مامانم استرس گرفته به بابام میگه: داروهات رو بذار تو یه کیف دم دست، اگر زدن بریم بیرون، برو ماشین رو بیار بیرون از پارکینگ.
بابام میگه: اگر زدن من دیگه بیرون نمیام، همین جا میمونم.
میگم: منم همینطور.
«خنده عصبی هر سه تامون»
خاورمیانهای رو از چی میترسونی واقعا؟