پنجشنبه ۱۶ مهرماه ۱۴۰۵
صفهای طولانی مردم در زاهدان، مهرستان و سراوان و ... همچنان ادامه دارد.
دزدان و قاتلان حاکم حتی سادهترین امکانات یک زندگی حداقلی را هم از این مردم گرفتهاند.
#اعتراضات_سراسری#اعتصابات_سراسری#زن_زندگی_آزادی
نامه سرگشاده به دفتر دادستانی تورنتو
درخواست بررسی شعارهای مرگ، ترویج نفرت و احتمال رادیکالسازی در رویداد «کوروش بزرگ ۲»
به: دفتر دادستانی تورنت��
دادستان محترم تورنتو،
ما این نامه سرگشاده را با نگرانی عمیق درباره محتوای یک ویدیوی منتشرشده از
«همایش جهانی برای ایران کوروش بزرگ ۲- از تمدنی بزرگ به آیندهای روشنتر» ارسال میکنیم؛ رویدادی که روز شنبه، ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۶، در مریدین هال ، واقع در ، تورنتو برگزار شد.
طبق اطلاعیه رسمی برگزارکنندگان، این رویداد توس�� سازمانی موسوم به «سازمان فرهنگی و انسانی کوروش بزرگ» برگزار شد و حضور بیش از سه هزار نفر در آن اعلام گردید. رضا پهلوی پیر پالیور نیز در برنامه حضور داشتند و سخنرانی کردند.
شرح واقعه
در ویدیویی که به این نامه پیوست شده است، یکی از حاضران شعاری با این مضمون سر میدهد:
«مرگ بر چهار فاسد: ملا، چپی، مجاهد، تجزیهطلب.»
این شعار درخواست مرگ برای بخش های مختلف ایرانیان شامل روحانیون، چپگرایان، مجاهدین و تجزیهطلبان است که شامل فدرالیست ها هم می شود شعاری که جمعیت حاضر نیز آن را تکرار کرد.
چنین شعاری، با توجه به فضای عمومی و شمار حاضران، میتواند از سوی افراد تندرو بهعنوان تأیید یا دعوت کلی به خشونت علیه مخالفان سیاسی و عقیدتی تفسیر شود.
این نامه درباره هویت فرد آغازکننده شعار هیچ ادعای قطعی مطرح نمیکند و از مقامهای ذیصلاح درخواست دارد هویت او، نقش برگزارکنندگان، نحوه شکلگیری شعار و مسئولیت اشخاص دخیل را از طریق بررسی ویدیوی اصلی، سوابق رویداد و شهادت حاضران مشخص کنند.
نگرانی عمومی و حقوقی
عبارت «مرگ بر» ممکن است در برخی زمینهها بهصورت استعاری و سیاسی بهکار رود؛ اما در این مورد، تکرار جمعی آن در برابر هزاران نفر میتواند، دستکم در نگاه بخشی از مخاطبان، بهعنوان دعوت به حذف فیزیکی یا عادیسازی کشتن مخالفان بر اساس عقیده، گرایش سیاسی یا وابستگی اجتماعی فهمیده شود.
نگرانی ما صرفاً درباره یک شعار منفرد نیست، بلکه درباره مج��وعهای از عوامل است:
استفاده علنی از ادبیات مرگ علیه چند گروه؛
تکرار سازمانیافته یا جمعی شعار؛
انتشار عمومی ویدیو؛
حضور هزاران نفر؛
برگزاری رویداد در یک مکان عمومی و رسمی در کانادا؛
حضور رهبران سیاسی و عمومی کانادا؛
و قرار گرفتن این رفتار در فضای سیاسی بهشدت قطبی و مستعد تهدید و خشونت.
وجود پرچم کانادا بهتنهایی عنصر تشکیلدهنده جرم نیست؛ اما بر اهمیت عمومی و نمادین مسئولیت برگزارکنندگان و چهرههای سیاسی حاضر در چنین برنامهای میافزاید.
