تلویزیون کانال جدید
برنامه گفت و گو:
جنبش سرنگونی و موقعیت جمهوری اسلامی
۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۹ ژوئن ۲۰۲۶
شرکت کنندگان: حمید تقوایی، نگین آرامش و کیانا کثیری
مجری: سیما بهاری
#اعتراضات_سراسری#علیه_فقر_فساد_گرونی
https://t.co/Ot1g8WZ5Kg
اخبار چهارشنبه ٢٠ خرداد ١٤٠٥
شصت و پنجمین روز آتش بس و شصتمین روز محاصره دریایی
آمریکا بامداد چهارشنبه در پاسخ به سرنگون کردن یک هلی کوپتر آمریکایی حملاتی را به مواضع جمهوری اسلامی در جنوب کشور در.استان هرمزگان در شهرهای جاسک،بندرعباس، میناب و روستاهای سیریک و کوه مبارک انجام دادند. متقابلا رژیم به به پایگاهای آمریکایی در اردن، کویت و بحرین موشک پرانی کرده است.
*سنتکام: جنگندههای نیروی هوایی و دریایی به پدافند هوایی، ایستگاههای کنترل زمینی و سایتهای رادار نظارتی در نزدیکی تنگه هرمز حمله کردند.». حملات طی سه موج در فواصل زمانی کوتاه انجام شد و «۲۰ هدف» مورد حمله قرار گرفته است.
*سنتکام: پاسخ ما به جمهوری اسلامی در پی سرنگون کردن بالگرد پایان یافت.
*جمهوری اسلامی هدف قرار گرفتن نقاط استان هرمزگان، جاسک و حوالی بندرعباس، میناب و روستاهای سیریک و کوه مبارک را تایید کرده است.
*ارتش اردن: پنج موشک شلیکشده از ایران به سمت منطقه الازرق در اردن را رهگیری و سرنگون کردیم. ارتش اردن افزود که این حملات هیچ تلفات یا خسارت مادی نداشته است.
* فارس مدعی شد که سپاه و ارتش مشترکا به پایگاه ارتش آمریکا در اردن حمله موشکی کرده اند.آمریکا می گوید همه موشک ها و پهبادهای شلیک شده رژیم را رهگیری کرده
است.
#Irán
#زن_زندگی_آزادی
جوانان هرات در افغانستان دست به تجمع اعتراضی زدند !
طالبان این اعتراض را به خاک و خون کشید
اعتراضات زنان و جوانان در هرات انفجار خشم جامعه زخم خورده افغانستان علیه توحش طالبانی، سرکوب و خفقان، بی عدالتی و تبعیض و نابرابری است.
زنان افغانستان که از حق آموزش و تحصیل و کار و حضور در جامعه محروم شده اند اکنون با موج تازه ای از فشارها و بازداشتها روبرو هستند. در روزهای اخیر نیروهای امر به معروف طالبان موج گسترده ای از دستگیری های وحشیانه زنان در شهرهای مختلف و از جمله در هرات را آغاز کرده اند. ده ها زن در نقاط مختلف با بد رفتاری و توهین و تحقیر مورد آزار قرار گرفته اند.
فعالین اجتماعی و مدافعان حقوق زنان طی روزهای اخیر با به راه اندازی کارزارهای اطلاع رسانی در شبکه های اجتماعی خواستار آزادی بی قید و شرط دستگیر شدگان و حمایت عمومی از حقوق زنان بازداشتی شدند.
امروز سه شنبه ۱۹ خرداد ماه جوانان در یک راهپیمایی اعتراضی در منطقه جبرئیل هرات با شعارهای " نان، کار، آزادی" ، " تحصیل، کار، آزادی" دست به اعتراض زدند که به سرعت مورد هجوم وحشیانه و مسلحانه نیروهای سرکوب طالبان قرار گرفت.
طبق اخبار تا کنونی، دو نفر از معترضین کشته و تعداد کثیری دستگیر شده اند. در میان دستگیر شدگان ۲۲ نفر زخمی به مکان های نامعلوم منتقل شده اند. دو پسر ۱۴ و ۱۶ ساله نیز از ناحیه گلو و سر مورد هدف قرار گرفته اند. ...
این خبر در حال تکمیل شدن است.
