اشکهای شاهزاده رضا پهلوی (@PahlaviReza )، اشک پدریست که قلبش برای هر فرزند ایران میتپد، برای هر مادری که داغدار است، برای هر جوانی که زیر گلوله ایستاد و فریاد آزادی سر داد.
بغضی که از عمق وجود میاید، اشکی که نه از ضعف، که از عشق بیپایان به ایران میآید.
#FreeIran
#IranRevolution2026 ✌🏻🕊️
Congratulations are not fitting for the Iranian people.
The thousands who sacrificed their lives for freedom were not represented in negotiations.
A people who have long been America’s most natural allies in the region have once again been treated as pawns in a deal struck over their heads.
ایران ما، امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد نیروهای ملی نیاز دارد. چه با حمایت خارجی و چه بدون آن، سرنوشت ایران در دستان خود ماست. ما از این رژیم فرسوده و درمانده نیرومندتریم. ما از مزدورانی که برای نمایشهای تبلیغاتی به خیابان فرستاده میشوند، مصممتر و استوارتریم.
جمهوری اسلامی در حمایت از تروریستهای حزبالله لبنان، درگیری نظامی دیگری را آغاز کرد تا ماهیت ناایرانی و ضدایرانی خود را آشکارتر کند. این رژیم، ملت ایران را به گروگان گرفته و جان و مال ایرانیان را ابزاری برای صدور ترور، جنگ و بیثباتی میبیند.
در این درگیری نیز، همچون همیشه، مسئول هرگونه آسیب به زیرساختهای ایران و جان غیرنظامیان بیگناه در هر دو سو، جمهوری اسلامی است.
ملت ایران، که نخستین و بزرگترین قربانی این رژیم بوده است، بهخوبی میداند که تا زمانی که جمهوری اسلامی بر سر کار باشد، ترور، خشونت و بیثباتی بر ایران، منطقه و جهان سایه خواهد افکند. صلح، امنیت و رونق پایدار تنها با پایان این رژیم امکانپذیر است.
راهحل، مذاکره با سپاه پاسداران و تروریستهای اشغالگر ایران نیست؛ راهحل، ایستادن در کنار ملت ایران و حمایت از مبارزه آن برای پایان دادن به جمهوری اسلامی است.
@Mohaddese9411@DrEliDavid F* IRGC knows that the U.S. is reluctant to enter a major conflict before the World Cup. They’re trying to leverage that to pressure Trump into signing an agreement and releasing seized assets.
This is not often discussed but those are the assets of the Iranian people. They should ONLY be put into a strike fund or a fund for a future free Iran. Anything else is theft.
Currently there are multiple victims groups claiming this money and NONE of them are actual Iranians.
⚽️ با شرف @salargholamiii سالار غلامی عزیز برای تورنتو و همهٔ ایرانیان آزادهای که به دنبال راهحل خلاقانه هستنددر مسابقات جام جهانی:
با توجه به اینکه میدانیم فیفا اجازه نمیده پرچم پرافتخار شیر و خورشید داخل ورزشگاهها ببریم، تیم Cyrus The Great, راهحل بسیار زیبا و خلاقانهای درست کرده!
لطفاً این ویدیو را کامل تماشا کنید و با عزیزانتان به اشتراک بگذارید تا دستبهدست بچرخه.
همهٔ ما که در آمریکای شمالی هستیم، میتوانیم به فرمان اعلیحضرت، با این روش هوشمندانه و باشکوه، پرچم زیبای شیر و خورشید در برابر ورزشگاهها به احتراز و هویت واقعیمان را فریاد بزنیم! 🇮🇷
#JavidShah #KingRezaPahlaviForIran
۲- ترامپ حالا در انتهای این مسیر قرار دارد. نزدیک به ۸ هفته از آتشبس میگذرد و آنچه او به آن نیاز دارد هنوز بدست نیامده است. جمهوریاسلامی به پاییز امسال به چشم خط پایانی نگاه میکند که هر جور شده باید تا آنجا دوام بیاورد. ما تا انتخابات میاندورهای آمریکا تنها ۲۲ هفته فاصله داریم. زمان به ضرر ترامپ است. به همین خاطر هم جمهوریاسلامی از هیچ وقتکشیای صرفنظر نمیکند.
