از دهه هفتاد تا امروز زن ایرانی هر قدم رو به جلویی که برای آزادی پوشش برداشت متهم به هنجارشکنی و «خراب بودن» شد.
- اینایی که مانتو میپوشن فاسدن
- مانتو تا سر زانو؟ حتما خرابه
- مانتو روشن/سفید؟ جنده است
- شلوار جین پوشیده؟ پتیاره است
- شال و مانتوی تنگ؟
واسه خواهر خودتم میپسندی؟
- برمودا پوشیده؟ پس میخواد بده
- شلوار فاقکوتاه، شال پشتگوش؟
فساد عادی شده!
- ساپورت و مانتو جلوباز؟
اینجا شهرنو نیستا!
- روسریش میفته؟ شاید پورناستاره
- با لِگ و تیشرت اومده بیرون!
مگه جندهخونه است؟
و این داستان ادامه داره، اینطوری که چشمای مرد/زن سنتی به الگوی قبلی عادت میکنه، ترند جدید رو میبره زیر سوال و زن تا وقتی به پوشش کاملا آزاد -اونم به طور قانونی، نه با ترس و اضطراب- نرسه متوقف نخواهد شد. در نهایت چشمها به تاپ و شلواک و بیکینی هم عادت میکنن، جامعه آخوندِ درون خودشو خواهد کشت و هیچ نوع برچسبزنی و زوزه کشیدنی هم افاقه نخواهد کرد.
#حجاب_اجباری
#Hijab_is_oppression_not_culture
پ.ن: توییت قبلی رو کوت کردم که مقایسهای باشه بین پوشش دختران در جوامع آزاد با پوشش دختر ایرانی که امروز باعث رم کردن ارازشه شده.
داستایوفسکی تو تسخیر شدگان نوشته :
میدانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم ، دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی ، همهی ما شبیه به یکدیگریم .