"مرگ بر طالبان - چه در کابل چه تهران"
#زن_زندگی_آزادی
#اعتراضات_سراسری
تلویزیون کانال جدید
برنامه نه به اعدام:
گرامیداشت بیست ژوئن با «نهاد اتحاد برای زن زندگی آزادی»
۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۷ ژوئن۲۰۲۶
شرکت کننده: سارا نخعی
تهیه و اجرا: نسرین نامدارپور
مسئول فنی: جمیل فرزان
برنامه ای از کمیته بین المللی علیه اعدام
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
تماس با تلویزیون کانال جدید در واتساپ، تلگرام و سیگنال: 0046722672890
اعتراض شهروندان به گرانیها در پی سیاستهای اقتصادی رژيم
خرداد ۱۴۰۵
#اعتراضات_سراسری#علیه_فقر_فساد_گرونی
تماس با تلویزیون کانال جدید در واتساپ، تلگرام و سیگنال: 0046722672890
تلویزیون کانال جدید
برنامه نگاه روز:
توقف حملات موشکی جمهوری اسلامی و اسرائیل
۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۹ ژوئن ۲۰۲۶
شرکت کننده: حسن صالحی
مجری: شیوا قوامی
#اعتراضات_سراسری#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
تماس با تلویزیون کانال جدید در واتساپ، تلگرام و سیگنال: 0046722672890
۲/۲
جامعه بعد از کشتار دی و آسیب هائی که از جنگ ۳۹ روزه در نتیجه جنگ افروزی های جمهوری اسلامی دیده است شدیدا زخم خورده و خشمگین است و واقعا به سرنگونی حکومت به عنوان تنها التیام دهنده زخم و فرو کاهنده خشم و عصبانیت اش می اندیشد. امروز گفتمان غالب در جمع ها و در میان مردم کوچه و بازار و هر جا که دو، سه نفر در صف نانوائی ها و سوپرمارکت ها و غیره جمع می شوند بر سر آماده شدن برای وارد آوردن ضربه نهائی بر رژیم و سرنگون کردن اش در مجال بعدی است. همه با اطمینان از اینکه که به زودی با توجه به اوضاع کلی حاکم بر جامعه مجالی دیگر برای حضور گسترده خیابانی علیه رژیم مهیا خواهد شد حرف می زنند.
اما از بعد اقتصادی اوضاع کاملا برعکس است. مجموعه سیاسی-نظامی و امنیتی و قضائی تا رده های میانی علی رغم ادامه بحران اقتصادی و تشدید بی سابقه آن در نتیجه انهدام تأسیسات و زیرساخت های تولیدی و اقتصادی و محاصره دریائی همچنان مشغول چپاول ثروت ها و سرمایه های متعلق به عموم مردم هستند و به زندگی های فوق مرفه و اشرافی خود ادامه می دهند. ولی در طرف دیگر اکثریت مردم کارگر و زحمتکش و محروم هستند که با از دست دادن شغل و درآمد و افزایش ناگهانی چند برابری قیمت کالاها مخصوصا کالاهای اساسی دورنمای ادامه زندگی حتی به معنای زنده ماندن با ادامه حیات جمهوری اسلامی برایشان شدیدا تنگ و تاریک شده است. این جنبه از زندگی مردم که توسط حکومت به گرو گرفته شده، خود از اساسی ترین عوامل و انگیزه های جامعه برای پایان دادن به عمر رژیم جنایتکار و فاسد جمهوری اسلامی است. مردم در هیچ دوره ای فقر و گرسنگی را نپذیرفته اند و مشاهدات و شنیده های میدانی حاکی از آن است که آمادگی عمومی برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی به دلیل تحمیل فقر و گرسنگی با شدت بی سابقه طی این دوره و همچنین به دلائل سرکوب و کشتار ده ها و صدها هزار در اعتراضات و به دلیل اعدام های در حد همین اعداد و جنایات بیشماری که این حکومت در مدت ۴۷ سال گذشته مرتکب شده است، بسیار بالا است. امروز گفتمان غالب جامعه حول سرنگون کردن جمهوری اسلامی است.
کارگر کمونیست 939
#اعتراضات_سراسری
#زن_زندگی_آزادی
رشتو ۱/۲
جامعه بعد از کشتار دی ماه و جنگ ۳۹ روزه
مهران محبی
پنج ماه از قتل عام معترضان دی ماه و دوماه از پایان جنگ ۳۹ روزه می گذرد. از زمان شروع جنگ ۳۹ روزه، رژیم با قطع اینترنت ارتباطات میان بخش های مختلف مردم در داخل و همچنین ارتباطات با خارج را (بجز ارتباطات اندک از طریق استارلینک) را به طور کامل قطع کرد تا بتواند اوضاع داخل را تحت کنترل در آورد و به خارج از کشور نیز جعلیات خود را پمپاژ کند. حکومت با قطع اینترنت موفق به اعمال محدودیت شدید در ارتباطات اجتماعی و دسترسی به اخبار مربوط به فضای تقابل مردم با خود شد، اما نتوانست فضای داخلی را به کنترل در آورد. حتی نتوانست اوضاع را به حد گذشته (قبل از دی ماه ۱۴۰۴) باز گرداند. بر خلاف انتظار رژیم و علی رغم تشدید حداکثری فشارهای امنیتی و اقدامات سرکوبگرانه و میلیتاریزه کردن شهرها، مردم مبارزات و اعتراضات خود را به روش های گوناگون ادامه داده اند.با بازگشائی اینترنت حتما جوانب و ابعاد آن ها سریعا رسانه ای و برای همه و افکار عمومی دنیا آشکار خواهد شد. به عبارتی روشن تقابل مردم با حکومت وارد مرحله ای به مراتب تعیین کننده تر و سرنوشت سازتری نسبت به قبل از آن وقایع شده است.
همانطور که ذکر شد، رژیم با قطع اینترنت توانست ارتباطات اجتماعی را دچار محدودیت و اختلالات اساسی بکند، اما به هیچ وجه موفق نشد صدای اعتراض مردم را خفه کند و از میزان خشم و نفرت عمومی نسبت به خود ذره ای بکاهد. جامعه بسیار عمیق تر و همسوتر، و یک صداتر در برابر حکومت ایستاده و بیشتر از پیش رعشه مرگ بر پیکر سران و مزدوران میدانی اش انداخته و همواره بر شدت این فضای ملتهب و انفجاری می افزایند.
