نقد #توهم_توطئه
نفسِ نقد «توهم توطئه» ایدهای قابل دفاع است؛ اما در این دوره از تاریخ، به نظر میرسد این ترانه بیش از آنکه جامعه را نقد کند، ممکن است حدِ میان قدرت و قربانیان آن را کمرنگ کند.
شاید منظور سازندگان آن بوده که دشمن و توطئهی واقعی وجود دارد؛ اما هر جریان متفاوتی توطئهگر نیست. یا اینکه جامعه بیمسئولیت نیست؛ اما قدرت مسلط مسئولیت اصلی را دارد.
مسئله اینجاست که کفهی نقد جامعه در این ترانه بسیار سنگینتر از کفهی نقد قدرت است؛ و در چنین مقطعی، این عدم توازن نمیتواند بیاهمیت باشد. در متن ترانه، نقد جامعه صریح و مستقیم است، در حالی که قدرت —با وجود نقشی که در شکلگیری بخش بزرگ و اصلی این وضعیت داشته— تقریباً غایب است.
حتی «ما»یی که ترانه بارها از آن سخن میگوید، روشن نیست دقیقاً چه کسانیاند. وقتی قربانی، معترض، جامعه و ساختار قدرت همگی در یک «ما» خلاصه میشوند، مرز میان مسئول و قربانی کمرنگ میشود؛ و این همان جایی است که نقد «توهم توطئه» میتواند ناخواسته به نکوهش جامعه نزدیک شود.
در فاصلهای کوتاه از دیماه خونبار، اگر منتقدِ توهم توطئه، همزمان سهم قدرت —توطئههای واقعی و دخالتهای پنهانی که موجب آسیبهایی جدی به جنبش آزادیخواهی ایران و تفرقهافکنی میان فعالان منتهی شده— را به رسمیت نشناسد، نقدش ناخواسته به «شماتت» جامعه شبیه میشود و خواهناخواه از رنج و نامرادی مردمی تحت ظلم و اسیر انواع دسیسهها غافل میماند.
ملتی که نهتنها با تمام وجود ایستاد و —بر خلاف متن یکی از ابیات همین قطعه— زیر بار هولناکترین سرکوبها زاری نکرد، که سوگِ رقص برپا داشت و در دل ساختاری نابرابر، فراتر از آنچه تاریخ در وصفش گفته بود ظاهر شد.
کاش این ترانه بهجای تقابلی ناخواسته با «ما»، کنار «ما» میایستاد؛ یا دستکم این «ما» را شفاف میکرد تا از منظوری که —حدس میزنم— سازندگان داشتهاند دور نشود.
نقد توهم توطئه میتواند کاملاً مشروع باشد، اما وقتی وزن اصلی خطاها بر دوش «جامعه» قرار میگیرد و عاملیت سرکوبگر از قاب روایت بیرون میماند، نتیجه دیگر صرفاً طرح یک کد فرهنگی و نقد یک خطای ذهنی نیست؛ بلکه ممکن است به انتقال بخشی از مسئولیت از قدرت به قربانیان منجر شود.
محترمانه و صریح میگویم: به نظرم اینبار حرفی مهم، در زمانی نامناسب و با روایتی کمدقت گفته شده است.
اگر دوستان مدافع شرافت ناراحت نمیشن و نمیگن این شغلشونه حق نداریم بگیم نرید!
باید بگم کسی که در مراسم تشیع خامنهای شرکت میکنه یه بیهمهچیز به تمام معناست که دستش رو توی خون کشتهشدگان اعتراضات ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۴۰۱، ۴۰۴ میشوره، از خونشان مینوشه و شریک تمام جنایات قصاب تهرانه!
بنظر من کاری که این گروه انجام داد، نه تنها یک اجرای موسیقی و کار هنری درجه یک، بلکه یکی از جسورانه ترین و زیباترین حرکتهای مدنی سالهای اخیر هم بود. این کنسرت و این اجرا و این حرکت در یاد ایرانیان میمونه. جمهوری اسلامی هم با صدور حکم متحجرانه شلاق به همه یادآوری کرد که با «زن» و «موسیقی» دشمنی جدی تری داره تا با «شیطان بزرگ»
#پرستو_احمدی #کنسرت_کاروانسرا
مانلی میرخان، استراتژیست و تحلیلگر سیاسی:
«پیشاپیش عذرمیخواهم اگر کلامم بار دارد. اپوزیسیون ما کاملا ورشکسته است. و متاسفانه، مردم داخل باید از اپوزیسیون خارج از کشور به عنوان قدرت سیاسی، دل بکنند» @ManeliMirkhan
آمریکا با اشتباهاتی که در جنگ علیه رژیم ج.ا ایران انجام داد، وارد دو مسیر بدون راهحل شد:
ادامه جنگ، ویرانی منطقه، فشار بر بازار انرژی و اقتصاد جهانی؛ یا توافق با رژیم و در نتیجه قدرتمندتر شدن محور جمهوری اسلامی، چین، روسیه و گروههای شبهنظامی.
