تنها ایرادم این بود که روابط کاریم رو انسانی فرض کردم و انتظار داشتم که آدمها در شرایطی که من همه جوره پشتشون بودم پشتم باشن ولی اونها در بزنگاهی که احساس نیاز و فشارهای روم رو دیدن بدتر تیرهاشونو روانهم کردن که بیشتر فرو برم!
اما
من الان شاید خسته باشم ولی کم نمیارم . . .
وقتی براش ماجرا رو تعریف کردم، بهم گفت تا حالا دوبار در زندگیش سردرد شده و بعد شنیدن این ماجرا اینجا دومین بارش بوده و دلش اونقدر برام سوخت که نمیتونست حرف بزنه!!!
@so_ha_ka در حالتی که کلا آدم یک جانشینی نیستم و از خونه اغلب به عنوان فضایی برای استراحت و خوابیدن استفاده میکنم، قطعا بله! کمااینکه در حالت عادی هم جوابم بلهست!
فردا قراره برم سر کلاس ۲۸ تا دانشجویی که اختلاف سنیمون کمتر از پنج شیش ساله!
و طبق تجربهی اینکه اغلب دانشجو من رو با دانشجو اشتباه میگیره، سعی دارم با پوشیدن لباسای مامانم بیشتر از سنم دیده بشم!! 🤓
شانس داشتن دو پدربزرگ و دو مادربزرگ درزندگیام تا سنین بزرگسالی به من فرصت خاطرهسازی و احساساتی باارزش داد اماامشب به دلایلی نامعلوم ازغمی بزرگ گریه کردم!
برای پدربزرگی که نیست!برای مادربزرگی که نیست،برای پدربزرگی که حالش خوب نیست وبرای خودم
برای خاطراتی که هیچوقت باآنها نساختم!
من الان در آسیبپذیرترین حالت ممکن کل دوران زندگیمم!!!
و نمیدونم واقعا با این حجم از آسیبپذیری و روحیات حساس، چطور دقیقا انقدر در مجامع عمومی و پرچالش و پرتنش هم حضور پررنگی دارم! -__-