مردم در دی ماه یک مرحله دیگر از انقلاب "زن، زندگی، آزادی" با مضمون دفاع از زندگی و حق حیات را با قدرتی به مراتب عظیم تر و با حضور جمعیت های اعتراضی ده ها و صدها هزار نفره در خیابان های صدها شهر را تجربه کرده اند. انقلابی که رژیم توانست آن را با کشتار و قتل عام بیش از چهل هزار انسان معترض و سرنگونی طلب سرکوب کند و موقتا از سرنگونی نجات پیدا کند. اما در همین مدت قطعی اینترنت و سخت شدن ارتباطات، جامعه شاهد بلند بودن صدای اعتراض و در جریان بودن جنب و جوش های سرنگونی طلبانه مردم به روش ها و به بهانه ها و مناسبت های مختلف بوده و نشان داده اند که اگرچه قطع اینترنت می تواند بخش های مختلف جامعه از کسب به موقع اطلاع از اعتراضات یکدیگر را با دشواری جدی مواجه کند، اما خواست و مطالبات عمومی جامعه که تحقق آن ها به سرنگونی رژیم گره خورده است را نمی تواند به فراموشی بسپارد.
رژیم در این مدت فقط اینترنت را قطع نکرد، همانطور که ذکر شد فضای شهرها را نیز میلیتاریزه کرد. بعلاوه سیرک های شبانه برای روحیه بخشیدن به نیروهای درمانده خود را براه انداخته و همچنان فعال نگه داشته است. هنوز هم با فرا رسیدن شب اقدام به استقرار پست های بازرسی مرکب از پاسدار-بسیجیان و مزدوران حشدالشعبی و غیره در خروجی-ورودی های شهرها و خیابان ها به قصد اذیت و آزار مردم و حفظ فضای رعب و وحشت می کند. مزدوران اش را به همراه تعدادی فریب خورده با دادن یک حلب روغن و یک کیسه برنج و مبلغ تا یک میلیون تومان و پذیرائی با چای در چادرهائی (موکب ها) که به این منظور در کنار خیابان ها برپا می کند، به خیابان می کشد. اما در مقابل؛ مردم هستند که دنیائی متفاوت با فرهنگ و معیارهای مدرن غربی و در ضدیت با رژیم و ارزش های سیاسی، ایدئولوژیکی و مذهبی اش را زندگی می کنند. بعلاوه مردم با کنار رفتن فضای جنگی بی توجه به نمایشات رسوای حکومتی و بی توجه به حضور میدانی نظامیان سرکوبگر، به هر بهانه و مناسبتی تجمعات اعتراضی خود را تشکیل می دهند و دارند خیابان ها و مراکز کار و تولید را مجددا از آن خود می کنند. بازگشت بازنشستگان به تجمعات خیابانی و تجمعات شورانگیز دانش آموزان در چندین شهر دراعتراض به تصمیم آموزش و پرورش مبنی بر حضوری کردن امتحانات، و از سرگیری اعتصابات و اعتراضات متعدد کارگری در روزها و هفته های اخیر تنها نمونه ها و گوشه هائی از جنب و جوش های سیاسی و تحرکات اجتماعی جامعه در دوران آتش بس هستند.
تشدید فضای دو قطبی میان حکومت و مردم، واقعیت انکارناپذیر امروز در جامعه ایران است.
((ادامه در کامنت اول))
#علیه_فقر_فساد_گرونی
#اعتراضات_سراسری
اولتیماتوم کارگران فولاد اهواز به تجمع در مقابل استانداری
و تداوم سه شنبه های نه به اعدام
کارگران فولاد اهواز هشدار دادند
امروز نوزدهم خرداد ماه کارگران فولاد اهواز بر اساس فراخوانی از قبل اعلام شده در اعتراض به تعویق پرداخت حقوقهایشان و مشکلات معیشتی و کاری خود و بی پاسخ ماندن خواستهایشان در مقابل دفتر مدیریت شرکت دست به تجمع زدند. این کارگران در فراخوان اعتراضی خود به مسئولان شرکت و بانک ملی اولتیماتوم داده بودند که اگر تا روز نوزدهم خرداد اقدامی عملی برای پرداخت مطالبات آنها و پاسخگویی به خواستهایشان صورت نگیرد در ساعت هشت و نیم صبح روز بیستم خرداد در مقابل استانداری تجمع خواهند کرد. کارگران در فراخوان خود اعلام کردند و نوشتند: "تجمع خواهیم کرد تا برای آخرین بار تکلیف شرکت، تولید و آینده کارگران بهصورت شفاف و قطعی مشخص شود. کارگران دیگر وعده نمیخواهند، اقدام عملی میخواهند."
گروه ملی فولاد اهواز یک کانون داغ اعتراضات کارگری است و تجربیات درخشانی از برپایی تجمعات بزرگ و متحد و همراه کردن مردم با خود را دارند.
تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»
کارزار سه شنبه های نه به اعدام امروز ۱۹ خرداد در هفته صدوبیستوچهارم در ۵۶ زندان مختلف جریان یافت. اعضای این کارزار در بیانیه هفتگی خود با اشاره به اعتراضات گسترده دانش آموزان در شهرهای مختلف از خواستها و مبارزات آنها اعلام پشتیبانی کردند. در بخشی از این بیانیه این کارزار ضمن اشاره به اعدامهای گسترده و سرکوبگریهای جنایتکارانه جمهوری اسلامی چنین آمده است:
"اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» که برای صد و بیست و چهارمین هفته پیاپی در برابر این اعدامهای غیر انسانی ایستادگی کرده و تعدادی از اعضای آن اعدام و یا به اشکال مختلف تحت فشار زندان و نهادهای امنیتی قرار گرفتهاند، بیش از همیشه و بار دیگر صدای خود را در دفاع از حق بنیادین زندگی بلند میکنند، حقی که سرچشمه همه حقوق انسانی است و پاسداری از آن ،نشانه بلوغ، برابری، آزادی و انسانیت هر جامعه به شمار میآید. بنابراین از همه اقشار و هموطنان عزیز میخواهند که صدای دادخواهی خود را علیه صدور و اجرای احکام ظالمانه اعدام بلند کرده و به شدیدترین وجه ممکن اعتراض خود را بیان کنند.
آزادی و عدالت حق هر انسانی است و عدالت واقعی نه از مسیر مرگ و سلب حق حیات بلکه از مسیر احترام به حقوق بشر به دست میآید. در نتیجه برای به دست آوردن آن از دست حاکمان ستمکار و مستبد باید مبارزه و مقاومت کرد."
حزب کمونیست کارگری ایران
۱۹ خرداد ۱۴۰۵، ۹ ژوئن ۲۰۲۶
#نه_به_اعدام
#علیه_فقر_فساد_گرونی
دانشآموزان قاتلان عزیزان خود را تسلیم خواست خود کردند
شورای عالی انقلاب فرهنگی رژیم از ترس گسترش اعتراضات دانشآموزان مجبور شد به نفع یکی از خواستههای دانشآموزان رای بدهد.
احسان عظیمیراد سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی به ضرورت تغییر تاثیر قطعی معدل پایه یازدهم به تاثیر مثبت معدل در کنکور سراسری دانشآموزان تاکید کرد. این یکی از خواستهای دانشآموزان بود که روز شنبه در حداقل ۱۶ شهر دست به تجمع اعتراضی زدند.
کمیسیون آموزش مجلس توجیهاتی سر هم کرده که عقبنشینی حکومت را توجیه کند. هم دانشآموزان هم کل جامعه و هم حکومتیها میدانند که دلیل عقبنشینی حکومت همین اعتراضات سراسری و سازمانیافته دانشآموزان بود.
با این نسل انقلابی نمیتوان درافتاد. علیرغم اینکه در دیماه هزاران نفر از این نسل به دست جنایتکاران اسلامی به خاک و خون غلطیدند و هزاران نفرشان دستگیر شدند اما این نسل باز هم بلند شد و لااقل یکی از خواستهایش را به قاتلان و سرکوبگران تحمیل کرد.
#زن_زندگی_آزادی
#اعتراضات_سراسری
تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوبیستوچهارم در ۵۶ زندان مختلف
در هفته گذشته دانشآموزان آگاه برای دفاع از حقوق خود در شهرهای مختلف به خیابان آمدند تا نشان دهند که از سیاستهای حاکمیتی در عرصه آموزش، که در تضاد آشکار با عدالت آموزشی قرار دارد، به تنگ آمدهاند. کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از دانشآموزان شجاع و آگاه حمایت میکند. بیشک آینده ایران با حضور چنین افراد پرشوری درخشان خواهد بود.
حکومت اعدامی از ابتدای خرداد تاکنون دستکم ۴۹ تن را به دار آویخته است و در ادامه موج ارعاب و سرکوب خود، حکم اعدام زندانی سیاسی یعقوب درخشان در زندان لاکان رشت را مجدداً تأیید کرده و برای زندانیان سیاسی دیگر، یاسین شهبخش، حسن مصلاوی و علی کمالی، حکم اعدام صادر کرده است.
همچنین چهار زندانی سیاسی دیگر به نامهای فرشاد اعتمادیفر، علیرضا مرداسی، مسعود جامعی و رضا عبدالی نیز در زندان شیبان اهواز در معرض اجرای قریبالوقوع حکم اعدام قرار دارند و جانشان در خطر است.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» که برای صدوبیستوچهارمین هفته پیاپی در برابر این اعدامهای غیرانسانی ایستادگی کردهاند و تعدادی از اعضای آن اعدام شده یا به اشکال مختلف تحت فشار زندان و نهادهای امنیتی قرار گرفتهاند، بیش از هر زمان دیگری و بار دیگر صدای خود را در دفاع از حق بنیادین زندگی بلند میکنند؛ حقی که سرچشمه همه حقوق انسانی است و پاسداری از آن، نشانه بلوغ، برابری، آزادی و انسانیت هر جامعه به شمار میآید.
بنابراین، از همه اقشار و هموطنان عزیز میخواهند که صدای دادخواهی خود را علیه صدور و اجرای احکام ظالمانه اعدام بلند کرده و به شدیدترین شکل ممکن اعتراض خود را بیان کنند.
