منم دیروز به دوست آلمانیم گفتم که یکی از دوستای ایرانم خیلی سفیده و هروقت میرفتیم افتاب بگیریم قرمز میشد میسوخت
بعد گفت مگه تو ایرانم انقدر سفید هست؟ گفتم واا معلومه که هست.
به منم یبار گفت تو آلردی برنزی نیاز به افتاب گرفتن نداری
د اخه کصکششش😑
خواهر دوستم فوت کرده بود.
رفته بودم برای تسلیت.
مادرش بین گریههاش گفت:
« میدونی رفته بود موهاشو رنگ کرده بود…
یه جفت کفش پاشنهدار لیمویی خریده بود…
بچهم دوست داشت زندگی کنه…»
و من چند وقته دارم به آدمهایی فکر میکنم
که وسطِ آرزوهاشون
مردن.