قوانین قابل بررسی
از آن دفتر محترم درخواست میکنیم بررسی کند که آیا این رفتار، با توجه به متن کامل شعار، زمینه برگزاری، قصد اشخاص، واکنش برگزارکنندگان و سایر شواهد، میتواند با مقررات زیر ارتباط داشته باشد:
ماده (۱)۳۱۹ قانون کیفری کانادا درباره تحریک علنی نفرت، در صورتی که تحریک احتمالاً به نقض نظم عمومی منجر شود؛
ماده (۲)۳۱۹ درباره ترویج عمدی نفرت علیه یک گروه قابلشناسایی؛
ماده (۷)۳۱۹ که ارتباطات صوتی، تصویری و الکترونیکی را نیز دربرمیگیرد و مکان عمومی را شامل مکانی میداند که عموم مردم با دعوت به آن دسترسی دارند؛
ماده. (۲)۷۱۸ بند های a , i ناظر بر نقش انگیزه ناشی از نفرت، تعصب یا پیشداوری در تشدید مجازات؛
مقررات مربوط به ��هدید، آزار جنایی، تحریک به خشونت یا سایر جرائم مرتبط؛
در صورت وجود شواهد تکمیلی درباره تشویق به خشونت تروریستی، ماده ۸۳.۲۲۱ قانون کیفری کانادا درباره مشاوره یا ترغیب دیگران به ارتکاب جرم تروریستی؛
ماده ۱۳ قانون حقوق بشر انتاریو، در صورتی که این رفتار نشاندهنده قصد تبعیض یا تحریک به نقض حقوق افراد یا گروههای حمایتشده باشد.
ما ادعا نمیکنیم که صرف استفاده از عبارت «مرگ بر» بدون بررسی زمینه و قصد، بهطور خودکار جرم محسوب میشود.
درخواست ما بررسی بیطرفانه این است که آیا مجموعه رفتارهای مشاهدهشده از مرز انتقاد سیاسی عبور کرده و به ترویج نفرت، تهد��د، تحریک خشونت یا رادیکالسازی منتهی شده است یا خیر.
«رادیکالسازی» بهتنهایی عنوان مجرمانه مستقل نیست؛ اما رادیکالشدن منتهی به خشونت، تهدید علیه اشخاص، تشویق به خشونت یا ترویج تروریسم میتواند موضوع بررسی کیفری و امنیتی قرار گیرد. راهبرد ملی کانادا نیز بر پیشگیری از رادیکالسازی منتهی به خشونت تأکید دارد.
نقش برگزارکنندگان و شخصیتهای سیاسی
اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که رویداد موردنظر با حضور و سخنرانی رضا پهلوی و پیر پالیور برگزار شده است. این امر به��ودیخود ثابت نمیکند که آنان در تولید یا تأیید شعار نقش داشتهاند؛ اما ارتباط سازمانی، سیاسی و احتمالی مالی میان برگزارکنندگان، سخنرانان و شبکههای سیاسی مرتبط، موضوعی مشروع و مهم برای بررسی عمومی و قانونی است.
از آن دفتر محترم درخواست میکنیم بررسی کند:
چه اشخاص و سازمانهایی رویداد را طراحی و برگزار کردند؟
ارتباط رسمی و عملی برگزارکنندگان با رضا پهلوی و پیر پالیور چه بوده است؟
آیا پیش از رویداد، درباره احتمال طرح شعارهای خشونتآمیز یا نفرتمحور اطلاع یا هشدار وجود داشته است؟
آیا برگزارکنندگان پس از انتشار ویدیو، شعار را محکوم کرده یا از آن فاصله گرفتهاند؟
و آیا میان دفتر پیر پالیور، حزب محافظهکار، برگزارکنندگان و شبکههای مرتبط، ارتباطات سازمانی، مالی یا هماهنگیهای غیرمعمول وجود داشته است؟
چنین بررسیای باید صرفاً در صورت وجود مبنای معقول و در حدود صلاحیت قانونی نهادهای مربوط انجام شود و نباید به معنای جرمانگاری دیدگاه سیاسی یا نقض آزادی بیان تلقی شود.
ارتباط با پرونده قتل دکتر مسعود مسجودی
این درخواست در زمینه نگرانیهای گستردهتر درباره تهدید و خشونت سیاسی در جامعه ایرانیان خارج از کشور مطرح میشود.
طبق اطلاعیه رسمی تیم تحقیقات قتل پلیس سوارهنظام سلطنتی کانادا، آقای مهدی احمدزاده رضوی و خانم آرزو سلطانی در ارتباط با قتل دکتر مسعود مسجودی به قتل درجه اول متهم شدهاند.
