باورم نمیشه مزاحم تلفنی دارم
و الان زنگ زده !!
واقعا باورم نمیشه که تو این همه استرس و بدخوابی و مکافات یکی انقدر احمق باشه که مزاحم تلفنی بودن رو انتخاب کنه 😒
دوری از پدرومادرم مثل زخمیه برام که روش بسته شده ولی هربار با دیدن یک اتفاق، غذا، بو یا یادآوری لحظاتی که باهم گذروندیم تازه میشه و تا اعماق وجودم تیر میکشه.
این هوا منو برمیگردونه به ۲۱ سالگی و روزهای اولی که اومده بودم هامبورگ؛ بوی خاک بارون زده حیاط پشتی امیل ولف هوس و سردرگمی دنیای ناشناخته ای که رو به روم بود.
و از اون روزها انگار یک عمر گذشته.
ولی هیچکدومتون از چپ و راست مخالف جنگ، حتی اونایی که از جنایت میناب گفتن، هیچ کدوم شجاعت و بضاعت اینو نداشتین که از جنایتی که بر این کودک رفت، یک کلمه بگین.
کودک ۱۴ ماهه ای که فقط ۲۴ ساعت طول کشید که جنازه اش زیر آوار بیرون بیاید.