غروب، متاثر از این توییت، داشتم به این فکر میکردم که در نیمقرن گذشته چه حجم عظیمی از ظرفیت و استعداد ایرانیان حرام شد. نظام رانتی فقط منابع و فرصتها را تصاحب نکرد، چیزی بسیار عمیقتر را از ما گرفت: «اراده فردی». از ما ملتی ساخت که همیشه منتظر است. سقف انتظاراتمان کوتاه شد، آرزوهایمان کوچک و «وصل بودن» آنقدر اهمیت پیدا کرد که تلاش، شایستگی و استعداد به حاشیه رفت. این یعنی کشتن استعداد، نه با سرکوب مستقیم، بلکه با بیمعنا کردن تدریجی تلاش.
وقتی ارزش پول ملی هر سال ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش پیدا میکند، ذهن انسان بهطور طبیعی از برنامهریزی بلندمدت فاصله میگیرد. چرا سرمایهگذاری کنم؟ چرا یاد بگیرم؟ چرا بسازم؟ وقتی نمیارزد. وقتی یک نسل این منطق را درونی کند، ذهن جمعی جامعه از «ساختن» به «دور زدن» تغییر جهت میدهد. در چنین شرایطی، مردم انرژی خود را نه برای رشد، بلکه برای بقا صرف میکنند و هر فرد به نسخهای کوچکتر از توانایی واقعی خود تبدیل میشود. نتیجه، جامعهای است که با بدترین نسخه از خودش روبهروست، نه به خاطر ذات مردمش، بلکه به دلیل سیستمی که دهههاست بهصورت ساختاری مانع شکوفایی شده است.
وقتی یک نظام، تلاش و شایستگی را بیاثر میکند، ذهن جمعی ناچار به دنبال جایگزین میگردد: «نمایش». وقتی نمیتوانی آنچه میخواهی باشی، تلاش میکنی آن را به نمایش بگذاری. «کیچ» محصول همین شکاف است، شکاف میان آنچه هستی و آنچه میخواهی دیده شوی. «سونامی کیچی» که امروز در ایران میبینیم، بیش از آنکه نشانه ابتذال باشد، نشانه زخمی عمیقتر است، نشانه جامعهای که اعتمادبهنفس خود را از دست داده و مردمی که میخواهند دیده شوند، شنیده شوند و ارزشمند به حساب بیایند.
اما من عمیقاً باور دارم که این بدترین نسخه، ذات ما نیست. ما بارها در شرایط و نقاط مختلف جهان، نشان دادهایم که ظرفیتهای استثناییمان همچنان زنده است، ظرفیتی که ریشه در تاریخ، فرهنگ و سرمایه انسانی سرزمینمان دارد. اگر روزی جمهوری اسلامی برود و جای آن سیستمی بر پایه چهار اصل بنیادین حاکمیت قانون، اقتصاد آزاد، احترام به مالکیت فردی و جدایی نهاد دین از قدرت سیاسی شکل بگیرد، آنوقت با ایرانیانی روبهرو خواهیم شد که امروز حتی تصورشان برایمان دشوار است. نسخهای از خودمان که سالها فرصت ظهور نیافته، نسخهای که برای خلاقیت، توانایی و بلندپروازیاش انتهایی نمیتوان متصور شد. من برای دیدن آن روز، روزشماری میکنم.
@Meh_b11111@dkhos این دوستمون که انقدر بهش میبالیم که ایرانیه و فلان کم از آخوند ضربه خورده؟ دار و ندارشون مگه نرفت زیردست آخوند با مصادره؟؟ بعد پادشاهیخواهه که. من واقعا دیگه نمیفهمم کی به کیه :))