پلیس اعلام کرده است که هر دو متهم، دکتر مسجودی را میشناختند و انگیزه قتل همچنان در دست بررسی است. این اطلاعیه اتهام را گزارش میکند و بههیچوجه جایگزین حکم دادگاه یا اثبات جرم نیست.
بر اساس اطلاعات عمومی و مستنداتی که در اختیار ماست، درباره ارتباط سیاسی یا سازمانی این دو فرد با محافل همسو با رضا پهلوی پرسشهایی وجود دارد.
این ارتباط، در صورت اثبات، نه دلیل مسئولیت کیفری آنان است �� نه دلیلی بر دخالت رضا پهلوی یا پیر پالیور در قتل؛ اما ممکن است برای بررسی شبکههای ارتباطی، سطح دسترسی، فضای تهدید و احتمال عادیشدن خشونت سیاسی اهمیت داشته باشد.
همچنین تصاویر عمومی متعددی از رضا پهلوی با افراد مورد اشاره منتشر شده است. اگرچه این تصاویر بهتنهایی اثباتکننده هیچ جرم یا رابطه مجرمانهای نیستند، اما میتوانند در صورت احراز اصالت و زمینه، موضوع بررسی ارتباطات و میزان آشنایی اشخاص قرار گیرند.
درخواست ما
از دفتر دادستانی تورنتو درخواست میکنیم:
ویدیوی پیوست و سایر مستندات مربوط به رویداد را ثبت و حفظ کند؛
موضوع را برای بررسی به واحد جرائم ناشی از نفرت پلیس تورنتو ارجاع دهد؛
هویت آغازکننده شعار، برگزارکنندگان و اشخاص دخیل در هماهنگی یا تقویت شعار را مشخص کند؛
بررسی کند آیا شعار و فضای ایجادشده با مواد ۳۱۹ یا سایر مقررات قانون کیفری کانادا ارتباط دارد؛
نقش و مسئولیت برگزارکنندگان و واکنش آنان به شعار را بررسی کند؛
ارتباطات سازمانی، سیاسی و مالی مرتبط با برگزاری رویداد را، در صورت وجود مبنای قانونی، بررسی یا به نهاد ذیصلاح ارجاع دهد؛
در صورت وجود دلایل معقول، موضوع را برای ارزیابی امنیتی یا مالی به نهادهای فدرال مربوط ارجاع کند؛
هرگونه ارتباط احتمالی میان فضای نفرتمحور، تهدیدهای سیاسی و پرونده قتل دکتر مسعود مسجودی را بدون پیشداوری درباره مسئولیت اشخاص بررسی کند؛
ما بر اهمیت آزادی بیان، آزادی عقیده، اصل برائت و دادرسی عادلانه تأکید میکنیم. هدف این نامه سانسور مخالفت سیاسی نیست؛ هدف، درخواست بررسی مستقل درباره تبدیل ادبیات مرگ به رفتار جمعی، ترویج نفرت، تهدید و احتمال عادیسازی خشونت سیاسی است.
افرادی که در سطوح بالای سیاست عمومی فعالیت میکنند و در رویدادهای عمومی از اعتبار سیاسی و سازمانی برخوردارند، در برابر افکار عمومی با ان��ظار مشروع بیشتری برای شفافیت درباره روابط، هماهنگیها و منابع مالی مرتبط با فعالیت عمومی خود روبه��و هستند. این اصل، البته، حقوق قانونی آنان و الزامات مربوط به حریم خصوصی را از بین نمیبرد.
با احترام،
#مسعود_مسجودی
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
@CanLII_ONCJ
@CanLII_ONCA
#CyrusTheGreatII
#Toronto
#HateSpeech
#IncitementToViolence
#PoliticalViolence
#PublicSafety
#FreedomOfExpression
#InvestigateHate
«معترض زندانی، آزاد باید گردد!»
«تا لغو حکم اعدام، ایستاده ایم تا پایان!»
رشت: گردهمایی بازنشستگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی در برابر سازمان تأمین اجتماعی استان گیلان در روز ۲۹ شهریور، در اعتراض به فساد حکومتی، جنگ افروزی، اعدام، دریافتی پایین، سختی گذران
۱. روی شعارتون کمی کار کنید. فعلاً افتضاحه.
