قبلا گفتیم اگر مکانیسم ماشه فعال شود از NPT خارج، میشویم، نشدیم! تا بهانه حمله جور نشود، حمله کردند!
قبلا گفتیم اگر تهدید وجودی و حمله شود دکترین هستهای عوض میشود!
تهدید وجودی و حمله کردند اما بازهم حتی از NPT خارج نشدیم!
حالا هم با تهدید اتمی مواجهیم و میخواهیم بهانه ندهیم!
آقای قالیباف دیگر کارها را رها کنید و به وظایف اصلی خودتان برسید!
امروز مجلس در کجای معادله نظارت بر دولت ایستاده است؟
از ماهها بسته بودن مجلس و روانه کردن نماینده مردم به زندان که بگذریم، پس از شهادت وزیر دفاع در ۹ اسفند، وزارت دفاع حدود هفت ماه و نیم بدون وزیر و ...
#رشتو
اینکه هشدار تاکر کارلسون درست است یا نه، امری حاشیه ای است، اگرچه هشدارهای وی را باید بسیار جدی گرفت (نظیر هشدار وی برای فشار شدید لابی اسراییل برای جنگ با ایران تنها ۱۰ روز قبل از جنگ ۱۲ روزه). چیزی که جای تعجب، تاسف و نگرانی فراوان دارد، این است که به رغم چندین بار تهدید هسته ای ترامپ علیه ایران، ترور رهبر و مرجع صاحب فتوای حرمت سلاح اتمی در میانه پایتخت، بمباران مراکز هسته ای تحت نظارت آژانس و عدم محکومیت آن توسط سازمان ملل، "طرح خروج اتوماتیک ایران از NPT در صورت حمله مجدد ایالات متحده و اسراییل به خاک ایران مستند به ماده ۱۰ NPT" هنوز در دستور کار شعام و مجلس شورای اسلامی قرار نگرفته است. بارها تکرار کرده ایم که ایران به دلیل تهدیدات مکرر و بیسابقه حق دارد به ماده ۱۰ NPT استناد کند و حداقل کار این بود که قانونی نصوب شود این مکانیزم ماشه در ازای اقدام/تهدید صریح اتمی آمریکا یا اسراییل یا حمله مجدد به مراکز هسته ای ایران فعال شود و در مورد این مساله و تغییر دکترین هسته ای ایران با دو قدرت اتمی صاحب حق وتو مذاکراتی مفصل صورت گیرد.
نگارنده بارها این مساله را در رسانه ها و همچنین اسناد سیاستی ارسال شده برای مقامات مورد تاکید قرار داده است که تغییر دکترین هسته ای امری احساسی و دفعی نیست و باید برای آن زیرسازیهای متعدد سیاسی، حقوقی، فنی و خصوصا اطلاعاتی صورت گیرد. متاسفانه گویا این دو قطبی مضحک "بمب را الان بسازیم"/"نه ما بمب نمیخواهیم" به سطوح عالی کشور نیز سرایت کرده است و مسلما در چنین فضای صفر و صدی به سمتی حرکت خواهیم کرد که یا دفعتا در حوزه بازدارندگی غیر متعارف امتیازات بیسابقه دهیم، یا بازدارندگی غیرمتعارف به بهایی بسیار گزاف برای کشور حاصل شود.
سالهاست چند مغالطه درباره سلاح هستهای در فضای سیاسی ایران تکرار میشود؛ مغالطههایی که وجه مشترکشان این است که از بازدارندگی هستهای انتظار انجام کارهایی را دارند که اساساً برای آن طراحی نشده است!
۱. میگویند شوروی بمب اتم داشت، ولی فروپاشید!
خب، مگر قرار بوده بمب اتم تورم را کنترل کند، اقتصاد را اصلاح کند و حزب کمونیست را نجات دهد؟!
سلاح هستهای ابزار جلوگیری از نابودی کشور به دست دشمن خارجی است، نه بیمه عمر حکومتها. شوروی از درون فروپاشید؛ این موضوع نه اثبات ناکارآمدی بازدارندگی هستهای است و نه نفی آن. مثل این است که بگوییم جلیقه ضدگلوله بیفایده است، چون صاحبش سکته قلبی کرد!
۲. میگویند ایران اسرائیل را موشکباران کرد؛ پس بمب اتم اسرائیل چه فایدهای داشت؟
این همان اشتباه مشهور در فهم «نردبان تشدید تنش» است.
هرمان کان در کتاب On Escalation در سال ۱۹۶۵، نردبانی با ۴۴ پله توضیح داد: از بحران سیاسی و درگیری محدود تا جنگ متعارف، عبور از آستانه هستهای و سرانجام جنگ هستهای تمامعیار.
بازدارندگی هستهای الزاماً مانع درگیری در پلههای پایین نمیشود؛ هدف اصلی آن جلوگیری از عبور جنگ به سطوحی است که بقای کشور را تهدید میکند.
به همین دلیل دو قدرت هستهای ممکن است با یکدیگر درگیر شوند، اما از ترس پیامدهای فاجعهبار، جنگ را محدود نگه دارند. این همان منطق «پارادوکس ثبات و بیثباتی» است.
