جدی جدی یک گروهکی در توییتر
عاشقانه مایلند ما در ایران بدون برق و آب و بنزین مثل انسان های اولیه زندگی کنیم و برای غذا هم با نیزه بریم صحرا شکار خرگوش و گراز!!
و هرکی هم که نمیخواد باقیمانده کشور از بین بره رو میگن زیر ساخت به چون!
زیر ساختم تو چون تون که عقل رو تعطیل کردین
نر جماعت، کل وجود و هویت زن رو تو قیافه و زیبایی و سکسی بودن میبینه!
دستاوردهای تحصیلی، شغلی، اجتماعی و غیره زنها، مطلقا ارزشی براشون نداره چه بسا عصبانی هم میشن!
کار ایدئولوژی اینه که از پلمپ کافهها (یا تحمیل حجاب) شما رو به این باور برسونه که امریکا/اسرائیل باید با موشک حمله کنن.
باور به موشکهای نجاتبخش، شکل سکولار همون ایدئولوژی دینیِ مهدی موعوده.
هر دو گروه به منجیای استعلایی مومناید که از آسمون رستگاری به ارمغان بیاره.
وای این خانومه هشت کیلومتری خط پایان مسابقه دو پریود شده و همچنان ادامه داده.
حتی اگه دردش زیاد هم نبوده باشه که بعید میدونم؛ بازم اینکه بتونی اینجوری کارو تموم کنی فوقالعادهست.
زن تو فوقالعادهای.
ج.ا. امروز هجوم آورده به کافهها. بستن کافهها یعنی سقطکردن حیات شهری.
جنگ علیه ایران که میتونست زمینه اتحاد رو فراهم کنه، تبدیل کردید به تسویه حساب با مردم غیروفادار. یکی یکی میادین شهر رو به اشغال خودتون درآوردید و فضاهای عمومی رو از مردم تهی کردید.
شرمآوره.
ما هیچکدوم آدمهای قبل از ۴۰۴ نیستیم و نمیشیم. دوبار جنگ و سهبار مردن، فاصلهای انداخته که من بهسختی توان درک آدمهای خارج از این جغرافیا رو دارم. دلم میخواد مدام توی خیابون راه برم، به چهرهٔ آدمها نگاه کنم و بگم بیا حرف بزنیم، فقط ما هم رو میفهمیم.
فکر میکنم مامانم کاملا پذیرفته که نه تنها دوستپسر دارم بلکه تقریبا باهاش زندگی میکنم و میتونیم ساعتها در آرامش راجع بهش دیالوگ کنیم و من باورم نمیشه از مرحلهای که به زور چادر سرم میکردن بعد از چهاردهسال پله پله و با قدمهای کوچک به اینجا رسیدم.