این رفتار گلهای و حمله به اشخاص بدلیل اختلاف یا تفاوت عقیده را قبلا در ابعاد وسیع ارزشی ها برای سالهای زیادی انجام داده و نتیجه این شده که میبینید، حالا اگر هم شما تکرار میکنی و توجیه میکنید یعنی سیمپیچی مغزی شما با ارزشی فرقی نداره فقط بتی که میپرستی عوض کردی.
تا وقتی ما نتونیم با تفاوتها و عقاید مختلف کنار بیایم و رفتار حذفی داشته باشیم و دیگران را قبول نکنیم و در اکثریت جامعه هم خریدار داشته باشه این رفتار، ما هرگز روی دموکراسی را نخواهیم دید و از بتی به بت بعدی نقل مکان میکنیم ، از ۱۰۰ سال پیش تا الان هم نمونه های واضحش برای مشاهده وجود داره.
و مشغول آزموده را آزمودن هستیم تا دوباره بیینیم خطاست.
در واکنش به حرف کسی که میگوید زن وقتی میره خونه کسی پس خودش خواسته بهش تجاوز بشه و گرنه نمیرفت
عدهای میگویند در این صورت یعنی مرد یک حیوان وحشی در نظر گرفته میشود که هیچ عقل و اخلاقی ندارد!
و بعد چنین توضیح داده میشود که هر زنی میره خونه یک مرد که برای سکس که نیست!
درست اما ناقص است.
چیزی که فراموش میشود این است که در ذهن و فرهنگ مردم ما هنوز حق زن برای داشتن سکس و تفاوت سکس و تجاوز به خوبی آموخته و درک نشده است.
.
نه تنها هر زنی که به خانه مردی میرود یا مردی را به خانه دعوت میکند معنیش تمایل به سکس نیست
بلکه تمایل به سکس هم معنیش تمایل به مورد تجاوز قرار گرفتن نیست!
یک زن ممکن است و حق دارد صرفا و فقط به قصد سکس هم به خانه مردی برود ولی باز هم حقش نیست مورد تجاوز قرار بگیرد!
نباید سرزنش شود که تو خودت برای سکس رفتی.
او برای سکس رفته نه برای تجاوز!
.
ولی ذهن و فرهنگ تکامل نیافته جامعه ما هنوز در عمل نمی فهمد سکس یک رفتار طبیعی است و تجاوز یک جرم است!
شاید وقتی بشنویم بگوییم میفهمیم ولی در عمل نمی فهمیم!
اگر فردی میل و رضایت به سکس با یک انسان دیگر را به طور ضمنی یا مستقیم بیان کند باز هم معنی آن این نیست که از آن پس آماده پذیرش هر رفتاری تا هر زمانی از آن فرد است.
و با توجه به اینکه ذهن و فرهنگ ما زن را اساسا چیزی متعلق به مرد و از دنده چپ مرد میداند، هنوز تصوری از حق آزادی زن در مورد سکس چه قبل و چه حین و چه بعد از آن را درک نمیکند.
تا اکنون هم بیشتر بخش پیشرو جامعه تازه به آنجا رسیده که برای سکس با زن باید رضایتش گرفته شود و همین را کافی میداند که البته در این مرحله هم گاهی هر رفتاری را ممکن است موافقت ضمنی تفسیر کنند!
اما این کافی نیست.
نه تنها برای سکس با یک زن باید رضایتش گرفته شود بلکه باید آزادیاش برای تعیین فرم و زمان و مکان سکس و همچنین آزادیاش برای خودداری از ادامه آن در هر زمانی با وجود رضایت اولیه درک و پذیرفته شود.
رضایت به سکس به معنی دادن اختیار تام جسم و روح زن به مرد تا ارضا شدن مرد نیست!
مردم فتیش نصیحت کردن و نصیحت شدن دارن.
تو موزیک نصیحت میکنن
با ورزش نصیحت میکنن
حس و تجربه های شخصی رو تعمیم میدن و نصیحت میکنن
سفر میرن نصیحت میکنن
مهاجرت میکنن نصیحت میکنن
کلا یه سری ادم دارن نصیحت میکنن
یسری ادم هم دارن نصیحت میشن
دنبال معنا تو دهن و از ذهن بقیه:|
یه تنگه یا بازه یا بسته؛ یه واقعیت قابلمشاهده! اما تو دنیایی که سیاست و رسانه تسخیرش کردن، ترامپ میگه تنگه بازه، قالیباف میگه بستهست و هر رسانهای هم روایت جناح خودش رو تأیید میکنه. این وسط فقط مردمان که میون اینهمه دروغ و روایت، به زندگی چنگ میزنن. 😔
مهدی یراحی یک نقد به ترانه جدید داریوش نوشته که به عنوان کسی که نه ترانه جدید داریوش را گوش کردم و نه ترانههای قدیمی سیاسی مهدی یراحی میخوام نقدی به آن بنویسم.
