1/7
در رابطه با نحوه مواجهه با فرد صاحب یک عقیده باید بین سه چیز تمایز قائل شد، بین اون عقیده یا باور، خود اون فرد ،و رفتار و گفتارش.به نظرم هیچ عقیده، دین یا طرز فکری نباید از نقد شدن معاف باشه.هر کسی حق داره با یه باور مخالف باشه، ردش کنه یا حتی ازش متنفر باشه و اینو علناً بگه.
@jahangardoxtar@unandu_ با اونم در وضعیت فعلی بعیده همچنان کاری از پیش بره، چون بعد مردن خامنه ای، شناخت درستی هنوز از چگونه کار کردن سیستم بدون رهبر وجود نداره.
هنوز داغ محمد حسینی برامون تازست!
نذاریم این دو برادر رو هم جمهوری اسلامی اعدامکنه!
جمهوری اسلامی باید بدونه یه ایران خانواده اینهان!
#محمد_حسینی#حسن_امیری#حسین_امیری
🚨🚨ذبیح الله کوهکن، زندانی سیاسی و از اطرافیان بنیامین کوهکن و یاسین کوهکن، در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارد.
کسانی که پیگیر پرونده بنیامین و یاسین بودند میدونند که رژیم بشدت دست گذاشته رو این خانواده و در برهه ای مادر بنیامین وفرزند یک سالش روهم دستگیر کرده بود.
⚠️این روند که اول اتهامات امنیتی میبندند و اگر موفق نشدند با اون اتهامات اعدام کنند شاکی های خصوصی ردیف میکنند، رو در پرونده های زندانیان سیاسی دیگه هم دیدیم.
گزارش کامل در کامنت
#ذبیحالله_کوهکن
منبع @balochistanhrdn
وقتی در فضای آکادمیک غربی حجاب را به عنوان ابزار مردسالارانهی سرکوب و محدود کردن زنان نقد میکنی، اولین عکسالعمل اروپایی سفیدپوست این است که میگوید: «زنان زیادی هستند که خودشان آزادانه حجاب را انتخاب کردهاند و نقد حجاب باعث میشود این افراد مورد تبعیض قرار بگیرند.» سالها در کلاسهایم از دانشجویان پروگرسیو این حرف را شنیدم.
جدا از اینکه میتوان بر اساس جامعهشناسیای که خود همین پروگرسیوها به آن معتقدند (مثلا با استناد به فوکو) پرسید: آیا این حجاب داوطلبانه خودش ناشی از درونیسازی گفتمان سرکوب نیست، بهترین راه برای فهماندن بحث ارجاع به یک مثال از تاریخ خود غرب بود. (بعد از تجربهی سالها مقابله، در سالهای آخری که این کلاس را ارائه میکردم، اصلا با این مثال بحث حجاب را شروع میکردم.)
همهی شما میدانید که در اروپای قرون قبل، زنان برای حضور موفق در جامعه ناچار به پوشیدن کرست (به فارسی نمیدونم میگن کرست یا کرزاژ) بودند. سالها زنان ناچار بودند ناراحتترین لباسهایی را که بپوشند که موجب آسیب جدی ارگانهای درونیشان میشد و حتی مرگ زودهنگامشان را به همراه داشته. همزمان همین کرستها باعث میشد که زنان مدام دچار افت فشار خون بشوند و ضعف کنند و کلیشه «جنس ضعیف» تثبیت میشد. هرچند منشا نظری این فشار بر زنان در این موضوع دین نبود، ولی مردسالاری و تعریفش از زنان که بود. یکی از طلیعههای جنبشهای فمینیستی با مبارزه با کرست شروع شد. یکی از سؤالهایی که شاگردانم میپرسیدم این بود اگر این فعالان را میدیدید، آیا به آنها هم میگفتید عدهای داوطلبانه کرست میپوشند. بدون تردید همه نه میگفتند.