آزادی و عدالت حق هر انسانی است و عدالت واقعی نه از مسیر مرگ و سلب حق حیات، بلکه از مسیر احترام به حقوق بشر به دست میآید. در نتیجه، برای دستیابی به آن و رهایی از حاکمان ستمگر و مستبد باید مبارزه و مقاومت کرد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» روز سهشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۵، در هفته صدوبیستوچهارم، در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا به سر میبرد:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند زنان و مردان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوبیستوچهارم
سەشنبە نوزدهم خردادماە ۱۴۰۵
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
فراخوان زیر روز ۱۲ اردیبهشت منتشر شده است اما بدلیل قطع اینترنت در ماههای اخیر مجددا آنرا در اینجا منتشر میکنیم.
کارگران و مردم زحمتکش
اوضاع مشقتبار دهها سال گذشته با شروع جنگ باز هم مشقتبارتر شده است. کارفرمایان از جمله دولت و سپاه و مافیای حکومتی که بزرگترین کارفرماها هستندبا استفاده از فضای جنگی به اجحافات خود علیه کارگران و بالاکشیدن دستمزدها شدت دادهاند. صدها هزار نفر را بیکار کردهاند. قیمتهای نجومی کمر مردم کارگر و زحمتکش را شکسته است. رژیم همچنین تحت عنوان جاسوسی و کمک به دشمن تهدیدها، رجزخوانیها، دستگیریها و اعدامها را شدت داده و دسترسی مردم به اینترنت را کاملا قطع کرده است تا جلو گسترش اعتراضات را بگیرد و از بحران کنونی جان سالم به در ببرد.
علاوه بر این رژیم بار دیگر قرار است تمام امکانات جامعه را صرف بازسازی نیروهای سرکوب و تاسیسات اتمی و موشکی و کمک به تروریستهای نیابتی کند و برای تامین این مخارج هجوم گستردهتری را به سفرههای مردم شروع کرده است.
اما نه اوضاع فلاکتبار اقتصادی مردم و سرکوبها و اعدامها از مقطع جنگ شروع شده و نه مسئول جنگ و مصائب آن تودههای مردم هستند. عامل همه اینها خود حکومت و سیاستهای جنایتکارانه آن در داخل، و آمریکا و اسرائیل ستیزی و تروریسم آن در منطقه است. نباید اجازه دهیم این فضا ادامه پیدا کند. کیفرخواست خود را علیه کل این أوضاع و حکومتی که باعث و بانی آن است باید با صدای بلند اعلام کنیم.
تهدیدها و رجزخوانیهای جنایتکاران علیه مردم و کل فضایی که به بهانه جنگ ایجاد کردهاند را باید بر سر خود حکومت خراب کنیم. علیه همانها که در دهه شصت و۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ کشتند و تجاوز کردند، همانها که به هواپیمای مسافربری شلیک کردند و در دی ۱۴۰۴ آدمکشی و قساوت را به اوج خود رساندند و ظرف ۴۸ ساعت قتل عام بیسابقهای در دهها شهر به راه انداختند تا سر پا بمانند.
اعلام کنیم که مسئول همه آسیبهای جانی و مالی ناشی از جنگ خود شما حکومتیها هستید، اعلام کنیم که مسئول جنگ و ناامنی و تحریمها خود شما هستید، اعلام کنیم که سیاستهای اتمی و موشکی و نیابتی شما، مایه بدبختی ما مردم بوده است. اعلام کنیم که هزینههایی که صرف دم و دستگاه کثیف مذهب و سپاه و بسیج و سایر نیروهای مسلح میکنید همه وهمه علیه مردم و برای سرکوب مردم است. اعلام کنیم که مافیای حاکم، آیتاللهها و آقازادهها ۴۷ سال از سفره مردم دزدیدهاید و زندگی اکثریت مردم را تباه کردهاید و همچنان به چپاول مشغولید. مثل همیشه اعلام کنیم که دشمن ما همینجاست و مردم ایران با هیچ کشور و دولتی سر جنگ ندارند. اعلام کنیم که علیه همه این سیاستها و حکومتی که ۴۷ سال جنگ و فقر و سرکوب و نکبت را به اکثریت مردم تحمیل کرده است میایستیم و به آن پایان میدهیم.
راه نجات ما ادامه انقلاب زن زندگی آزادی، متشکل شدن و گسترش اعتراض و اعتصاب و مقابله با تک تک سیاستهای داخلی و منطقهای حکومت است. راه خوشبختی ما در قدم اول نابودی این حکومت و کل دم و دستگاه فاسد و جنایتکارانه آن و پایان دادن به همه این سیاستهای جنگافروزانه، سرکوبگرانه و ضدمردمی است. یک خواست فوری قطع همه هزینههای مربوط به موشکی و اتمی و نیابتی، قطع همه هزینههایی که صرف تک تک نیروهای سرکوب میشود، قطع کلیه هزینههایی که صرف دم و دستگاه فاسد مذهب میشود و مصادره کلیه اموالی که توسط مراجع مذهبی و مقامات حکومتی و آقازادهها دزدیده شده است. همه این امکانات باید در خدمت زندگی و رفاه عموم مردم صرف گردد.