من اصلا موسیقی سیاسی دوست ندارم، در حدی دوست ندارم که حتی از سر کنجاوی هم که ببینم چی هست گوش نمیدم.
.
نقد مهدی یراحی چند اصل دارد:
اول اینکه نقش حکومت و قدرت در ایجاد وضعیت کنونی نادیده گرفته شده است
این در نگاه اول نقد منطقی است
اما فقط با کمی اندیشیدن بیشتر بسیار بیمعنی میشود
ترانه داریوش و به طور کلی هر ترانه یا اثر هنری دیگر یک اساسنامه یا نقشه راه همهجانبه نیست که بخواهیم همه جنبهها را ببیند.
به زبان دیگر و برای برجسته تر شدن ایرادی که به این ایراد وارد است یک مثال میزنم:
وقتی که یک پوستر میسازیم که افراد با سابقه خانوادگی بیماری قلبی برای پیشگیری از مرگ زودرس ورزش کنند
کسی ایراد نمیگیرد که چرا در این پوستر اشاره نشده است که علت اصلی مرگ زودرس خود بیماری قلبی است نه ورزش نکردن!
علت اصلی معلوم است و نیاز به تکرارش در این پوستر نیست.
شما اگر به کسی که سرطان دارد بگویید مایعات بیشتر بخور که بدنت ضعیفتر نشود و کسی بگوید شما نقش سرطان رو در ضعیف شدن بدن نادیده گرفتهای خندهدار است و میگویید نادیده نگرفتهام و حرف من بیان دلیل اصلی و یا تمام دلایل ضعف بدن نیست، خواستم به یک جنبه خاص از موضوع نگاه کنم که شاید به خوبی دیده نشده است.
بنابراین همانطور که هر بار برای اینکه به یک بیمار مبتلا به سرطان بگوییم چه کارهایی برای بهبودیش خوب است و چه کارهایی وضعیت را بدتر میکند، لازم نیست تاکید کنیم که می دونیم عامل اصلی وضعیت بدش سرطان است
در جامعه هم هر وقت میخواهیم به یک مشکل جامعه بپردازیم لازم نیست دوباره تاکید کنیم که عامل اصلی مشکلات جامعه حکومت است، مخصوصا در یک فضای محدود مانند یک ترانه یا یک پوستر!
نقد حکومت سی سال پیش آگاهی بخش بود
اکنون
برای نقد حکومت برداشتن کاغد سفید هم کافی است!
.
ایراد دوم این است که در "برهه حساس کنونی" بعد از کشتار دی ماه این نقد به جامعه و به گروههای سیاسی در زمان مناسبی نیست
در روزهای قبل از اتفاقات دی ماه من چند توییت طولانی نوشتم با این مضمون که بر خلاف دیگران که میگویند در برهه حساس کنونی فعلا میرویم پشت رضا پهلوی، من مینویسم که رضا پهلوی آدم این کارها نیست.
چندین دوست مجازی قدیمی که حتی پهلویست هم نبودند به دلیل اینکه من در آن "برهه حساس کنونی" که مردم آمادهاند و رضا آماده است برگردد و همه چیز برای انقلاب و آزادی فراهم است دارم سنگ اندازی میکنم ضمن اینکه بدبین شدند و اتهاماتی زدند بلاک کردند یا من بلاکشون کردم
اما استدلال بر مبنای برهه حساس کنونی در نگاه اول خوشایند اما در نگاه عمیق و بلند مدت چرند است.
همان زمان من میگفتم برخلاف تصور عمومی ما در برهه حساس کنونی نیستیم و انقلابی در کار نیست.
اما اکنون در واقع اصلا ما نه در برهه حساس کنونی بلکه در بعد از یک "برهه حساس کنونی" و احتمالا پیش از یک "برهه حساس کنونی" دیگر هستیم و هیچ زمانی بهتر از اکنون نیست که به "برهه حساس کنونی" چند ماه پیش نگاه کنیم تا در برهه حساس کنونی چند ماه بعد دوباره اشتباهات آن برهه را تکرار نکنیم.
.
ایراد سوم این است که این ترانه مسئولیت شسکت مردم در رسیدن به اهدافشان را بر دوش مردم گذاشته و نقش حکومت و عوامل دیگر را در ایجاد تفرقه بین فعالان سیاسی نادیده گرفته است.
