سرکوب بهائیان اندکی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ آغاز شد. آنچه در ادامه میخوانید سرگذشت یکی از بهائیان ایران است: مردی که از ۲۰ سالگی با عشق و علاقهی فراوان در برخی از محرومترین نقاط ایران (کنگان، برازجان، آبپخش و بوشهر) به آموزش و تربیت فرزندان این سرزمین همت گماشت اما بعد از ۲۷ سال خدمت، از همهی حقوق اجتماعیِ خود محروم شد. متن زیر که یک سال پیش از درگذشت او (اسفند ۱۳۸۹) نوشته شده است شرح مقاومت طولانی و اقدامات قانونی اوست که فریاد دادخواهی خود را نزد همهی مسئولین و اولیای امور کشورش بلند کرد و بیش از ۳۰ سال داد خود را تنها از آنها خواست.
***
نامم مسعود کمالی سروستانی است. فرزند عزیزالله. ۷۸ سال قبل، در سوم فروردین ۱۳۱۱ در سروستان در استان فارس متولد شدم. کودکی و نوجوانیام در همانجا سپری شد. در ۱۷ سالگی برای تحصیل در دانشسرای مقدماتی به شیراز آمدم. پس از سه سال دیپلم خود را گرفتم و در ۲۹ آذر ۱۳۳۱ وقتی تنها ۲۰ بهار از زندگیام را پشت سر گذاشته بودم به «استناد مقررات قانون تربیت معلم» طی ابلاغیهی شمارهی ۳۱۸۷۷-۱۳/۱۱/۳۱ به استخدام آموزش و پرورش در آمدم و با حقوق ماهیانه ۹۶۰ ریال بهعنوان آموزگار دبستانهای بوشهر به خدمت مشغول شدم. صحت حکم ابلاغی با امضای ادارهی کل بازنشستگیِ کشوری تأیید شده و ماهیانه درصدی از حقوقم به صندوق بازنشستگی واریز میشد.
...
در پاییز سال ۱۳۵۸ قرار بود که پس از ۲۷ سال تدریس، آخرین دورهی خدمتم در آموزش و پرورش را بهعنوان «دبیر راهنمایی برهان شیراز» بگذرانم. با استناد به «تبصرهی اصلاحی مادهی ۷۴ قانون استخدام کشوری» میتوانستم با حقوق ماهیانه ۵۹۵۰۰ ریال به «افتخار بازنشستگی نائل شده» و زندگی را به گونهای دیگر ادامه دهم.
حکم بازنشستگی اما ۶ ماه بیشتر دوام نداشت. ۲۷ سال خدمت با حکم کارگزینی در مورد خروج از خدمت به هیچ گرفته شد: «به استناد مادهی ۱۴ قانون استخدام کشوری چون متدین به هیچ کدام از ادیان رسمی کشور نمیباشید لذا از تاریخ صدور این حکم به خدمت شما در وزارت آموزش و پرورش خاتمه داده میشود.»
این «حکم خاتمه» با عنوان «مدیر کل آموزش و پرورش انقلاب اسلامی فارس» به امضای آقای احراری رسیده بود. بعد از مدتی نسخهای از «حکم خروج از خدمت» با امضای رئیس ادارهی آموزش و پرورش ناحیهی ۲ شیراز به نشانیِ خانهی ما ارسال شد که خواهان اعلام وصول حکم خروج از خدمت بود.
در ۱۵ اردیبهشت ۵۹ تمام حقوق و مزایای یک معلم بازنشسته و ۵۰ ساله با حکم برکناری از خدمت قطع شد. سالهای ۵۹ تا ۶۱ به نامهنگاری با تمام سازمانها، وزارتخانهها، ادارات و کمیسیونهای مسئول گذشت. اما سه سال دادخواهی از ریاستجمهوری، نخستوزیری، کمیسیون اصل ۹۰، سازمان امور استخدامی و دیوان عدالت اداری بینتیجه ماند...
ادامه:
https://t.co/Sl4OrrZhK1
#شیرین_عبادی، رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، از تمامی فعالین مدنی، سیاسی و شهروندان خواسته تا به کمپینی که برای آزادی بیقید و شرط #مهوش_ثابت، زندانی ۷۲ سالهٔ بهائی، تشکیل شده پیوسته و از تمام ظرفیتها برای نجات جان او استفاده کنند.
متن کامل نوشتهٔ خانم عبادی که در کانال تلگرام او منتشر شده به شرح زیر است: «سالها پیش مهوش ثابت در ایران موکل من بود. بیدادگاه قضایی ایران او را به ۱۰ سال زندان محکوم کرد. او و گروه دیگری از اعضای جامعه بهائی این محکومیت ناعادلانه را با تحمل ۱۰ سال زندان، از سر گذراندند. این زن شریف که به جرات میتوان گفت همچون چشمهای صاف و زلال و بیآلایش است باز هم به بهانههای واهی بازداشت و در سال ۱۴۰۱ به ۱۰ سال حبس دیگر محکوم شد.