این حکومت رفتنی است؛ در بدترین دوران بحران خود گرفتار شده و این کار خود ما مردم است که بساطش را جمع کنیم و کلیه این خواستها را با دستان توانای خود عملی کنیم. حزب کمونیست کارگری با تمام توان برای سرنگونی حکومت منحوس اسلامی و ساختن جامعهای انسانی، آزاد و مرفه و برابر در کنار شما است.
#اعتراضات_سراسری
حزب کمونیست کارگری ایران
١٢ اردیبهشت ۱۴۰۵، ٢ مه ۲۰۲۶
اخبار سه شنبه ١٩خرداد ١٤٠٥
اخبار شصت و چهارمین روز آتش بس و پنجاه و نهمین روز محاصره دریایی.
*ترامپ: در آخرین مراحل یک توافق بسیار خوب هستیم. رژیم ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد.
*سفیر رژیم در سازمان ملل: مشغول نهایی کردن متن با آمریکا هستیم.
*نیویورک تایمز: یک هلیکوپتر آمریکایی در نزدیکی تنگه هرمز سرنگون شد.
*ایبیسی نیوز: دولت ترامپ خواهان کاهش حملات اسرائیل در لبنان است.
#زن_زندگی_آزادی
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#جمهوری_شورایی
مهشاد کشانی را آزاد کنید
مهشاد کشانی زندانی سیاسی ۲۲ ساله در زندان دولتآباد اصفهان در حالیکه دوران محکومیتش تمام شده به انفرای منتقل شد. مهشاد در اعتراض به انتقال به سلول انفرادی و عدم آزادیاش رگ دست خود را برید و به بیمارستان اعصاب و روان مدرس اصفهان منتقل شد.
گفته میشود که انتقال مهشاد به سلول انفرادی به تصمیم فاطمه عسگریان رئیس جنایتکار زندان دولتآباد اصفهان بوده است.
روزی که تبهکارانی مانند فاطمه عسگریان و سایر شکنجهگران به همراه رهبران جمهوری اسلامی به محاکمه کشیده شوند دور نیست.
صدای مهشاد باشیم.
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
یکصدا در کنفرانس ۲۰ ژوئن؛ روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی
یکصدا، به مناسبت ۳۰ خرداد، ۲۰ ژوئن، روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی در ایران، علیه زندان، شکنجه و اعدام، با مطالبه آزادی زندانیان سیاسی و توقف و لغو مجازات اعدام، کنار هم میایستیم.
امسال، در شانزدهمین سالروز روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی در ایران و خانوادههایشان، در هر کجای دنیا که هستیم، با تجمعها، آکسیونها، برنامههای هنری و حضور در فضای عمومی، صدای زندانیان سیاسی خواهیم بود.
از چهارشنبه ۲۸ خرداد / ۱۸ ژوئن، به مدت یک هفته، با خواست:
• آزادی فوری و بیقید و شرط زندانیان سیاسی
• توقف و لغو مجازات اعدام
• پایان سرکوب، شکنجه و پروندهسازی
به خیابانها میآییم.
سکوت، پاسخ سرکوب نیست.
#زندانی_سیاسی_ازاد_باید_گردد
#نه_به_اعدام
۲/۲
در نتیجه، صحنهٔ سیاسی به دست نیروهایی افتاد که یا از دل نظم کهنه بیرون آمده بودند یا پیشاپیش از سازمان، شبکه و آمادگی سیاسی لازم برای تصرف موقعیت برخوردار بودند. در این میان، اخوانالمسلمین، بهعنوان تنها نیروی سیاسی سراسری و سازمانیافتهٔ اپوزیسیون، توانست از خلأ موجود استفاده کند و خود را به یکی از بازیگران اصلی دورهٔ پس از مبارک تبدیل کند؛ در حالی که نیروهای برخاسته از میدان تحریر، با وجود نقش تعیینکنندهشان در سرنگونی دیکتاتور، فاقد آن سطح از سازمانیابی و رهبری سیاسی بودند که بتوانند مسیر انقلاب را به سود خود و تودههای معترض تثبیت کنند. نتیجه آن شد که سقوط دیکتاتور، لزوماً به استقرار قدرت مردم منجر نشد، بلکه راه را برای بازآرایی قدرت میان بخشهایی از رژیم سابق و اپوزیسیون متشکل و ارتجاعی باز کرد. در تونس هم، دقیقاً همین روال پیش رفت. داستان غمانگیز لیبی و یمن و سوریه نیز جای خود دارد؛ کشورهایی که به میدان خونینترین جنگها میان باندهای اسلامی و حکومتی و قدرتهای جهانی تبدیل شدند.
این سرنوشت فقط مختص کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا و آسیا نیست. به عنوان یک مثال از میان دهها نمونه مشابه، جنبش اشغال والاستریت در سال ۲۰۱۱ که با شعار معروف "ما ۹۹ درصد هستیم" راه افتاد، با توجه به تئوری جنبش "بدون رهبر" و نفی هرگونه سازماندهی حزبی، نتوانست از تحصن در پارکها فراتر برود.
