احسان قدبیگی هم دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف بود که خرداد سال ۱۴۰۱ در پی یک «سانحه» در یکی از واحدهای تحقیقاتی در تهران کشته شد. همان روزها تمام رسانههای حکومتی و دولتی او را دانشجوی نخبه معرفی کردند، اما بعد معلوم شد یکی از محققان رسمی در برنامه موشکی نظام بود.
تخصص محمدامین کلاته هم که روز گذشته در دانشگاه تهران کشته شد، ارتباط مستقیمی با برنامه موشکی میتواند داشته باشد، فارغ از اینکه او به طور رسمی با این برنامه همکاری داشته یا خیر؟
در روزگاری که بیربطترین اماکن در ایران منفجر و گاز مسئول اصلی این حوادث معرفی میشود، طبیعی است این انفجارها مورد توجه قرار بگیرد. بماند که خیلی از کسانی که مسئولیت واکاوی این قبیل حوادث را دارند، ترجیح میدهند اخبار و گزارشهای رسمی را پوشش داده و خودشان را به وادی تحقیق نیندازند. درست مثل مورد سرنگونی هواپیمای اوکراینی.
خلاصه تا زمانی که این قبیل انفجارها هست، پرسشها و تردیدها و تحقیقها درباره آنها ضروری است که مورد کلاته و دانشگاه تهران یکی از تازهترین آنهاست.
🔴 فوری، مهم؛ تهران حذف هدفمند | محمدامین کلاته، دستیار آموزشی دانشگاه تهران و پاسدار پژوهشگر وزارت دفاع در دانشگاه تهران
محمد امین کلاته، پاسدار‑پژوهشگرِ مواد در دوره کارشناسی ارشد، با مقالاتی در حوزهٔ نانوموادِ ذخیرهسازی انرژی، فرآوری منیزیم و تولید پودرهای فلزی، پاسدار پژوهشگر وزارت دفاع در سازمان پژوهشهای نوین دفاعی(سپند) بود که بهصورت بالقوه در خدمت زیرساختهای پشتیبان سامانههای اتمی، موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی قرار داشت.
نگاهی کوتاه به مقالات منتشرشده از او نشان میدهد که وی از دوران محسن فخریزاده بهواسطه علاقهمندیهای شخصی و ارتباطات خانوادگی در خدمت دستگاه شریرانهٔ علمی، پژوهشی و انسانستیز جمهوری اسلامی قرار گرفته بود.
مقالاتی همچون:
• نانومواد و ترکیبات سولفیدی (CuS): پژوهشهایی با هدف بهبود ساختار ذرات و افزایش کارایی خازنها و سیستمهای ذخیرهسازی سریع انرژی.
این پژوهشهای علمی با کاربرد در ابرخازنها و سامانههای الکترونیک با پاسخدهی سریع، در اجزاء کلیدی ساخت چشمهٔ نوترونی در چاشنی اتمی در بخشهای نظامی/اتمی جمهوری اسلامی در سازمان سپند وزارت دفاع در ارتباط مستقیم قرار دارد.
• فرآوری ترمومکانیکی منیزیم: روشهای شکلدهی و بهینهسازی خواص مکانیکی منیزیم و آلیاژهای سبک، مواد سبک با نسبت استحکام به وزن بالا، در صنایع هوافضا، پهپاد و بخشهایی از سامانههای پرتاب موشکی ارتباط و کاربرد دارند.
• تولید پودر فلزی برای Additive Manufacturing: روشهایی مانند Twin Wire‑Arc Spray برای تهیه پودرهای فولادی (۳۱۶SS) که امکان ساخت افزایشی قطعات صنعتی و تخصصی در صنایع اتمی، موشکی و پهپادی را فراهم میکنند.
• ذخیرهسازی انرژی پالسمحور: خازنها و مواد مرتبط با تخلیهٔ سریع انرژی در سامانههای الکترونیکی (ابرخازن، الکترونیک توان) که در ساخت چشمهٔ نوترونی یا چاشنی اتمی بکار میآیند.