بعد از این بحث گفتگو دربارهی حجاب را شروع میکردم. هنوز هم معتقدم در مقطعی از تاریخ قرار داریم که باید این نظام تبعیض زنستیز را نقد کنیم. شاید زمانی برسد که همینطور که امروز کرست بصورت داوطلبانه در هزار مهمانی و پارتی چرم و فتیش و بیدیاسام پوشیده میشود و کک هیچ فمینیستی هم نمیگزد (درست هم همین است) حجاب هم بشود چیزی که انسانها آزادانه انتخاب کردهاند و نه از روی اجبار چه بیرونی و چه درونیشده.
@unandu_ تو جامعه ایران به شدت منفی میشه با قوانین حاکم، چون زن کمابیش از مقام انسانیش به یه برده تنزل می کنه و آزادی و اختیار که مشخصه اصلی انسان آزاد است رو از دست میده. حرکت در جهان خارج از خانه تنها بااجازه ضمنی شوهر ممکنه و تصمیم گیری بسیاری موارد سرنوشت ساز مث محل زندگی، تحصیل،۱/۲
@unandu_ آورده ی یه مرد به نظرم احساس امنیت و ثباته، ایجاد یه محیط امن که زندگی بتونه درش جریان داشته باشه و اگه فرآیند "نوزندگی زایی" در کاره از زن و بعدتر نوزاد در این فرآیند و پس از اون حمایت می کنه.
ضمن اینکه پیوند دو طرفه امکان جریان پیدا کردن عشق رو فراهم می کنه که منبع دوپامینه.
پیکر دخترشان را دزدیدند، دو هفته در راهروهای کهریزک دواندندشان و در آخر برای تحویل دادنِ جسد بخیه خوردهی جگرگوشهشان، از آنها پول گرفتند!
به کدام جرم؟ به جرم بیست ساله بودن؟
#آیدا_برآسا را کشتند و میخواستند صدایش را هم دفن کنند، اما این شکمِ دوخته شده، فریادِ تاریخ است.
فیلم دوربینهای مداربسته رو به حکومت تحویل نداد.
درست مثل هموطنی که پشت در ایستاد تا بقیه دوستاش فرار کنن..
دیدند امید مرد شریفیست گفتند باید جانش را بگیریم 😓
صداش باشیم مدام و مدام
#امید_جانمی
7/7
خلاصه اینکه از نظر من هر دینی، ایدئولوژیای یا طرز فکری رو میشه نقد کرد و حتی شدید نقد کرد. اما تا وقتی یه آدم صرفاً یه باور داره و به کسی آسیبی نزده، نباید هدف توهین و تحقیر قرار بگیره. آزادی بیان و نقد، متوجه یه ایدئولوژی، باور یا فکره، نه خودِ فرد صاحب کرامت.
1/7
در رابطه با نحوه مواجهه با فرد صاحب یک عقیده باید بین سه چیز تمایز قائل شد، بین اون عقیده یا باور، خود اون فرد ،و رفتار و گفتارش.به نظرم هیچ عقیده، دین یا طرز فکری نباید از نقد شدن معاف باشه.هر کسی حق داره با یه باور مخالف باشه، ردش کنه یا حتی ازش متنفر باشه و اینو علناً بگه.
6/7
ممکنه کسی امروز یه عقیده مث اسلام داشته باشه که من کاملاً مخالفش باشم، ولی همین بهتنهایی دلیل نمیشه بهش به عنوان مسلمون توهین کنم یا حرمتش رو بشکنم.ضمن اینکه در مورد اسلام، خود مسلمونها جز بیشترین قربانیان اسلام سیاسی بودن.
@KavehGhoreishi@Smkokurd@_____mjb@KurdishPeaceOrg زور زدن برای تحمیل یه هویت اتنیکی/زبانی/مذهبی به بقیه در قالب دولت سازی، فقط فاجعه آفریده در همه جا. پس فرآیند دولت سازی به شیوه غربی هم بعیده پاسخ ما باشه. ما باید راهی برای مدارا و زیستن در کنار هم پیدا کنیم /بیافرینیم که در نظام سیاسی اش هم جا برای همه باشه.