احتمال سقوط رژیم در ادامه جنگ ۱۲ روزه بیشتر بود. پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه، تمام کسانی که مخالف شروع آن بودند، درباره نداشتن برنامه برای بعد از جنگ و چگونگی پایان آن هشدار میدادند؛ افرادی مانند مارکو روبیو. اما نتانیاهو برنامهای را روی میز گذاشت که تصویری از یک جنگ کوتاهمدت و سقوط جمهوری اسلامی ارائه میکرد و توانست ترامپ را قانع کند.
همانطور که بارها گفتهام، نحوه پایان این جنگ اگر به بقای رژیم ج.ا منجر شود، ساختار منطقه و حتی جهان را تغییر خواهد داد و این بە ضرر آمریکا خواهد بود و از همە مهمتر بە ضرر مردم ایران خواهد بود.
#IranWar
رضا پهلوی عجب مرد عجیبی است!
بعد از ۴۷ سال موفق شد پرچم شیر و خورشید را در ورزشگاه امریکا ممنوع کند!
موفق شد تلویزیون منوتو را به خاک سیاه بنشاند و تخته کند!
موفق شد بزرگترین اعتراضات در مسیر بنیانبرافکنی را بنفع جمهوری اسلامی مسدود کند!
موفق شد خیابانها را از مردم بگیرد و به طرفداران نظام تحویل دهد!
موفق شد اپوزیسیون را گرفتار وضعیت فعلی کند!
موفق شد با گردن گرفتن عاملیت جنگ نتانیاهو و خامنهای، تنگه هرمز را ببند!
موفق شد جان تعداد زیادی از طرفدارانش و فرزندان عزیز ایران را بگیرد !
باور کنید بار کج به مقصد نمیرسد
بقول پدرش با سر هم بندی نمیشود به مقصد رسید
بقیهش رو شما بگویید
موقت
در نیمه آبان ماه ۱۴۰۴، وقتی که فیلمبرداری فیلم «دادگاه تاریخ» را به پایان بردیم، هرگز گمان نمیبردیم که تنها دو ماه بعد، جمهوری اسلامی دست به جنایتی چندان بزرگ خواهد زد که نه تنها بر جنایتهای گسترده و فراوانش در نیم قرن گذشته سایه اندازد، بلکه حتی نظیری برایش در تاریخ ایران و جهان نتوان یافت.
جمهوری اسلامی در ۱۸ و ۱۹ دی ماه، فقط در چند ساعت دهها هزار تن از شهروندان ایرانی را کشت، دهها هزار نفر را مجروح و دهها هزار نفر دیگر را بازداشت کرد تا اندکی بعد به اسم اعدام و در لباس بیقوارهای به اسم قانون، دست به قتل آنان در زندانها بزند.
این کشتار و سپس جنگی که جمهوری اسلامی بر ایران و ایرانیان تحمیل کرد، نمایش این فیلم را که قرار بود در فروردین ۱۴۰۵ در حاشیه نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو انجام گیرد، بهناگزیر به تاخیر انداخت.
با این همه، تداوم جنایت و سوء استفاده از قوه قضاییه بهعنوان بازوی اجرایی بیداد و سرکوب و قتل، حتی بیش از گذشته، مسئولیت جمعی ما برای اندیشیدن به نحوه اجرای عدالت در فردای پس از جمهوری اسلامی را سنگینتر کرده است.
چگونه میتوان و باید هم به اجرای عدالت برای ملتی دادخواه متعهد ماند و هم، چرخه خشونت را در هم شکست و سرانجام به یکی از اصلیترین خواستههای مردم که از انقلاب مشروطه تاکنون عملا تحقق نیافته، دست یافت و دستگاهی دادگستر بنیان نهاد که در آن، دادرسی در نهایت انصاف و عدل، شفافیت و با رعایت حقوق همگان، از شاکیان تا متهمان، و براساس قوانین پذیرفتهشده جهانی و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیونهای بینالمللی صورت گیرد.
