجانی.
۳/۳ اکنون بانیان و مدافعان توافق، خود در برابر افکار عمومی مسئولاند؛ اگر دستاوردی هست، برای مردم باشد و اگر خسارتی هست، مسئولیتش هم با همانهایی که برایش تضمین دادند. ملت ایران حافظه تاریخی خوبی دارد.
بنابراین مسئله تنگه هرمز «بستن» یا «گرفتن» نیست؛ ساختن یک رژیم حقوقی-عملیاتیِ بادوام است. در این مقوله، هر بازیگری که نتواند پیروزی را به نظم پایدار تبدیل کند، در واقع هنوز پیروز نشده است. ۴/۴
کنترل بر #تنگه_هرمز فقط «تصرف» نیست؛ آزمون واقعی بعد از تصرف شروع میشود. گلوگاههای دریایی جاییاند که منطق جنگِ صفر و یکی به منطق حکمرانیِ چندبازیگری و اقتصاد سیاسی جهانی تبدیل میشود. ۱/۴
پارادوکس تنگه این است که آن را با زور میگیریم اما فقط با مصالحه میتوان آن را حفظ کرد. و این یعنی هم برنده و هم بازنده ناگزیر از کامپرومایزند—و این از نظر سیاسی سخت است. ۳/۴
محاصره دریایی، چه بهعنوان فشار برای مذاکره و چه بهعنوان یک استراتژی جنگی، نباید بهعنوان یک تهدید طبیعی برای ایران پذیرفته شود. تحریم نفت و واردات کالاهای اساسی، همانند بمباران زیرساختهاست و باید پاسخ بازدارنده به آن داده شود. ۳/۳
به نظر میرسد تغییر استراتژی آمریکا از ایدههای پرریسک به سمت محاصره دریایی، نشاندهندهی حرکت به سوی یک جنگ کمریسکتر، طولانیتر و کمهزینهتر برای آمریکاست. این جنگ ممکن است برای ایران بسیار فرسایشی و پرهزینه باشد. ۳/۱
اگر آمریکا با کنترل سطح تنش و فشار اقتصادی، ایران را در دالانی از خوف و رجا نگه دارد، ممکن است بتواند با حفظ قیمت نفت بین ۹۰ تا ۱۰۰ دلار، ایران را تحت فشار بگذارد. این مدل کمهزینه برای دشمن، میتواند به یک استراتژی فرسایشی تبدیل شود. ۳/۲