• مواد سبک و ساخت افزایشی: منیزیم و قطعات پرینتشده توسط پرینتر سهبعدی که در مقالات محمد امین کلاته مورد پژوهش قرار گرفتهاند، امکان ساخت سازههای سبک و پیچیدهای را در اختیار جمهوری اسلامی قرار میدهند که برای ساخت سانتریفیوژهای پیشرفته، اجزاء بمب هستهای، پهپادها و موشکهای بالستیک بسیار ارزشمند است.
نگاهی کوتاه به مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی دربارهٔ زنجیرهٔ انتقال دانش و نیروی انسانی — بهمنظور ایجاد همکاری میان دانشگاهها و مؤسسات صنعتی‑دولتی و انتقال دانش از پروژههای پژوهشی به واحدهای اجرایی — اثبات میکند که مسیر استفادهٔ دومنظوره از دانشگاهها و امکانات علمی و پژوهشی ایران برای مقاصد شرورانهٔ جمهوری اسلامی هموار و الزامی شده است.
محمد امین کلاته با داشتن مدرک لیسانس، بهواسطهٔ رانت سازمان پژوهشهای نوین دفاعی(سپند) و از دوران همکاری او با محسن فخریزاده تا رضا مظفرینیا و در ارتباط با دکتر طهرانچی و محمدرضا صدیقیصابر در پروژهٔ ساخت چشمهٔ نوترونی و چاشنی اتمی، برخلاف روال عادی، تنها با داشتن مدرک کارشناسی بر خلاف روال عملی دانشگاهی به سمت دستیار آموزشی دانشگاه تهران منصوب شده بود.
این انتصاب به او اجازه میداد از این سمت با دسترسیهای کامل به امکانات فنی، پژوهشی و علمی دانشگاه تهران بهرهبرداری کند تا «دندانهای کروکودیل خونآشامِ گوژپشت حوزه علمیه و جمهوری اسلامی سید علی خامنهای» را علیه ملت ایران و جهان آزاد تیزتر و برندهتر کند.
رسانههای مزدور جمهوری اسلامی از او بهعنوان «دانشجو‑پژوهشگر» یاد میکنند؛ جعلِ هدفمند کلمات برای پنهانسازی حقیقت.
ملت ایران پیش از این در تقابل با این استخدامِ جاعلانهٔ کلمات توسط جمهوری اسلامی از عباراتی همچون «بازجو خبرنگار»، «خبرنگار مالهکش» و … استفاده کردهاند و بر این اساس هم اکنون باید عبارت «پاسدار دانشجو» و «پاسدار پژوهشگر» را نیز به این مجموعهٔ عامیانه و صریح در تقابل با گفتمان جعلی و تمامیتخواهانه جمهوری اسلامی اضافه کرد.
چهارشنبه ۹ مهرماه ۱۴۰۴
#شبنامه
@Rppress0
روحش شاد
نخبه بود و رتبهدار کنکور و المپیاد.
بماند به یادگار از ظلم روزگار که پرافتخارترین و پرتلاشترین فرزندان ایران، تحت تحریم و جنگ، اینطور مورد هجمه حرامزادگان و نانجیبان فارسیزبان قرار میگیرند.
آسودگی به کنج قناعت نشستن است
سیر بهشت در گرو چشم بستن است
هشیاریی است عقل که مستی است چاره اش
بدمستیی است توبه که عذرش شکستن است
ماهی به شکر بحر سراپا زبان شده است
غافل که حد شکر، لب از شکر بستن است
طفلی است راه خانه خود کرده است گم
هر ناقصی که در صدد عیب جستن است
شوخی به این کمال نبوده است هیچ گاه
خال تو چون سپند درانداز جستن است
ما از شکست توبه محابا نمی کنیم
چون زلف، حسن توبه ما در شکستن است
کفاره شراب خوریهای بی حساب
هشیار در میانه مستان نشستن است
غافل مشو ز مرگ که در چشم اهل هوش
موی سفید، رشته به انگشت بستن است