ما دوام آوردیم
اما فرق بود میان دوام آوردن ما و دوام آوردن بقیه.فرق بود میان رسیدن ما و رسیدن آنها.جایی که آنها راه میرفتند،ما میدویدیم،جایی که آنان میدویدند،ما سینه خیز میرفتیم.آنها برای رشد و رفاه میجنگیدند و ما برای بقا،تمام مردم جهان زندگی میکردند و ما فقط زنده میماندیم…
بعضی اوقات نمیشه نقاط مثبت و منفی همهی آدمارو باهم دید، گاهی آدما خودشون انقدر نقاط تاریک و منفیشون رو بهت نشون میدن که تو ناخواسته وادار میشی فقط بُعد تاریکشون رو ببینی.
بیشتر وقتا دلیل حال بدم خودمم. اشتباهای گذشتم، انتخابهای غلط و بدتر از همه کمکاریهای الآنم. امیدوارم زمان برگشتنم به اون آدم تلاشگر سابق بیشتر از این طول نکشه.
زمانی که خودم رو با کار خفه میکنم آدم شاد تری هستم!
همینکه بیکار میشم؛
اورتینک اورتینک اورتینک...
من حتی راجع به اینکه چرا اورتینک میکنمم، اورتینک میکنم...
جدیداً به یه نتیجهای راجع به خودم رسیدم اونم اینه که مشکل اساسی من “تنبلی” نیست بلکه “ناامیدی” از هر چیزی تو زندگی هست که باعث میشه من همیشه دست از تلاش کردن بردارم.