خانم ثابت در زندان دچار بیماریهای بیشماری شد. بزرگترین بحرانی که دوران حبس برای او ایجاد کرد مشکل قلبی بود. او اخیرا جراحی عمل باز قلب انجام داده و دوران نقاهت پس از این جراحی سنگین را از سر میگذراند. متاسفانه مطلع شدم که وضعیت سلامت ایشان مساعد نیست و بازگرداندن او در این وضعیت به زندان معنایی جز تلاش برای قتل او ندارد.
کینهٔ دیرین جمهوری اسلامی از جامعهٔ بهائی، تنها دلیل بیشمار آزارهای حکومت علیه ایشان است. مهوش ثابت قربانی ستم و تبعیض نظاممند جمهوری اسلامی علیه اقلیتها، زنان و دگراندیشان است. او بیگناه است، اما اگر مجرم هم بود، میبایست امروز به واسطهٔ عدم تحمل کیفر از زیر چتر سیاه امنیتی و قضایی رهایی مییافت. از این رو اعلام میکنم، او به هیچ وجه نباید به زندان بازگردد و عواقب وضعیت سلامت او، بر عهدهٔ جمهوری اسلامی است.
همچنین از تمامی فعالین مدنی، سیاسی و شهروندان میخواهم به کمپینی که برای آزادی بیقید و شرط مهوش ثابت تشکیل شده بپیوندند و از تمام ظرفیتها برای نجات جان او استفاده کنند.»
برای امضای بیانیه به لینک زیر مراجعه کنید👇🏻
https://t.co/I3EiTJRM53
تنها دو روز پیش از نشست UPR (بررسی دورهای جهانی حقوق بشر سازمان ملل)، ۱۰ زن بهائی توسط نیروهای امنیتی در بهارستان اصفهان، بدون ارائهٔ حکم قضائی یا اطلاع قبلی، بازداشت شدند. این بازداشت ساعت شش صبح و با بالا رفتن مأموران از دیوار منازل و اجبار همسایگان صورت گرفته است.
ــ #بشرى_مطهر، #سارا_شکیب، #ساناز_راسته، #شورانگیز_بهامین، #فیروزه_راستینژاد، #مریم_خورسندی، #مژگان_پورشفیع، #نسرین_خادمی، #رویا_آزادخوش و #آزیتا_رضوانیخواه
درخواست فوری برای آزادی #مهوش_ثابت
ما خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط او هستیم تا بتواند در محیطی امن و مناسب تحت درمان قرار گیرد.
لطفاً با امضای این بیانیه صدای خود را به ما برسانید:
https://t.co/qlyUlcZ5we
#FreeMahvash
جامعهٔ جهانی بهائی خواستار بررسی نقض حقوق بشر بهائیان توسط حکومت ایران در بررسی ادواری سازمان ملل است
ژنو— ۲۷ دی ۱۴۰۳— جامعۀ جهانی #بهائی از تمامی کشورهای عضو سازمان ملل متحد خواست که در نشست آتی بررسی ادواری جهانی (UPR) شورای #حقوق_بشر که در ژنو برگزار میشود، جمهوری اسلامی #ایران را بهخاطر نقض مداوم و سیستماتیک حقوق جامعۀ بهائی، مورد بازخواست قرار دهد. این جلسه که در تاریخ پنجم بهمنماه برگزار خواهد شد، چهارمین بررسی ادواری جهانی ایران خواهد بود و کارنامۀ حقوق بشر حکومت این کشور را به دقت مورد ارزیابی قرار خواهد داد.
فرایند بررسی ادواری جهانی، سازوکار بررسی همتایان تحت نظر شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد است و فرصتی را در اختیار کشورهای عضو سازمان ملل قرار میدهد تا عملکرد یکدیگر را در زمینۀ حقوق بشر ارزیابی کرده و توصیههایی ارائه دهند. حکومت ایران با وجود پذیرش توصیههای متعدد در آخرین بررسی در سال ۱۳۹۸، هیچ گام معناداری در جهت رفع آزار و سرکوب بهائیان که بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان کشور هستند برنداشته است. در عوض نقض حقوق بشر جامعۀ بهائی شدت گرفته است، موضوعی که نشان از بیاعتنایی آشکار حکومت ایران نسبت به تعهدات بینالمللی است.
