@abban98192288 مذاکره با آمریکا فقط یک هدف رو دنیال میکنه، اونم اینه که حرف خامنهای تمام و کمال به گه تیدیل بشه.
اون از جنگ و این هم از مذاکره.
میخواستن حتی ۱ کلمه از حرفش هم درست نباشه.
@Calista_1989 من خیلی تو دلداری دادن بدم و اصلا بلد نیستم تو غم کشی شریک بشم.
یه بار فامیل یکی از دوستامون از خارج اومده بود، بعد که میخواستن خدافظی کنن منم رفتم، دیدم دارن گریه میکنن دم در، دیگه نرفتم جلو و دیگه خدافظی هم نکردم.
@amiralimni@PersianD51672 من تپاین فضا و حرفه هستم، هر دوی این سبستمعاملها رو هم باهاشون کار میکنم، بازم میگم اندروید برای من خیلی یوزر فرندلی تره.
دلیل این که انتخاب اول کشورهای جهانه هم شاید سطح پایین آیکیوشون باشه. پس فکر نکن که چیز خوبیه.
آیاواس نمونه UI بهتره، اندروید نمونه UX بهتر.
**تحلیل
**والدین ایرانی، به خصوص مادرانِ ما، مدلی کوچک از دیکتاتور کتلت شده، #علی_خامنهای
**«عبدالرحمان کواکبی» در کتاب معروف خود «طبائع الاستبداد و مصارع الاستعباد»، ویژگیهای یک مستبد یا دیکتاتور را برشمرده است که چند مورد اصلی را در اینجا میآوریم.
**اما نکته بسیار ترسناک و در واقع شوکه کنندهی آن، شباهت بینظیری است که یک دیکتاتورِ کلاسیک مثل خامنهای و یا هیتلر، با والدین ما، به خصوص مادران دارند!
**در ذیل، به شش موردی که به ذهنم خطور میکند اشاره میکنم:
**۱. تکیه بر روی نیروی نظامی و امنیتی: خامنهای سپاه را داشت، بسیج و در نهایت به دنبال بمب اتمبود، مادران ما چوب و چماق و کمربند و در بهترین و لطیفترین حالت، فحاشی و عربدهکشی.
**۲. ایجادِ دشمنی خیالی: سید علی، آمریکا و اسراییل را در چنته داشت، مادران ما عمه٫ زنعمو و زندایی و حتی اقدس خانم و اختر خانم، همسایههای بغلی و طبقه بالایی.
**۳. سانسور، خفقان و روایت سازیهای دروغین: خامنهای روزنامهها را میبست، رسانهها را در دست میگرفت، ضدیتی اهریمنی با آزادی بیان داشت و وقایع اجتماعی را به آن شکلی که دوست میداشت تعبیر و تفسیر میکرد، و مادران ما در صورت اعتراض و حتی یک سوال، سرکوبمان میکردند، خاطرات فیک میگفتند، از زیباییها و خواستگارهای خود، افسانهها میبافتند و در صورت کوچکترین ریاکشنی، به روشهای مختلف و اکثرا غیر اخلاقی، سعی در نشان دادن حقانیت خود میکردند.
**۴. امتیاز دادنِ بدون دلیل به شخص یا اشخاصی خاص: علی خامنهای حلقهای از وفاداران و چاپلوسان داشت. مادران ما چطور؟ خواهر، مادر، یکی دوتا از فرزندان، زن همسایه و شاید یکی دونفر دیگر از اقوام را به گرد خود جمع میکردند و از همین حلقهی کوچک، خانمانسوزترین توطئها، ساخته و پرداخته میشد.
**۵. وعده نجات دنیوی و اخروی: جمهوری اسلامی و رهبر الدنگش، استاد این مغالطه بودند. مادران ما چطور؟ این جمله آشنا نیست: هیچکس جز من خیر و صلاحت را نمیخواهد. بچهای که پدر و مادر ازش راضی نباشد، نه دنیا را دارد نه آخرت را!
**۶. کنترل مستقیم اقتصاد کشور: به عنوان آخرین فاکتور در این نوشتار، رهبر ایران، همه منابع مالی را در دست داشت و در هر کجا که دلش میخواست خرج میکرد. اکثرا هم غیرضروری. و کشور را همیشه گرسنه و بدهکار نگه میداشت. مادران ما نیز جیب پدرانمان را چَپو میکردند. دهبرابر درآمد پدرانمان، آت و آشغالهای غیر ضروری میخریدند، همیشه بدهکار بودند و از پدر و فرزندان طلبکار.
**الگوی هردو یکی است، فقط تعداد افراد جامعه متفاوت.
**تنها این امید را دارم ما این زنجیره را پاره کنیم و اگر نمیتوانیم دست از استبداد بشوییم، لااقل بچهدار نشویم.
#استبداد