در این فضا چند احتمال در برابر ما قرار دارد. اولی این است که جمهوریاسلامی حاضر شود چیزی به ترامپ بدهد که او بتواند با آن دور افتخار بزند. اینجا درباره تمدید آتشبس صحبت نمیکنم، بطور مشخص منظورم این است که جمهوریاسلامی حاضر شود در مورد مسئله هستهای بیش از آنچه در توافق با اوباما کوتاه آمد در برابر ترامپ نرمش نشان دهد. بهعنوان یک نظر شخصی بعید میدانم جمهوریاسلامی چنین امتیازی را به ترامپ بدهد. مجتبی خامنهای اگر زنده باشد نیازمند کسب مشروعیت در میان بدنه هواداران جمهوریاسلامی است و در این شرایط، کسب مشروعیت جز با تندروی و آمریکاستیزی امکانپذیر نیست. علاوه بر این هیچ دلیلی هم وجود ندارد که جمهوری اسلامی به ترامپ کمک کند که از بزنگاه انتخابات میاندورهای آمریکا جان سالم بهدر ببرد.
احتمال دوم این است که ترامپ بدون بدست آوردن توافق به همین مسیر فعلی ادامه دهد و تلاش کند تمرکزها در داخل آمریکا را به نقطهای دیگر معطوف گرداند. این انتخاب برای آمریکا فاجعهبار است. نتایج بسیار هولناکی برای آمریکا در صحنه جهانی در پی خواهد داشت. تعلل آمریکا تا همینجا هم به اعتبار آمریکا ضربه سنگینی وارد کرده است. علاوه بر این، جمهوری اسلامی هم بیکار نخواهد نشست؛ در ماههای منتهی به انتخابات دست به هر کاری خواهد زد تا دموکراتها را به پیروز انتخابات بدل کند. بعید میدانم دستگاه سیاسی آمریکا متوجه تبعات این گزینه نباشد.
آنچه باقی میماند بازگشت به گزینه نظامی است. به همین خاطر جنگ یکبار دیگر اجتنابناپذیر به نظر میرسد. اما آغاز این جنگ جدید نیازمند دو پیششرط است. نخست باید آن فرصت مناسب پیش بیاید. پنجره زمانی مناسبی که بشود در آن وارد جنگ شد. و دوم اینکه آمریکا باید به پاسخ این سؤال برسد که قرار است در این جنگ جدید به چه شکل متفاوتی بجنگد که به نتایجی متفاوت از جنگ قبل برسد. در اینجا آنچه من میبینم این است که گزینه مردم ایران اساساً روی میز ترامپ قرار ندارد. به نظر میرسد گزینه مردم ایران از روی میز ترامپ برداشته شده است. صدای غالب در آمریکا، متوسل شدن به شدت عمل بیشتر است. آنچه در مقابل ترامپ قرار داده میشود همان زدن زیرساختهاست تا شاید جمهوری اسلامی تسلیم شود. این گزینه تبعات بسیار زیادی برای ما مردم ایران دارد. علاوه بر این، ما مردم ایران میدانیم که به تسلیم جمهوریاسلامی هم منتهی نخواهد شد.
واقعیت این است که جنگ برای ما مردم ایران هزینه بسیار زیادی دارد. آنچه تحمل این هزینه را ممکن میکند میل شدید ما مردم به نابودی جمهوریاسلامی است. با همین نگاه هم اصلاً بخش بزرگی از جامعه در نیمه اول این جنگ، هزینههای هنگفت آن را تحمل کردند. اما اگر هدف جنگ صرفاً تغییر رفتار جمهوری اسلامی باشد، جنگ به چیزی تبدیل میشود مثل تحریمها. خیلی زود جمهوریاسلامی یاد خواهد گرفت که چگونه از آن سود ببرد و زیانش را بر دوش ملت ایران بیندازد. در نتیجه برعکس بسیاری، نگرانی من این نیست که همهچیز در این نقطه فعلی متوقف گردد، نگرانی من این است جنگ آغاز شود، اما نه جنگی که به نابودی جمهوریاسلامی بینجامد.
