فکر میکنی که دیگه هربار اضطراب بیاد سراغت بلدی هندلش کنی اما میاد و خرت رو میگیره و فاصلت با مرگ میشه یک قدم و از سر تا نوک پاهات میلرزه و فکت قفل میکنه و میفهمی که فقط فکر میکردی.
نیاز دارم یکی از آینده بیاد و بگه این راه رو برو، اون راه رو نرو، سمت فلان ادم برو، از فلانی دوری کن، تمرکزت رو بزار رو این مسیر، نه روی اون. بزرگسالی و تصمیمگیری دیگه چی بود خدایا من هنوزم میخوام باربی ببینم.