دلم نمیخواد هیچ کدوم از استرس های الانمو تجربه کنم. دلم میخواست فعالیت های مورد علاقه امو انجام بدم. برم سفر یا خیالم راحت باشه. ولی نیست حتی خوشحال نیستم از اتمام این مسیر سختی که رفتم. دلم میخواست، برای دل خودم کار کنم. یک گوشه ساده زندگی کنم، اینقدر فکر نکنم و برنامه نریزم.
یک مرز باریکی بین این ایده که “ دارم پتانسلیمو حروم میکنم” و “ از اول delulu بودم و هیچوقت این ایده قرار نبوده واقعی بشه “وجود داره. وقتی پذیرفتی پتانسیلی از اول وجود نداشته، پذیرش راحت تر میشه.