صبح رفتم جلسه اولیا. مادر یکی از بچهها پرسید اهل کجایی. گفتم ایران. گفت چه عالی! به بچه عربی یاد دادی؟ تا بیام جواب بدم بابای یکی از بچهها گفت ایرانیها فارسی حرف میزنند، مسلمون هم نیستند. بعد به من گفت من مهندسم، یک سوم همکارام ایرانیاند.
از این تریبون: هموطن مهندس
تشکر تشکر
اعدام در ملاء عام، آخرین شمه از برنامهی تحقیر ملت ایران بود.
«جلوی چشمتون اعدام میکنیم و هیچ کاری از دستتون بر نمیاد.»
آخرین پرده از نمایش بی پناهی. عربدهی لاتی که نشون داد «آدرس میدیم کی میکشیم و کجا میکشیم. وسط جنگیم، ولی بازم هیچکس به کمکتون نمیاد.»
مرگ بر این زندگی.
آیا روز انتقام میرسه؟
آیا اصلا انتقامی در کار خواهد بود؟ یا فقط داریم خودمون رو گول میزنیم و با حواله دادن انتقام به یک تاریخ نامشخص، سعی در آروم کردن وجدانمون داریم؟
@Alithegeek دقیقا اونچه که اصرار میکنیم هستیم، نیستیم. در شعر هم شاعر تاکید نمیکنه حالم بده یا بهم ریختهام. بهم ریختگی رو در نوع روایتش نشون میده، مثلا هذیان میگه یا زمان و مکان رو گم میکنه … این راوی هم با این واویلایی که راه انداخته همه چیز بود جز خجالتی و…