من هیچ وقت نمیتونم چندتا کتاب باهم بخونم. همیشه باید اول یه کتابی رو تموم کنم بعدش برم سراغ بعدی چون دوست دارم غرق بشم تو جهان اون کتاب و کامل درک کنم شخصیت ها رو. حالا نمیدونم خوبه یا بده😁
من این نوع از غر زدنها رو نمیفهمم. به مدت قرنها، همین کشورهای اروپایی علیالخصوص همین فرانسه و اسپانیا و انگلیس، راه میوفتادن وهر کشوری که میدیدن رو غارت میکردن، مردمش رو به بردگی، منابعشون رو غارت و زبونشون رو بهشون تحمیل میکردن و بهشون میگفتن چقدر سفیدها بهتر از این بومیهان. حالا همون بومیها اومدن میگن اومدیم اونجایی که چند قرن گفتید بهتره پیش شما سفیدها تازه به زبان خودتون هم صحبت میکنیم. مشکل کجاست؟ فتحشون کردید، منابعشون رو گرفتید زبانشون رو عوض کردید حالا لطف کنید قبول زحمت بفرمایید قحبهها.
At a certain point, if not already, the average person has to admit this is hysteria. None of this stuff helps Palestinians and it’s all about westerners feeling morally superior to each other
بستن چشمهایت چیزی را تغییر نمیدهد. هیچچیز فقط بهخاطر اینکه تو آنچه را دارد اتفاق میافتد نمیبینی، ناپدید نمیشود. در حقیقت، بار دیگری که چشمهایت را باز کنی اوضاع حتی خیلی بدتر خواهد بود. دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم چنین است...
نظر نامحبوبی دارم نسبت به ایران
از ایرانی بودنم بدم میاد
واقعا کاش میتونستم تابعیت لعنتی و نحس ایرانی برای همیشه عوض کنم
این خاک جز محدودیت جز نکبت جز فقر جز دزدی جز ریا هیچ چیز دیگ ای نداره
و من باید بخاطر ایرانی بودن خیلی جاها بسوزم
که صبرم رو تموم کرده
چون بحث کتابهای فانتزی بود یادم افتاد یکی از بهترین کتابهای فانتزی که خوندم سری پادشاهی کهنه که فک کنم خیلی تو ایران معروف نیست.
داستانش دارک و پر از جادوئه و یکی از بهترین استفادهها از مرگ توی داستاننویسی رو این کتاب داره به نظرم.
بچههایی که تهران نیستین یا ایران نیستین🤓 یا تهرانین و حوصله جلسه کتاب حضوری ندارین🤓
ولی دلتون میخواد درباره کتابهایی که میخونید با بقیه صحبت کنید
من جلسههای انلاین کتابخونی قراره بذارمممممم
(این توییت هم بفرستین برای دوستتون🤓)
بیش از اون حدی که در مناسبات سیاسی جهان تاثیر داشته باشید، با هم دعوا میکنید.
همین باعث میشه یکی درمیون بینتون اختلاف بیوفته، نتونید سر اصول اولیه متحد بشید، و یادتون بره اون داخل لای قطعی اینترنت مردمِ واقعی چی میخوان.
دیگه حتی اونجایی هم که میتونید و باید، موثر نیستید.
«بیان بدیهیات اخلاقی» یک راهکار سیاسی نیست.
سیاستمدارانی که تنها کارشون بیان بدیهیات اخلاقیه، دچار بحران هویتی و وجودی هستن. چرا که سیاستمدار کارش پیدا کردن راهکار برای مسائل پیچیده جمعیه.
اگر بنا بود با جملاتی مثل «من با مرگ انسان بیگناه مخالفم» مشکلات این مردم حل بشه که تا الان شده بود. برای گفتن این جملات نیازی به میکروفون و تریبون نیست، هر انسانی با اندک سطحی از شعور این بدیهیات رو میدونه.
مردم برای شنیدن این بدیهیات به سیاستمداران نیاز ندارند.
بهرحال این اوضاعی است که میبینید و تفسیر لازم ندارد.
ما هم میسوزیم و میسازیم. قسمت این بوده یا نبوده دیگر اهمیتی ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز.
صادق هدایت