قصدم از نوشتن این متن حمله به ترامپ و ترویج نفرت از او و آمریکا نیست. برعکس، این متن تلاشیست برای عبور از دوگانه نفرت و شیدایی. متوجه اهمیت آمریکا باشیم و بهجای اینکه با هر حرف یا عمل ترامپ دچار این احساس شویم که مورد خیانت قرار گرفتهایم، به این فکر کنیم که چگونه میشود آنچه میخواهیم را به او تحمیل کنیم. چگونه میتوانیم گزینه براندازی را مجدداً به میز او بازگردانیم. گزینه براندازی انتخاب طبیعی آمریکا نیست، چیزیست که باید به آمریکا تحمیل کرد. مردمی که در هجدهم و نوزدهم دیماه به خیابان آمدند گزینه براندازی را به او تحمیل کردند. خروجی آن تحمیل، تکهتکه شدن خامنهای بود.
مردم ایران امسال دوباره به خیابان خواهند آمد. وضع اقتصادی آنچنان فاجعهبار است که بسیاری در میان آمدن به خیابان و خودکشی در حال انتخاباند. عاقلانهتر این است که این حضور زمانی رخ دهد که هنوز نیروهای نظامی آمریکا در منطقه هستند و یکی از سه گزینه نخست محقق نشده است. آنجا میشود تصور کرد جنگ به هدف حمایت از مردم ایران آغاز گردد. وگرنه خیابان دوباره به قربانگاه این مردم بدل خواهد شد بیآنکه نتیجهای از آن بهدست بیاید.
۱- در این لحظه، هیچ گزینه ایدهآلی روی میز ترامپ وجود ندارد و این نتیجه مسیریست که او از نیمه دوم این جنگ در پیش گرفت. این جنگ از ابتدا اسیر یک بلاتکلیفی سیاسی بود. هدف سیاسی آمریکا از ورود به این جنگ در ابهام قرار داشت. از یکسو کشتار گسترده دیماه و حمایت ترامپ از مردم ایران عملاً تغییر رژیم را بهعنوان هدف سیاسی جنگ به ترامپ تحمیل میکرد و از سوی دیگر طعم شیرین پیروزی آسان در ونزوئلا و خاطره تلخ تغییر رژیم در عراق او را مجاب میکرد که کلیت ساختار سیاسی را حفظ کرده و با پیدا کردن کسی در درون سیستم صرفاً تغییراتی بنیادین در سیاستهای کلان جمهوری اسلامی ایجاد کند. جنگ در شرایطی شروع شد که عملاً هدف سیاسی دولت آمریکا در میان این دو گزینه متضاد در ابهام قرار داشت.
از همان ابتدا هم مشخص بود که این دو هدف را نمیشود همزمان به پیش برد. کمک به مردم ایران در مسیر براندازی جمهوریاسلامی نیازمند نابود کردن دستگاه اعمال قدرت جمهوریاسلامی است، در حالی که برای گزینه دوم نیاز است که دستگاه اعمال قدرت حکومت حفظ شود. آنکه میخواهد قرارداد مورد نظر ترامپ را امضا کند به دستگاه اعمال قدرت نیاز دارد تا بتواند آن را به همگان تحمیل نماید.
در نیمه اول آن جنگ، آمریکا و اسرائیل خامنهای را کشتند، دستگاه آفندی جمهوری اسلامی را تضعیف کردند. آمریکا دست اسرائیل را باز گذاشت تا پادگانها، کلانتریها و مراکز فرماندهی نیروهای سرکوب را هدف قرار دهد. دو هفته مانده به نوروز بود که نوبت به ایستهای بازرسی در خیابانها رسید. میشد تصور کرد که در ادامه آن مسیر، ما به نقطهای برسیم که بشود به مردم ایران گفت که نیرویی در آسمان از شما حمایت میکند، به خیابان بیایید و کار جمهوریاسلامی را تمام کنید.
