من یه پرستارم. دیشب ک شیفتم تموم شد و داشتم میرفتم بیرون،
دیدم یه مرد مسن که مشکل ریَوی داشت رو با تخت برانکارد اوردن داخل بیمارستان
واسه چند ثانیه من و مرد، چشم تو چشم شدیم
رفتم بیرون، سیگارمو روشن کردم، دیدم که دارن من رو با تخت توی بیمارستان میبرن و یه پرستار جوون خیره شده بهم