دادگاه تاریخ، تلاشی برای به تصویر کشیدن چنین دادگاهی در ایرانِ رها شده از چنگ جمهوری اسلامی است؛ دادگاههایی که میتوانند تضمینکننده مسیر جمعی مردم ایران برای رسیدن به دموکراسی و آزادی و عدالت باشند و همچون فانوسی در طوفان حوادث، ساحلی را به ما نشان دهند که در آن ما یک بار برای همیشه از چرخه خشونت و تکرار آن رهایی یافتهایم.
همه امید ما این است که این فیلم مستند و داستانی، گامی در راستای تقویت همه تلاشها در این جهت و کمکی به جنبش بزرگ دادخواهی مردم ایران باشد.
ساخت این فیلم بدون مشارکت بیدریغِ همه عوامل فیلم و یاری و مشورت بسیاری از حقوقدانان، کنشگران مدنی و سیاسی، سینماگران و هنرمندان و از همه مهمتر دادخواهانی که در همه این سالها با همه دشواریها، سوگ و اندوه و خشم و امید خود را نیروی برافراشتن پرچم دادخواهی کردند و این جنبش را به یکی از پایههای اصلی دموکراسیخواهی و پایبندی به حقوق بشر بدل ساختند، ممکن نبود.
دست همه این یاران را میفشاریم و امید آن داریم که این فیلم توانسته باشد بخشی از تلاش و نیز امید و رویای آنان را به تصویر کشیده باشد و تاکیدی دوباره بر این واقعیت باشد که بدون یک دستگاه قضایی مستقل، رسیدن به آزادی و عدالت، همچنان رویایی دوردست باقی خواهد ماند.
#جمشید_برزگر @JamshidBarzegar
#سعید_دهقان
#دادگاه_تاریخ
#TheCourtOfHistory
انگار دیگر باید شل کنیم و بنشینیم به نظاره.
همین است وضعیت این روزهای همه ما، هر جا که هستیم. هر کدام، روبرو با امواج سهمگینی که به سویمان میآیند.
نه یک بار که چند بار این ویدیو را دیدم و هنوز هم دوست دارم یک بار دیگر ببینمش...
https://t.co/tk8He3o7X8
امیدوارم برنامه امشب میدان را تمام طرفداران پهلوی در ایران دیده باشند.
اینها فقط جنازههای شما را برای به قدرت رسیدن میخواهند، حتی حق غر زدن هم ندارید وگرنه پاچه ورمالیده هستید، رعیت را چه به انتقاد از شاه پدسگا!
ممنون از خانم خضرحیدری که صبر ایوب دارد.
@Fahimehkhezr#میدان
بد نیست کمی تاریخ بخوانیم!
Blackshirts یا همان پیرهنسیاهها، نیروهای شبهنظامی وفادار به Benito Mussolini بودند؛
گروهی که با خشونت خیابانی، سرکوب مخالفان، و ایجاد رعب، راه را برای استقرار یک رژیم فاشیستی در ایتالیا هموار کردند.
سرنوشتشان چه شد؟
با سقوط موسولینی در سال ۱۹۴۳ و فروپاشی فاشیسم، این نیروها یا متلاشی شدند، یا محاکمه، یا در حافظه تاریخی اروپا به عنوان نماد سرکوب و استبداد ثبت شدند.
تاریخ، شوخی ندارد.
تشویق «پیرهنسیاهها»، حتی در قالب نماد و استعاره، بیشتر از آنکه کسی را از فاشیسم تبرئه کند، جایگاه او را روشنتر میکند.
نظر نامحبوب
اگر ما اپوزیسیون قدرتمند داشتیم که عاملیت واقعی داشت و دنیا اون رو جدی میگرفت الان یک صندلی در اسلامآباد داشتیم و بخش مهمی از این مذاکرات بود!
حکومتی که حتی یک درصد احتمال خطر جانی برای مردمش بده، موظفه به هر شکل ممکن از جونشون محافظت کنه.
اوه… ببخشید، یادم رفت, این جمهوری اسلامیه؛ حکومت نیست، یه مشت تروریست سرِ گردنهان.
The inflammatory use of language like the “destruction of a civilization” even if mere rhetorical tactic is morally wrong, illegal and counterproductive..The Iranian regime’s sole goal is its own survival. The Iranian people are fighting to keep and revive their civilization.
جنگ را رژیم و سپاهش علیه مردم ایران، اسرائیل و آمریکا آغاز کردهاند؛ اما چرا با وجود آگاهی از نداشتن توان مقابله با آمریکا، همچنان به ادامه آن اصرار دارند؟ پاسخ روشن است: قربانی کردن مردم، از هر نظر، برای حفظ قدرت. مسئول اول و آخر این جنگ، سپاە پاسداران رژیم جمهوری اسلامی ایران است.
#IranWar