۲. حتی خمینی هم عقلش میرسید که توی نوفللوشاتو نباید از اعدام مخالفها حرف بزنه. اما اینا از همین الان دارن وعدهی اعدامِ چهار گروه رو میدن (البته قبلاً سه گروه بود). اگه فکر میکنی جنبشی که قبل از رسیدن به قدرت چنین وعدههایی میده، بعد از به قدرت رسیدن همهی مخالفهاش رو اع��ام نمیکنه، با تاریخ آشنایی کافی نداری.
جلسه دادگاه امروز برای رسیدگی به پرونده قتل مسعود برگزار شد. قاضی، دادستان، وکلای ۲ متهم، و خود ۲ متهم، پشت درهای بسته جلسهای داشتند.
تاریخ جلسه بعدی، هفته آینده ۱۷ سپتامبر اعلام شد.
با سپاس از عباس ماندگار و صبا تبار عزیز برای حضور در دادگا�� و تهیه ویدیو.
پاسخ: زمینه های سلطنتی جمهوری اسلامی
۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۸ سپتامبر ۲۰۲۶
شرکت کننده: حمید تقوایی
تهیه و اجرا: حسن صالحی
مسئول فنی: نگار نادری
تهیه شده در تلویزیون کانال جدید.
#زن_زندگی_آزادی#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد#نه_به_اعدام
تلویزیون کانال جدید
برنامه گفت و گو: (ویژه جنگ)
پاسخ مردم به جنگ: سرنگونی جمهوری اسلامی
۹ اسفند ۱۴۰۴- ۲۸ فوریه ۲۰۲۶
شرکت کننده: حمید تقوایی
مجری: کیوان جاوید
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد#اعتراضات_سراسری#زن_زندگی_آزادی
تماس با تلویزیون کانال جدید در واتساپ، تلگرام و سیگنال: 0046722672890
دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد روز سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
دانشجویان دانشگاه فردوسی روز سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ در صحن دانشگاه دست به تجمع زدند و علیه قاتلان مردم شعار دادند:
«قسم به خون یاران ایستادهایم تا پایان»
«دانشجو بیدار است از قاتل بیزار است»
«هر یه نفر کشته شه هزار نفر پشتشه»
«دانشجو داد بزن حقتو فریاد بزن»
«آزادی آزادی آزادی»
#دادخواهی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#زن_زندگی_آزادی
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
فحاشی سلطنت طلبان و کلا اپوزیسیون قلابی یک پروپاگاندای مهندسی شده برای حذف افکار دیگر در جامعه است نه فقط تخلیه خشم فرد فحاشی! آنطور که ادعا می کنند.
تسلیم این دیکتاتور های کوتوله نمی شویم.
🔴 تحقیق دانشگاه آکسفورد در سال ۲۰۱۹ در مورد پروپاگاندای مهندسی شده #فحاشی در فضای مجازی که باعث فرسایش ذهنی مخالفان و مارپیچ سکوت میشه!
دلیل فحاشی سازمان یافته هواداران #فرقه_پهلوی به سایرین همینه، ویدیو را تا آخر ببینیدلطفا
سکوت نکنیم!
#از_دموکراسی_بگو
از هیچ منکری نبود اجتنابتان» / دانشجویان دانشگاه شریف
اکنون این واژگان و سطور از پس بیش از دو هفته قطع و سانسور بدیهیترین ابزارهای ارتباطی مردم نگاشته میشوند. از پس روزی که با یک دستور، مردم این سرزمین حق حداقلی ارتباط محروم شدند و با دستوری دیگر، جانهای بیگناه فراوانی از دست رفتند؛ از پس روزهایی که دیگر هیچ چیز مانند پیش از آن نمیشود.»
باری، امروز گفتن از حق طبیعی دسترسی آزاد به اطلاعات و یا تکرار هزارویکبارۀ کرور کرور موارد نقض و توهین به حقوق مدنی و انسانی مردم نیز دیگر شوخی نابهجا و طنز سیاه است. سخن از پایمال شدن حقوق فرد فرد مردم این سرزمین در تمام این سالها، آنقدر رفته که دیگر کلمات معنای خودشان را از دست دادهاند و البته هربار هم تجاوز و تعدی به داشته و نداشتۀ این مردم چنان مرزهای جدیدی را به خود دیده که واژگان در برابر توصیف این کوه فجایع سپر انداختهاند. چه ��ای سخن از حق اعتراض و بیان خواستههای مدنی است، وقتی نیروهای امنیتی سرتاسر شهر را رعبآجین کردهاند؟ یا فریاد حق تعیین سرنوشت چه معنا دارد وقتی جان کوچک و بزرگ در خیابان بازیچۀ سلاح جنگی یک مشت شبهنظامی مردمستیز شدهاست؟ از حق آزادی اطلاعات و ارتباطات چه باید گفت وقتی صدای گلوله و فریاد از پنجرۀ خانهها هم شنیده میشود؟
این روزها تمام آنچه سالهاست در دفاع از حقوق مدنی و لزوم رفع ستم خوانده و نوشته و گفته شده بیش از خیال خامی نمینمایند؛ آتش سرکوب خرابههای خانۀ امید را هم سوزانده و تیغ کشتار نور چشم هر افق روشنی را کور کردهاست.