مسئله مهمتر تسلط بر نردبان تشدید تنش (Escalation Dominance) است: اینکه کدام طرف میتواند سطح درگیری را افزایش دهد، بیآنکه با هزینهای غیرقابلقبول روبهرو شود. بازدارندگی متقابل میتواند این آزادی عمل را محدود کند.کنت والتز در سال ۲۰۱۲ دقیقاً چه گفت؟
کنت والتز، از برجستهترین نظریهپردازان واقعگرایی ساختاری، در مقاله مشهور خود در Foreign Affairs با عنوان: چرا ایران باید بمب داشته باشد؟ استدلال کرد که انحصار هستهای اسرائیل یکی از عوامل بیثباتی خاورمیانه است. به باور او، دستیابی ایران به بازدارندگی هستهای میتوانست با ایجاد موازنه، احتمال جنگ بزرگ را کاهش دهد.
منطق والتز ساده بود: وقتی هزینه نابودی طرف مقابل، خطر نابودی خودت را هم به همراه داشته باشد، احتیاط به ضرورتی استراتژیک تبدیل میشود.
۳. میگویند اگر ایران آزمایش هستهای انجام دهد، کره شمالی میشود!
مگر آزمایش هستهای دستگاه فتوکپی است که همه کشورها را به کره شمالی تبدیل کند؟!
ایران و کره شمالی از نظر جغرافیا، ساختار اقتصادی، منابع طبیعی، جمعیت و روابط تجاری یکسان نیستند. هند و پاکستان در سال ۱۹۹۸ آزمایش هستهای کردند و با تحریم مواجه شدند، اما بخش بزرگی از تحریمهای آمریکا در سالهای بعد کاهش یافت یا برداشته شد.
این البته به معنای تکرار تجربه هند برای ایران نیست. تحریمهای شدیدتر، انزوای اقتصادی و هزینههای حقوقی نقض رژیم عدم اشاعه خطراتی واقعیاند؛ اما تبدیل شدن به کره شمالی، سرنوشت محتوم هر کشور هستهای نیست.
۴. میگویند بمب اتم هم جلوی جنگ را نمیگیرد!
درست است! اما قرار نیست جلوی هر جنگی را بگیرد. هند و پاکستان بعد از آزمایشهای ۱۹۹۸، در سال ۱۹۹۹ در کارگیل جنگیدند؛ بااینحال جنگ به یک جنگ تمامعیار هستهای تبدیل نشد. مودب و شریف کشته نشدند، زیرساختهای مهم کشور ویزان نشدند.
تفاوت مهمی است میان «جلوگیری از همه درگیریها» و «کاهش احتمال جنگی که موجودیت کشور را تهدید میکند».
خلاصه اینکه: سلاح هستهای نه عصای موسی است که دریا را بشکافد، نه ابزار مدیریت اقتصاد و نه سپر نفوذناپذیر در برابر تمام حملات. موضوع اصلی بازدارندگی، تغییر محاسبات دشمن درباره هزینه و خطر جنگ است.
حالا تو اون فیلمایی که برای آموزش در برابر بمب اتم گذاشتید، چرا نگفتید بمب زد، سوار ماشین بشیم بریم دنبال بچه هامون و دو ساعت تو ترافیک تهران بمونیم و یا تو ماشینامون بپزیم و یا بیایم خونه همه با هم تاول بزنیم...
یا شماها تا ۴۸ ساعت بچه هامونو تو زیرزمین مدرسه نگه میدارید؟👇
این چندمین باره دارم اینو میگم...
تنها راه زنده موندن و نجات پیدا کردنمون تو این جنگ اینه بیشتر از قبل به هم کمک کنیم
کلا ایرانیا آدمای دست به خیری هستن
ولی باید بیشتر به دیگران کمک کنن
یه خیریه معتبر پیدا کنین و ماهانه یه کمکی بهش بکنین👇
شما صدای امام سید مجتبی خامنهای را میشنوید.
وقتی به شیطان میرسید، سینهتان را ستبر کنید! سرتان را بالا بگیرید! #تحقیرش کنید.
کاری که امیرحسین زارع با حریف آمریکاییاش انجام داد.
شهید مطهری اگه امروز زنده بود:
"حمله کننده به خانه علی" ۱۴۰۰ سال پیش مرد
"حمله کننده به خانه علی" امروزت رو بشناس
آقای شجاعی اشتباه نکرد و حرف بدی نزد
معتقدین مجلس های حضرت زهرا (س) واجبه؟
قبول...
ساعت ۷ تمومش کنین که مردم به تجمعات هم برسن
یک مبارز تا وقتی زنده است، با لحظهبهلحظه زندگیاش دشمن را به ستوه میآورد؛ و آنگاه که مرگ برایش آغوش میگشاید، از مرگ گلولهای میسازد و به سوی دشمن شلیک میکند. این همان منطقی است که سنوار و خامنهای به آن عمل کردند.
یک بخش از صحنه ۱۸ و ۱۹ دی هم اینگونه بود:
فقیرترین ساکنان حاشیه تهران، در دو سوی میدان به جان هم افتادند؛ یکدیگر را کشتند و زخمی کردند تا منافع اسرائیل، آمریکا، الیگارشی مولتیمیلیاردر ایرانی و تراستیها تأمین شود.