@KavehGhoreishi@Smkokurd@_____mjb@KurdishPeaceOrg درک این واقعیت برای کل جایی که بهش میگن خاورمیانه/ غرب آسیا بعلاوه افغانستان و حتی بخش هایی از آسیای میانه، وضعش همینه. وحدت سرزمینی یه جورایی بر اساس زبان و اتنیک ممکن نیست، چون هیچ قطعه یکپارچه ای از سرزمین فقط مربوط به یه مردمان خاصی نیست و به مردمان متفاوت و متنوعی تعلق داره
بچهها سلام❤️
بالاخره رسیدم خونهمون و دیگه مشهد نیستم.
ببخشید که نتونستم تکتک به پیامهاتون جواب بدم. میدونید که چقدر دلم براتون تنگ شده. به اندازهٔ یک انقلاب و یک جنگ بینمون فاصله افتاده.
به اندازهٔ یک انقلاب و یک جنگ هم براتون قصه آوردم. وقتی یکم وضعیتم بهتر شد، مفصل براتون مینویسم.
عجالتا فقط خواستم بگم دوستتون دارم. فکر کردم عکس آذر رو هم براتون بذارم.
آذر، زندانی زندان وکیلآباد مشهد، بند آرامش.
آذر بهخاطر گذاشتن یک استیکر برای نتانیاهو با خشونت بازداشت شد. بعد از مدتی انفرادی در سپاه، حالا توی بند آرامش زندان وکیلآباده و هنوز بلاتکلیفه.
آذر عاشق سفر کردنه، تو آژانس هواپیمایی کار میکنه، رپ گوش میده و آشپزیش هم فوقالعادهست. تمنای آزادی تو تمام وجودش جریان داره؛ تمنای رهایی و عصیان.
آذر ماههاست که زندانه.
برای خیلی از آدما شاید رنج افسردگی تو زندان رسمیت نداشته باشه. یعنی وقتی پتو رو میکشی رو سرت و مشتمشت آلپرازولام و فلوکستین و ترانکوپین میخوری تا بتونی تو شلوغی بخوابی... فقط بخوابی تا رنج دیوارها از پا درت نیاره؛ رنج وطنت و هر لحظه ویرانتر شدنش.
قصهٔ آذر، قصهٔ خیلی از بچههای بازداشتی این دورهست.
من فکر نمیکنم هیچ کشوری تو دنیا بابت یه استیکر به کسی اتهام «همکاری با اسرائیل» بزنه و بندازتش انفرادی، اما اینجا رواله .
هر چی تمنای ما به آزادی بیشتر میشه، سرکوب هم بیشتر میشه.
هر چی عصیان ما بیشتر میشه، سرکوب هم بیشتر میشه.
#آذر_یاهو
#زندان_وکیل_آباد
🔷 سعید زارعی کردشولی کیست؟
#سعید_زارعی_کردشولی
سن: ۳۲ ساله، احتمالاً اهل مرودشت یا شیراز
تاریخ بازداشت: دیماه ۱۴۰۴
اتهام: افساد فیالارض
محکومیت: اعدام
وکیل: -
قاضی: سید محمود ساداتی
زندان: عادلآباد شیراز
وضعیت زندانی: سعید زارعی تحت شکنجههای شدید قرار گرفته و دچار آسیبهای جدی به صورت، شکستگی پاها و دندهها شده است. تحت فشار و شکنجه مجبور به اعتراف اجباری شده است. اتهام اعلامشده «قتل مأمور سپاه در جریان اعتراضات مردمی مرودشت» است.
اطلاعات بیشتری از او در دست نیست.
صدای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام باشیم.
#نه_به_اعدام