ما دقیقاً نمیدانیم که در آن هفته آخر اسفندماه چه اتفاقاتی رخ داد. البته میشود حدسهایی زد. اما آنجا نقطهای بود که به نظر میرسد طرفداران حفظ کلیت جمهوریاسلامی در کابینه ترامپ دست بالاتر را پیدا کردند. آنها توانستند ترامپ را متقاعد کنند که گزینه براندازی جمهوری اسلامی از طریق مردم ایران در دسترس نیست. اصلیترین نمود این تصمیمگیری متوقف شدن حملات اسرائیل به ایستهای بازرسی شبانه بود. آن حملات به خواست دولت ترامپ متوقف شدند. لحن ترامپ هم در همان بازه زمانی تغییر کرد. او در پاسخ به این سؤال که چرا مردم ایران به خیابان نمیآیند دیگر نمیگفت که به آنها گفته شده که در خانه بمانند. او امکان حضور مردم در خیابان را ناممکن میشمرد. یادمان نرود حضور مردم در خیابان تنها راه اعمال قدرت و اراده این مردم است. شما وقتی میگویید که «مردم ایران شجاع هستند اما دیوانه که نیستند، به خیابان نمیآیند چون اگر بیایند کشته میشوند!» اگرچه در نگاه اول به نظر میرسد که در حال بیان حقیقتاید و دارید به این مردمی که بهتازگی دهها هزار کشته دادند احترام میگذارید، اما در واقع دارید تنها امکان بروز اراده این مردم را انکار میکنید و در نتیجه اهمیت خواستههای آنها را نادیده میگیرید.
از آنجا به بعد جنگ، تلاشی بود برای مدیریت فضا تا کسی مثلاً مثل قالیباف بیاید و قرارداد مورد نظر ترامپ را امضا کند. چیزی که میدانیم اتفاق نیفتاده و به آن شکلی که ترامپ نیاز دارد هم اتفاق نخواهد افتاد. جمهوری اسلامی که سالها دموکراتها را با دوگانه میانهرو و تندرو فریب داد، حالا در وسط این جنگ آخرالزمانی، توانست معاون رئیسجمهور آمریکا را با دوگانه عملگرا و ایدئولوژیک بفریبد، و عملا دولت و ارتش آمریکا را وارد مسیری بیحاصل نماید.
آتشبس زمانی از راه رسید که مسیری که ترامپ از نیمه دوم جنگ در پیش گرفته عملاً به بنبست رسیده بود. مشخص بود که ادامه جنگ در آن مسیر به هیچ سرانجام متفاوتی نمیرسد. آنجا نقطهای بود که ترامپ باید تصمیم میگرفت که آیا حاضر است از محدودیتها بکاهد و ریسک و هزینه بالاتر را بپذیرد یا نه.
اما چرا ترامپ حاضر نبود هیچ هزینهای را در این جنگ بپذیرد؟ به نظرم بخشی از پاسخ این سؤال ریشه در این ذهنیت اشتباه دارد که این جنگ، جنگ آمریکا نیست. این ذهنیت نه فقط در دموکراتها و چپها، که حالا در میان چهرههایی بهشدت نزدیک به ترامپ هم طرفدارانی دارد. در میان اطرافیان ترامپ هم کسانی هستند که این جنگ را جنگ اسرائیل میدانند. این ذهنیت از یک جهت دیگر هم به دولت آمریکا ضربه وارد کرد. آمریکا در این سالها در مسئله ایران به دستگاه اطلاعاتی اسرائیل اتکا داشت. اما وقتی این ذهنیت فراگیر شد که اسرائیل دارد آمریکا را به جنگ با جمهوری اسلامی میکشاند، عملاً مجرای اصلی فهم آمریکا از مسائل مربوط به جمهوریاسلامی مخدوش و بیاعتبار شد.