غیر از اینکه این مشابه همان ایراد اول است اما یک توضیح بیشتر هم نیاز است.
وقتی در ترانه میگوید وضعیت کنونی حاصل تکرار اشتباهات است(در توییتهایی دیدم این رو گفته)
به این معنی نیست که جامعه و عوام سرزنش شوند و مسئول وضعیت کنونی معرفی شوند
بلکه از جمله اشاره به همان تفرقه پذیری مکرر جامعه و فعالان سیاسی است.
شما اگر بگویید عامل شکست ارتش ما این بود که ارتش دشمن به آن حمله کرد با اینکه حرف درستی زدهاید اما خندهدار است.
معلوم است که حکومت سعی میکند بین مخالفان تفرقه ایجاد کند
شما باید به این هم بپردازید که چرا برخی فعالان سیاسی آگاهانه ابزار تفرقه شدند( شاید هم ناآگاهانه اما تکرار یک اشتباه ناآگاهانه احتمالا آگاهانه است).
.
دو تا توییت مربوط به قبل از ۱۸ دی ماه رو ضمیمه میکنم.
اکثرا تنها برنامه میریزم. علاوه بر اینکه تنهایی برام لذت بخش تره چون همه چیز مطابق میل خودمه. یکی از دلایلشم اینه که گره خوردن به آدمها بهم حس اسارت میده. از یه جایی به بعد هم آدمها وقتی میفهمن بهم میگن ما هم بیایم؟ و این یعنی من رو پذیرفتن و خب همین باعث میشه راحت تر هم باشم.
اگه آدم یاد بگیره خودش رو هیچوقت معطل هیچکس نکنه، نصف زندگی رو برده!
واسه هر برنامه و هدفی، معطل هیچکس نباید موند. وقتی برنامهت رو گره بزنی به بقیه، راه رو براشون باز گذاشتی که برنامهت رو گروگان بگیرند تا ناز و اداشون رو بخری.
میخوای بری سفر؟ سینما؟ استخر؟ تفریح؟ کوه؟ ورزش؟ کنسرت؟ برنامهی خودت رو بریز و برو. اگر بهشون گفتی و اومدند، چه خوب، نیومدند؟ تنها برو.
خودت همیشه اولویتی. یه جوری برنامه بریز که نشه گرو بگیرنش.
ناراحت میشن؟ جوابش رو خودت میدونی!
اشتیاق بیش از حد به ثبت لحظهها با دوربین گوشی، حافظهٔ واقعی ما را ضعیف میکند و توانایی تجربهٔ آرام و بیواسطهٔ زندگی را از ما میگیرد.
وقتی در کنسرت، سفر یا حتی جمعهای خانوادگی همیشه یک لنز میان ما و واقعیت فاصله میاندازد، در عمل «در آن لحظه حضور نداریم». در چنین وضعیتی، زندگی واقعی جای خودش را به یک نمایش میدهد؛ ما پیش از هر چیز به این فکر میکنیم که «چطور این صحنه را قاب بگیریم تا برای دیگران جذاب باشد؟» و همین باعث میشود خودمان از تجربهٔ واقعی آن لحظه محروم شویم و به جای یک خاطرهٔ حسی و عمیق، فقط چند تصویر سطحی در حافظهٔ گوشیمان داشته باشیم.
سادهسازی سیاست، شاید بزرگترین خطایی بود که با وعده رسیدن سریع به پیروزی به مردم فروخته شد. خود من هم مدتی، مستقیم یا غیرمستقیم، تحت تأثیر همین نگاه بودم.
اما قرار نیست همیشه در بر همان پاشنه بچرخد. سیاست پیچیدهتر از دوگانههای سادهی «خوب و بد»، «خودی و دشمن» و چند شعار آماده است. اگر جایی اشتباه کردیم، قرار نیست برای دفاع از گذشته تا ابد همان اشتباه را تکرار کنیم؛ میشود دوباره نگاه کرد، بیشتر فهمید و بعد دنبال راه گشت.
واقعا داشتن پدر و مادر غیرمذهبی و آتئیست یه شانسه تو اون جامعه. شخصا فقط به واسطه مدرسه و جامعه خیلی تروما دارم حالا فکر کن خانواده مذهبی هم داشته باشی، سخته خیلی.
من هزاران بد شانسی در زندگیم آوردم اما چیزی که بابتش قدردان هستم نداشتن خانواده مذهبی و مادر آتئیسته.
وقتی تراماهای بچههای خانوادههای مذهبی رو میشنوم جگرم کباب میشه.