از شب پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ و روزهای پس از آن در سرتاسر کشور فاجعهای رقم خورده که جز با کشتار و قتل مردم نمیتوان توصیفش کرد؛ مردمی که جانشان از آنچ�� دههها از سوی حاکمیت بر آنها روا داشته شده به ستوه آمده بود و پاسخ فریاد اعتراض و نارضایتیشان را با جنایتی بزرگتر گرفتند. شهرهای کوچک و بزرگ ایران صحنههایی را به خود دیدند که حتی شنیدن خبر بخش کوچکی از آن از تحمل بسیاری خارج است�� سرکوب خونبار و آشکاری که تمام اهل قدرت از بالاترین رده تا پایین در آن دست دارند و محکومند.
همانهایی که البته به تبع عادت همیشگی خود، در برابر قرار گرفتن مردم بیدفاع مقابل گلوله جنگی و رگبار تیر خم به ابرو نیاوردند و بیش از دو هفته با سانسور تمام اطلاعات، دروغگویی و دیکته کردن دستوری روایتشان به صدر تا ذیل رسانهها، به خیال خود، قصه را از بنیاد وارونه کردند.
اکنون، تنها سخنی که رواست، سخن از رد خون بر کوچه و خیابان و سخن از سیاهۀ پایانناپذیر جنایات است. حاکمیت تنها در چند روز چنان کنش قرون وسطایی را به اندیشۀ تاریخمصرفگذشتۀ خود ضمیمه کرده که روی منفورترین سرکوبگران و مستبدان نیز سفید شدهاست. تنها دو سه روز کافی بود تا زن و مرد و پیر و جوان مردم ایران در خیابان کشته شوند؛ تا جان انسانها به صرف گذر از خیابان و رد شدن از پیادهرو هدف گلوله جنگی قرار بگیرد؛ تا صدای شلیک رگبار کف تهران بلند شود؛ تا بیمارستانها ��ز جنازه پر شوند و تا از کودک هشتساله تن بیجان ناشناسی در حیاط پزشکی قانونی کهریزک باقی بماند.
آری، خون کردند. خون کردند و در مقابل دوربینها صد قصۀ بیسروته بافتند تا رد آن را از دستشان بشویند؛ خون کردند تا شهرهای ایران صحنه رژه رفتن و خط و نشان کشیدن مردان مسلح نقابدار و تیربارهایشان شود؛ آنچنان خون کردند که آواز عزا تا خانههای بسیاری از مردم و نزدیکانشان رسیدهاست.
در ورای غم و اندوه این فاجعه که شمارش آن ممکن نیست، اما آتشی از خشم و بیزاری در سینۀ آحاد مردم زبانه میکشد؛ خشم و بیزاری از خفقانی که راه نفس ملت را بسته است؛ از سرکوبی که تا مقابل دره��ی خانهها رسیدهاست و از کشتار جوانانی که هرچه بشماریم، نامهای جدیدی به فهرستشان اضافه میگردد. آن سوی تمام این فاجعهها فریاد «این گل پرپرشده، هدیه به میهن شده» به گوش میرسد؛ فریادی که قطع و انسداد راههای ارتباطی مردم هم مانع از شنیدنش نمیشود.
حالا و پس از تمام آنچه از سر گذراندهایم. دیگر چیزی برای انذار نمانده و هیچ معنایی در هشدار نیست. حال، تنها بیزاری و نفرت از تکتک اعمالتان ماندهاست؛ بیزاری از جور و ستمی که دیگر با چشمان بسته هم بر همگان پیدا میگردد.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#زن_زندگی_آزادی