جایگذاری جواهرات توی ویترین ساعتها وقت میگیره، ولی تهش وقتی یه تیکه متریال خاص رو جوری میچینم که نور تکونش بده، انگار یه داستان کوتاه تعریف کردم. واقعاً سلیقه آدم توی این چیزای ریز مشخص میشه، نه؟
توی کمپینها روی کوچکترین جزئیات وسواس دارم که همهچیز میلیمتری پیش بره، اما وقتی دست میگیرم رنگ روغن، کلاً دکمه نظم مغزم آف میشه و معلوم نیست چی میکشم! شما هم تو یه بخش زندگیتون بیش از حد دقیقید و تو یه جای دیگه کلاً رها؟
طرف: این قطعه اصله و از خارج اومده
من: ولی پیچهاش با استاندارد اون سال نمیخونه 🫠
طرف: بابا تو این سن دیگه سخت نگیر
واقعاً خستهام از این همه ادعای اصل بودن 😂😒
چرا هر وقت میخوام یه سیستم ردیف کنم همسرم میاد تو بازی؟
والا انگار یه حس ششم دارن که دقیقاً وقتی دارم با نظم میچینم بیاد و یه جابهجایی کوچیک بکنه که کل ترتیب به هم بریزه 🫣🙏🙈 🍀️
سایههای غلیظ فیلمای نوآر خیلی جذابن ولی یه جا�� کار میلنگه. آخه مگه میشه توی اون تاریکی مطلق و نورپردازیهای عجیب، بازیگرا بدون اینکه به دکور بخورن یا مسیرشون رو گم کنن راحت راه برن؟ من که شبها تو شهر میچرخم میدونم چقدر سخته فقط یه لبهی جدول رو پیدا کنی! 😶🤦♂️
;)
چیدمان میز و رومیزیها وقتی بافت پارچه با نور سالن نمیخونه، کل حس اون میز میپره. ساعتها وقت میذاریم روی یه چیز که شاید بقیه متوجه نشه، ولی برای من همون یه ذره تفاوت رنگه که رو اعصابه 😬
بعضیها واقعاً میفهمن یا فقط من اینقدر وسواسیام؟