یک ایران صدایم را شنید
اعلام پایان یک دیکتاتور.
پایان علی خامنهای.
نامی که با صدای گلوله، با اذان اعدام، با بوی خون، با سایه زندان و طناب دار در حافظه ما حک شده.
اعلام این خبر را تقدیم میکنم
به
کیان پیرفلک، کودک خدای رنگینکمان، که گلولهها قصهاش را ناتمام گذاشتند.
به مهسا امینی، که نامش جرقه شد در تاریکی.
به نیکا شاکرمی، سارینا اسماعیلزاده، حدیث نجفی،
دخترانی که موهایشان را باد برد، اما صدایشان ماند.
تقدیم به محمد حسینی و مهدی کرمی، که نگران مادرش بود از خبر اعدام.
به نوید افکاری، وای نوید و صدای عدالتخواهیش.
به مجیدرضا رهنورد و محسن شکاری،
به ندا آقاسلطان،
به پویا بختیاری،
به ستار بهشتی،
به روحالله زم،
به پدر آوش _هادی فروغ
به بچه هایی که گفتند در روز آزادی مارویادتون نره.
و به هزاران هزار نامی که هرگز بر صفحه تلویزیون نیامدند و در فهرستی خوانده نشدند اما در دل این سرزمین حک شدند.
این خبر را تقدیم میکنم
به مادرانی که عکس فرزندشان را قاب گرفتند و قاب را بوسیدند و بر مزار فرزند رقصیدند تا دشمن شاد کن نباشند.
به پدرانی که در گورستانها ایستادند و زیر لب گفتند: «داد میخواهم».
به خانوادههایی که فقر، شرم را سر سفرهشان نشاند.
به جوانی که کار نداشت اما غرور داشت.
به دختری که زیر لگد دژخیمان، سر خم نکرد.
به کودکی که کودکی نکرد.
به جوانی که جوانی نکرد.
به پیری که آزادی را ندید.
این خبر تقدیم میشود به نسلی که از ترس عبور کرد.
به نسلی که فهمید هیچ دیکتاتوری ابدی نیست.
امشب، فقط یک مرگ اعلام نشد، سایهای فرو ریخت.
و در پسِ این فرو ریختن،
نامهایی میدرخشند
که هرگز خاموش نشدند.
یادشان نه در سوگ،
که در ادامه راهشان زنده است.
در چهلمین روز پس از قتلعام وحشیانه دی ماه، پیامی برای هممیهنانم در ایران دارم.
غم و اندوه شما فراتر از مرزهای ایران احساس میشود. میلیونها نفر در سراسر جهان بپا خاستهاند؛ قلبهایشان با قلبهای شما میتپد، نام شما را زمزمه میکنند، خواستههای شما را فریاد میزنند، و در سوگ شما اشک میریزند.
شما تنها نیستید.
ما کشورمان را باز پس خواهیم گرفت.
ما با ساختن ایرانی آزاد، امن، و شکوفا یاد جاویدنامهای میهن را گرامی خواهیم داشت.
و تا زمانی که شما آزاد نشوید، از مبارزه دست نخواهیم کشید.
نور پهلوی
۱۷ فوریه ۲۰۲۶
۲۸ بهمن ۲۵۸۴