مگر من از وطنم چه میخواستم؟
جز لقمهای نان و خیالی آسوده،
جز تکهای آفتاب و بارانی که آهسته ببارد،
جز پنجرهای که رو به عشق و آزادی گشوده شود.
- شرکو پیکس
در هیچ دورهای از زندگیام اینقدر خودم رو نباخته بودم. بیکار و بیپول و ناامید. بابا ما قرار بود با خوشی بریم سر خونه زندگیمون، این چه وضعیه آخه؟ یه آب خوش از گلومون پایین نرفته این یک سال.
@HSetareh کاملا مشخصه . ولی یه چیزی که من رو اذیت میکنه اینه که فرم صورت باریک معمولا برای شخصیت های بد داستان استفاده میشه ، فرمدهی صورت بین ضحاک و رستم کاملا جابجا ست ، چونه ی با یک و صورت کشیده حس رذالت میده . ولی نشانه پردازی عالیه
چقدر این حرف از سمت خانم ها شنیده میشه و چقدر آزاردهنده س
اون لحظه اون مرد تنها کاری که در توانش هست همون جمله س
آرت بمب یه تنی بیاد قطعا کاری نمیتونه بکنه
چون کاری از دستش بر نمیاد تنها با همون جمله خودشو و تورو آروم میکنه
چقدر بی لیاقتید
ولی خنده دار بود وسط جنگ هربار جنگنده میومد یا بمبارون میشد نزدیکمون شوهرم میومد بغلم میکرد میگفت نترس عزیزم حواسم بهتون هست، یکی نیس بگه آخه مرد مثلا اگه بمب یه تنی بیافته سرمون میخوای چکار کنی؟😂
جنگنده ها چرا هر شب ۲ به بعد میومدن حالا🤭