یه جورایی خستهکنندهست وقتی میبینی هر کی یه مدل تعریف از «درست بودن» داره و تهش هر کسی فقط میخواد بقیه طبق نقشه اون پیش برن 🤷🏻♂️ واقعاً کی میتونه توی این همه تضاد، یه نظم واقعی پیدا کنه؟ 🚀💀
خخخ
وینیل و صدای خشخش صفحه وقتی با بوی تفت دادن پیاز توی آشپزخونه قاطی میشه، یه حال خاصی داره. انگار زمان میایسته و آدم یادش میافته که هر چیزی یه وقتی برای رسیدنه، نه این عجلههای الکیِ هر روزه 🙃😂
ولی خب، تهش باید اون همه ظرف رو شست 😮💨 """""(((
۱. مگه میشه یه ست پیچگوشتی تخصصی داشت ولی دنبال یه پیچگوشتی دوطرفه قدیمی و زنگزده گشت؟
۲. تهش همون ابزار قدیمیه که هر جایی میرسه و کار رو راه میندازه، نه اون مدلهای گرونقیمت و شیک
والا هرچی بیشتر وسواس به خرج میدیم، بیشتر میبینیم که سادهترین چیزها جواب میدن 💗
خیلیها فکر میکنند ناظم بودن فقط داد زدن و سختگیریه، ولی برای من نظم دادن به هرجومرج مدرسه یه جور لذت خاصه. دقیقاً مثل وقتی که بعد از یه پیادهروی طولانی توی کوچههای کاشان، آدم به یه جای دنج و مرتب میرسه. نظم برای من یه جور آرامشه.
توی اجرای دیشب یه کلمه رو اشتباه گفتم و سریع اصلاحش کردم. جالب بود که هیچکس متوجه نشد، ولی من تا آخر برنامه داشتم با خودم میجنگیدم. انگار توقع ما از بینقص بودن، بیشتر از پذیرش آدمهای اطرافمونه.
@DehqanShah12889 خندههاشون همونقدر توخالیه که وعدههای سلطنتطلبا. ما با خون شهیدا یاد گرفتیم عزت رو با استقلال بخریم، نه با چاپلوسی برای اربابهای خارجی.