همهٔ این تجربههای تاریخی نشان میدهند که "خیابان"، بدون تشکلیابی حزبی، بدون برنامهای برای تصرف قدرت سیاسی، و بدون سازماندهی حزبی، در عین اهمیت سیاسیاش، نمیتواند در مقابل قدرت سیاسی طبقهٔ حاکم چالش جدی ایجاد کند. نشان میدهند که شبکههای اجتماعی برای بسیج تودهها بسیار مهم هستند، اما جنبشهای سیاسی برای قوام یافتن، مقاومت در برابر سرکوب، تبدیل مطالبات به خطری جدی برای طبقهٔ حاکم، و مقابلهٔ کارساز با توطئههای متنوعِ علیه انقلاب، نیازمند یک ظرف تشکیلاتیِ با برنامه و منسجم، یعنی حزب سیاسی انقلابی، هستند. نشان میدهند که فضیلت ساختن از "بیحزبی"، در عمل، یعنی خالی گذاشتن سنگر سیاست و صحنهٔ سیاسی و هموار کردن راه برای طبقهٔ حاکم و جریانات دستراستی در اپوزیسیون که بهراحتی انقلابات را شکست دهند.
به این معنا، مسئله نه نفی اهمیت شبکهها، بلکه شناخت جایگاه واقعی آنهاست: شبکههای اجتماعی، در جهان معاصر، حتماً یکی از ابزارهای مهم انقلاب هستند، اما جای حزب انقلابی در رهبری، سازماندهی و تضمین پیروزی انقلاب را پر نمیکنند.
در خاتمه
رابطهٔ طبقه، جنبش و حزب را باید بهصورت سه سطحِ بههمپیوستهٔ مبارزهٔ اجتماعی و سیاسی فهمید. طبقه، پایهٔ عینی و مادی این رابطه است؛ یعنی جایگاه انسانها در ساختار اقتصادی و اجتماعی که منافع، تضادها و افقهای معینی را شکل میدهد. جنبش، شکل زنده و بالفعلِ بروز این تضادها و مطالبات سیاسی و اجتماعی است؛ جایی که نارضایتی، اعتراض و کشمکش اجتماعی به میدان میآید و خود را در قالب یک کنش جمعی نشان میدهد. حزب، شکل متشکل، آگاهانه و با برنامهٔ دخالت سیاسی است؛ عنصری که میتواند انرژی پراکنده اجتماعی را به نیرویی هدفمند، پایدار و مؤثر در عرصهٔ مبارزه برای کسب قدرت سیاسی تبدیل کند. به این معنا، طبقه بدون جنبش، صرفاً یک ظرفیت خام اجتماعی است. جنبش بدون حزب، غالباً در سطح فورانهای مقطعی و ناپایدار باقی میماند و حزب بدون پیوند زنده با طبقه و جنبش، به محفل یا فرقهای جداافتاده تبدیل میشود.
در یک جامعه سرمایه داری، حزب انقلابی که در پیوندی ارگانیک با طبقه کارگر، جنبشهای اعتراضی علیه ستم و تبعیض و شبکههای اجتماعی باشد، تعیینکنندهترین ابزار متحد کردن، قدرتمند کردن و تبدیل اعتراض اجتماعی به نیرویی سازمانیافته برای تغییرات بنیادین است. شرط لازم برای بهفرجام رساندن یک انقلاب اجتماعی و نمایندگی سیاسی مردم بپاخاسته در قدرت سیاسی پس از سرنگونی است.
همه این نکات در عصر شبکههای اینترنتی و اجتماعی هم صادق هستند. هنوز هم مثل همیشه، بدون یک حزب انقلابی هم انقلاب رخ میدهد اما بدون حزب انقلابی، انقلاب پیروز نمیشود. منظور از پیروزی فقط جایگزینی چهرهها و حتی احزاب نیست. منظور، پایان دادن به نظام کهنه در تمام ابعاد اقتصادی و سیاسی اجتماعی، پایان دادن به بردگی مزدی، پایان دادن به بیاختیاری سیاسی اکثریت جامعه و ساختن جامعهای بر بنیادهایی تماماً جدید است. چنین اتفاقی بدون حزبی که افق سیاسیاش پایان دادن به مناسبات طبقاتی حاکم، بازگرداندن اختیار و آزادی به شهروندان باشد، غیرممکن است.
#اعتراضات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
رشتو ۱/۲
جایگاه تعیین کننده حزب انقلابی در پیروزی انقلاب
محسن ابراهیمی
پس از فروپاشی بلوک شرق، تخطئهٔ سازمانیافته علیه تحزب سیاسی مخصوصاً تحزب چپ و انقلابی اوج گرفت. باب شده بود که درهمان صفحه اول رسانهها و روزنامههای وقت، به مخاطب اطمینان دهند که به هیچ حزب و دسته و گروهی وابسته نیستند و مستقل هستند. حتی در میان تحلیلگران، مد شده بود که بگویند نهتنها به هیچ حزب و سازمانی تعلق ندارند، بلکه حتی اصلاً سیاسی نیستند. کلاً آنچنان از "حزبگریزی" یک فضیلت ساخته شد که هرگونه مبارزهٔ متشکل حزبی برای رهایی از وضع موجود، متشکل شدن در حزب سیاسی با آرمانهای جهانشمول دربارهٔ عدالت و آزادی، مبارزه برای تغییرات ساختاری از طریق کسب قدرت سیاسی، بهعنوان دگماتیسم و توتالیتاریسم و تعلق به گذشته تعبیر میشد. البته در همین دوره، خودِ جریانات راست، چه در دولت و چه در قالب اپوزیسیون راست، از طریق احزابشان منافع طبقهٔ حاکم را پاسداری میکردند!
