همیشه عاشق زندگی مستقل تو تهران بودم و تقریبا از ۱۳ سالگی آرزوشو داشتم
اما وقتی امشب بعد سه هفته از تهران برگشتم شاهرود وقتی بابا خودش با ماشین اومده بود دنبالم و مامانم برام غذا درست کرده بود و تختم و گرم و نرم برام از قبل اماده کرده بودن فهمیدم آرزو واقعی چیه و چه لذتی داره