جمهوری اسلامی در حال انتقامگیری از دانشجویان است. حداقل ۷ نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف) حکم اخراج دریافت کردهاند. ۱۰۳ روز جرات نکردند رهبرشان را به گور بسپارند؛ با قاتل رهبرشان در حال مذاکرهاند؛ و تمام شجاعتشان انتقامگیری از جوانان ایران است.
کفتارهای مقوایی.
مادرش داد میزد میزد میگفت اگه توی ۱۹ دی کشته شده چرا دندون نداره ناخوناشو دونه دونه کندن و چرا روی بدنش اینقد جای زخمه «گرفته بودنش و بعد شکنجه ،جنازشو انداخته بودن بین جنازه های نوزده دی»
و چقدر دردناکه برای خانوادهاشون که حتی نمیدونن لحظات اخر چه بلایی سر عزیزانشون اومده.
خامنهای بزرگترین دشمن ایران است. خودکامگی و سیاستهای غلط او خسارات عظیمی به ایران وارد کرده که جبران آن چند دهه طول میکشد. هر یک روز ادامهی جمهوری اسلامی برای ایران خسارت است. توبهی گرگ، مرگ است.
آی آنهایی که دلتنگِ سرود و طرحهای گرافیکی سال ۱۴۰۱ هستید! چشمانتان را به این «تابلو» بدوزید؛ ردِ خونِ هموطنی که روی زمینِ سردِ بیمارستان کشیده شده، عریانترین هنرِ اعتراضیِ تاریخ است. وقتی مغزِ جوانی چند متر آنطرفتر از پیکرش روی آسفالت میافتد، دیگر مجالی برای نتنویسی و قافیهپردازی نمیماند. هنرِ امروزِ ایران، «جانبخشی» نمیکند؛ بلکه با خونِ سرخِ روی سنگفرش، حقیقتِ «جانستانی» را فریاد میزند. اینجا دیگر قلممو در خون میزنند، نه در رنگ.
جاویدنام #ابوالفضل_وحیدی
یکی از اقوام منه که کشته شده..
خواهش میکنم نزارید فراموش بشه این بچه پدر نداشت مادرش فوت شده بود.
خواهش میکنم ریت کنید ما صدایی نداریم
بیانیهی شجاعانهای که امروز توسط انجمن علمی دانشکدهی مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف منتشر شد:
«چه سودی در علم است، وقتی انسان ارزش ندارد؟»
https://t.co/2yaR16tpBU
وقتی خون در کوچهها جاریست دیگر سکوت را بر خود روا نمیدانیم. دیماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشتهایم که شرح آنها زبان را به عجز میکشاند. مردمی که به خیابان آمدند تا حقشان را مطالبه کنند، با شلیک مستقیم گلوله به زمین افتادند. نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه و خیابان. چند روز بیشتر طول نکشید تا فهرست کشتهشدگان به اندازهای طولانی شود که تخمین تعدادشان نیز نشدنی تلقی گردد. این فهرست، صرفاً مجموعهای از نامها نیست. هر نام در آن، یک خانوادهی داغدار، یک مادر عزادار، یک آیندهی نابودشده است. اینها آدمهایی هستند که زنده بودند. زنانی که میخواستند زندگی کنند، مردانی که آرزوی آزادی داشتند، دانشجویانی که نمیخواستند تن به ذلت زیستن در چنین استبدادی بدهند. دانشجویانی که روزی در همین کلاسهای درس نشستند، در همین دانشکدهها قدم زدند، در همین هوا نفس کشیدند و در میان همین دیوارها گفتند و خندیدند. دانشجویانی چون محمدرضا مرادعلی، ورودی ۹۵ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، که در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ کشته شد و از او، تنها یاد و خاطرهاش به جا ماندهاست.
ما اینها را دیدهایم. خون روی زمین را، جنازههای ردیفشده در کهریزک را، دیدهایم. شهادت کسانی را شنیدهایم که با چشم خودشان مرگ را دیدند. مرگی که از لولهی تفنگ نیروهایی بیرون میآمد که وظیفهشان حفظ مردم بود، نه قتلشان. و بالاتر از همه، شنیدیم دستور شما را. نه پروردگار، بلکه این اهریمن بود که بر شما نازل شد و از زبانتان سخن گفت که: «بکشید!» و کشتند. بدون تردید، بدون وجدان، بدون رحم.