تخطئهٔ حزبیت انقلابی صرفاً یک بحث نظری یا آکادمیک نیست. بخشی از سازوکار دفاع از نظم موجود است. بهویژه در فضای رشد پلتفرمهای اینترنتی و شبکههای اجتماعی، تقدیس "جنبشهای افقی"، "سیاستورزی بیرهبر" و "شبکه بهجای سازمان حزبی" بهعنوان بدیلی برای تشکلیابی حزبی در خیلی از محافل سیاسی رایج است اگر چه به نظر میرسد چنین ذهنیتی در حال کاهش است. میتوان تصور کرد که فضاسازی علیه تحزب انقلابی چه نقش مخربی می تواند در مبارزهٔ متشکل طبقهٔ کارگر و جنبشهای اعتراضی اقشار تحت ستم ایفا کند. روشن است طبقات و اقشاری که نهتنها در قدرت نیستند، بلکه حتی سهمی در آن ندارند، تنها ابزارشان برای تأثیرگذاری در صحنهٔ سیاسی این است که تا چه حد توانسته باشند نیروی اجتماعیشان را از طریق یک حزب سیاسی برای اقدام سیاسی مؤثر متشکل کنند.
انقلاب در عصر اینترنت: دو قطبی حزب و شبکههای اجتماعی
یک گفتمان رایج این است که دوران عوض شده است، هیچ چیز شبیه گذشته نیست و در عصر پلتفرمهای اینترنتی و شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی، انقلاب دیگر نمیتواند همان شکل و شمایل و روال سابق را داشته باشد و دیگر جایی برای انقلابها در قالب کلاسیک و احزاب سیاسی در اشکال و قالبها و ساختارهای سازمانی گذشته نیست. علیرغم تغییر و تحولات بزرگ و نقش مهم شبکه های اجتماعی در سوخت و ساز سیاسی جوامع، هنوز نقش یک حزب انقلابی در هدایت و پیروزی انقلاب حیاتی است. حزبی که البته توانسته است فعالیت و سازمان و ساختارش را با اتکا به دادههای جهان امروز و مکانیزمها و امکانات و ابزارهای دنیای امروز بهروزرسانی و هماهنگ کند. حزبی که در فرمولها و چهارچوبهای سازمانی قدیم منجمد نشده است و ساختار تشکیلاتیاش را با ملزومات شبکهای دنیای معاصر منطبق کرده است. چنین حزبی، البته همراه و در کنار نهادها و ارگانها و تشکلهای شبکهای، میتواند در هدایت و پیروزی یک انقلاب نقش ایفا کند.
پلتفرمهای اینترنتی و شبکههای اجتماعی میتوانند در بسیج سیاسی، گسترش اعتراض، شکستن انحصار اطلاعرسانی و ایجاد هماهنگیهای سریع و گسترده نقشی بسیار مهم ایفا کنند. میتوانند نارضایتیهای پراکنده را به میدان عمومی بکشانند، صداها را به هم متصل کنند و شرایطی فراهم آورند که اعتراض اجتماعی در زمانی کوتاه ابعادی تودهای پیدا کند. با این همه، علیرغم همهٔ این نقشهای مهم، گستردهترین شبکهها هم نمیتوانند جایگزین تحزب سیاسی برای رهبری یک انقلاب شوند.
شبکهها میتوانند بسیج کنند، اما در بزنگاههای تعیینکننده، نمیتوانند انقلاب را از موانع، توطئهها و پیچیدگیهای نبرد سیاسی عبور دهند. تفاوت دقیقاً در همینجاست: شبکهها ابزار ارتباط و بسیجاند، اما حزب انقلابی، ابزار رهبری، سازماندهی و مداخلهٔ آگاهانه در امر قدرت سیاسی است. بدون حضور یک حزب سیاسی مجهز به یک برنامهٔ روشن، دخیل در جنبشهای سیاسی و اجتماعی، حتی گستردهترین خیزشهای تودهای نیز میتوانند در لحظهٔ تعیین تکلیف قدرت، دچار خلأ رهبری شوند؛ خلأیی که معمولاً توسط نیروهای سازمانیافتهتر، ارتجاعیتر و البته، به این اعتبار، آمادهتر پر میشود. تجربهٔ خیزشها و انقلابهای همین چند دههٔ اخیر در جهان نشان داد که بسیج گسترده از طریق شبکههای اجتماعی، هرچند توانسته است در مواردی دیکتاتورها را به زیر بکشد، اما نتوانسته است به دیکتاتوری پایان دهد. نتوانسته است قدرت سیاسی را به دست مردم بدهد.
در مصر، شبکههایی چون فیسبوک در بسیج وسیع اعتراضات و شکلگیری تجمعات عظیم میدان تحریر نقشی برجسته ایفا کردند، اما پس از سقوط مبارک، این ظرفیت شبکهای نتوانست جای خالی یک رهبری سیاسی انقلابی و متشکل را پر کند.
((ادامه در کامنت اول))
#علیه_فقر_فساد_گرونی
#اعتراضات_سراسری