دقیقا منم یه عروسک توی جعبه داشتم که خواهر بزرگم بالای کمد گذاشته بود، سالی یبار نزدیک عید موقع خونه تکونی میاوردش پایین و تا وقتی بالای کمد گردگیری بشه و برش گردونه بالای کمد با حسرت از پشت طلق شیشه ای نگاش میکردم و بعضی وقتا سعی میکردم با همون جعبه بغلش کنم ولی ...
بچه که بودم مادرم به خاله ام گفته بود این سری که میره کیش جنس میاره برای فروش، یه عروسک هم برای من بیاره، من یادمه یک ماه تموم منتظر بودم که عروسک به دستم برسه، روزی که عروسکو بهم دادن انگار دنیا رو بهم داده بودن، از همون عروسکها که یه مادر و یه بچه تو بغلش بود، اون عروسک،
چون هنوز عمق فاجعه ای که به بار آوردن رو نمی دونن حرفی ندارم!
شایدم میدونستن قراره چه ویرانه ای جا بزارن که اون کارو باهام کردن...
ولی من ترجیح میدم که فکر کنم نمیدونم!
بذار دو کلوم مردونه باهات درمیون بذارم؛
ببین شده کلیه چپتو بفروشی، عروسی رو بگیر
اگه گیر بودی نداشتی قرض کردی، عروسی رو بگیر
اصا همسرت خودش مخالفت کرد، تو عروسی رو بگیر
این حق هر دختره که لااقل واسه یه روز از زندگیش
پرنسس بودنو تجربه کنه.
میدونی؟
من خیلی تنهام....
حس تنهایی داره وجودمو میخوره...
روز به روز داره فاصله مون بیشتر و بیشتر میشه..
من میترسم...
از ذره ذره این فاصله میترسم..
روز به روز داره بزرگ تر میشه..
و هیچ کاری از دستم نمیاد..
من خیلی میترسم !
@Anisozahra اولش فکر کردم متاثر نشدی و فقط خواستی به همه یاد بدی از قیافه و ظاهر کسی ایراد نگیره مخصوصا که چهره زیبایی داری 😑 اهمیت نده بابا دختر به این خوشگلی 😒