همان مردمی که در روزهای جنگ از آنها به عنوان «ملت شریف و غیور» یاد میکردید، حالا به یکباره «اغتشاشگر» و «تروریست» نامیده شدند. همان مردمی که سالها زیر بار سختی و فشار تحمیلشده از ستمتان زندگی کردند، حالا «اراذل و اوباش» خوانده شدند. انگار فراموش کردهاید که نمیتوان یک ملت را یک روز به آسمان برد و روز بعد به زمین کوبید. فراموش کردهاید که واژهها معنا دارند و حافظهی مردم، کوتاه نیست.
کسانی که سالها بر منبرها گفتند «خون بیگناه، بنیان حکومتها را فرو میریزد»، امروز یا سکوت کردهاند و یا با واژگان آراسته گلولهها را تطهیر نمودهاند. حق تیرهایی را از خانوادهی قربانیان گرفتند که مدعی بودند دشمن نثارشان کردهاست. همانهایی که فریاد میزدند «هیهات منا الذله»، امروز ذلیلانهترین سکوت را پیشه کردهاند و به تماشای گورستانها نشستهاند؛ گورستانهایی که با فرمان کسی که خود را معصوم از خطا میداند، روزبهروز انسانهای بیگناه بیشتری را در خود جای میدهند.
حالا دیگر وقت انذار و هشدار و سکوت نیست. وقت آن است که بگوییم ما شاهدیم. ما میبینیم چه اتفاقی افتاده و هرگز این جنایت را فراموش نخواهیم کرد.
جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، ۹ بهمن ۱۴۰۴
ایشان عضو برجستهی دفتر خامنهای است. چشمش را به روی قتلعام هزاران نفر از هممیهنان به دستور خامنهای بسته و مرا مقصر وضعیت کشور میداند. خامنهای بزدل هرگز حاضر نیست بگوید وعدههایش در سند چشمانداز ۲۰ ساله که قرار بود امسال ایران اقتصاد اول منطقه و مردمش در رفاه و کرامت و دور از فقر و فساد و تبعیض باشند چه شد؛ رسیدن به «قله»چه شد؛ سیاست «نه مذاکره میکنیم و نه جنگ میشود» چه شد؛ صدها میلیارد دلار فرصتسوزی از اقتصاد ایران بابت برنامهی هستهای چه شد؛ میلیاردها دلار هزینهی حمایت از رژیم خونخوار بشار اسد چه شد و...
🚨پیام اضطراری و مهم از یک پزشک دغدغهمند:
«عزیزانی که از بازداشت آزاد میشوند، حتماً در اولین فرصت آزمایش خون (الکترولیت) بدهند. بالا بودن پتاسیم خون (#هایپرکالمی) به خاطر نمک با پتاسیم بالا عمدی در غذای عزیزان بازداشتی میتواند باعث ایست قلبی ناگهانی شود.
علائم: ضعف عضلانی، تپش قلب یا سرگیجه.
درمان اضطراری در بیمارستان: تزریق کلسیم گلوکونات، انسولین و گلوکز.
صدای هم باشیم.»
خبر همراهی پلیس با مردم آبدانان رو پروموت نکنید. همراهی نکردن و منتظر بودن تا نیروی کمکی بهشون ملحق بشه و حکومت داره لشکرکشی میکنه اونجا. اگر الان اعلام خطر نکنیم فاجعه ماهشهر و اشنویه تکرار میشه و مردم سلاخی میشن. به هر طریق و زبانی که میتونین بگین که مردم #آبدانان در خطرن.
بابااااا! کرهخراااا! چرا نمیفهمینن.
این دیوثا به هواپیمای مردم خودشون موشک زدن!
اینترنت رو قطع کردن ۱۵۰۰نفر از مردم رو کشتن!
الانم که دارین میبینین به بیمارستانی که زخمیها ره بردن حمله کردن!! بیمارستان تو کشور خودشووون! که مردم خودشوون توش بودن!!
در بیار سرت رو از کونِ آخوند!
روحالله خمینی، مهر ۵۹:
منفجر کنید جاهایی را که مال دولت است. اقتصادش را فلج کنید. ندید مالیات بهش. پول آب و برق را ندهید. چیزهای دیگری را که میخواهد ندهید. تظاهرات بکنید
من میدانم که همه دل خون دارند از این حکومت. از پشت بهش خنجر بزنید. اعتصاب کنید. نمیتواند با یک ملت طرف شود