سیمین فهندژ نمایندۀ جامعۀ جهانی بهائی در سازمان ملل متحد گفت: «ما از تمامی کشورهای عضو سازمان ملل متحد میخواهیم که تعهد خود به حقوق بشر را جدی بگیرند و در جریان فرایند بررسی ادواری جهانی، رفتار حکومت ایران با بهائیان را محکوم کنند. هر کشور عضو سازمان ملل نسبت به رعایت اصول حقوق بشر و آزادی عقیده، مسئولیتی اخلاقی دارد. این لحظهای سرنوشتساز برای مقابلۀ قاطعانه با تبعیض دینی حکومت ایران، حمایت از حقوق بهائیان این کشور و نشان دادن این است که جهان در برابر سرکوب کل یک جامعه تنها به خاطر باورهایشان توسط حکومت ایران سکوت نخواهد کرد.»
خانم فهندژ گفت: «آزار و اذیت بهائیان در ایران نه تنها نقض حقوق بشر بلکه لکۀ ننگی بر وجدان جمهوری اسلامی ایران است. حکومت ایران با وجود درخواستهای مکرر برای پاسخگویی، همچنان به تشدید سرکوب این جامعۀ صلحآمیز ادامه میدهد. ما از کشورهای عضو سازمان ملل متحد میخواهیم که از فرایند بررسی ادواری جهانی به عنوان ابزاری برای مطالبۀ تغییرات ملموس و واقعی استفاده کنند.»
گزارشگر ویژۀ سابق سازمان ملل متحد در زمینۀ آزادی دین یا عقیده، آزار و اذیت بهائیان را یکی از «شدیدترین نمونههای آزار و اذیت دینی در جهان امروز» خواند و آن را سرکوبی از «گهواره تا گور» توصیف کرد. گزارش جدید سازمان «دیدهبان حقوق بشر» نیز این سرکوبها را مصداق «جنایت علیه بشریت در زمینۀ سرکوب دینی» دانسته است. بهائیان در ایران بهمدت بیش از ۴۵ سال بهطور سیستماتیک مورد آزار و سرکوب قرار گرفتهاند، از ورود به دانشگاهها و استخدام در مشاغل دولتی محروم شدهاند، مرتباً خودسرانه بازداشت و زندانی میشوند و روزانه با مصادرۀ اموال، تخریب گورستانها و بسیاری از موارد دیگر نقض حقوق بشر مواجه هستند.
سرکوب بهائیان در ایران: تشدید سرکوبها
جامعۀ بهائی ایران همچنان با تبعیض و سرکوب گستردهای از جمله بازداشتهای خودسرانه، مصادرۀ اموال، محرومیت از دسترسی به تحصیلات عالی و اشتغال و نفرتپراکنی از جانب حکومت مواجه است. این سرکوب سیستماتیک از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ آغاز شد و در سال ۱۳۶۹ سندی از شورای عالی انقلاب فرهنگی آن را تقویت کرده و به قانون تبدیل نمود. این سند که به امضای آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران رسیده است، سیاستهای تبعیضآمیز علیه بهائیان را شرح میدهد.
حمایت بینالمللی از جامعۀ بهائی ایران
آزار و اذیت بهائیان در ایران و شواهدی که حاکی از کارزار نگرانکنندۀ سرکوب سیستماتیک است باعث شده که سازمانهای برجستۀ حقوق بشری و کارشناسان سازمان ملل، حکومت ایران را به طرز گستردهای محکوم کنند. گزارشگر ویژۀ سازمان ملل در امور ایران انگیزۀ این آزار و اذیتها را «نسلکشی» توصیف کرده است. گزارشی اخیر از سوی کمیتۀ حقیقتیاب سازمان ملل متحد با نشان دادن اینکه زنان بهائی از زمان جنبش سال ۱۴۰۱ تاکنون بیشتر از سایرین مورد هدف قرار گرفتهاند از تشدید هدفمند سرکوبها پرده برداشته است.
هجده کارشناس سازمان ملل متحد در اقدامی بیسابقه با انتشار نامهای مشترک، عملکرد حکومت ایران را محکوم کردند. همزمان «بنیاد عبدالرحمن برومند» گزارشی تکاندهنده از ۴۵ سال خشونت علیه جامعۀ بهائی را منتشر کرد. در ادامۀ موج خشم جهانی، یک بیانیۀ مطبوعاتی جدید از سازمان ملل متحد، هدف قرار دادن سیستماتیک زنان بهائی را محکوم کرد و خواستار اقدام فوری برای مقابله با این موارد نقض حقوق بشر شد.
این موج توجهات بینالمللی بر لزوم محافظت از بهائیان ایران در مقابل کارزار بیامان سرکوب و خشونت تأکید دارد.
جامعۀ جهانی بهائی از همۀ دولتها میخواهد که موارد زیر را به حکومت ایران توصیه کنند:
تضمین برابری و عدم تبعیض: انجام اقداماتی موثر مطابق معیارهای بینالمللی حقوق بشر برای حذف کلیۀ شکلهای تبعیض علیه جامعۀ بهائی، از جمله در زمینۀ آموزش، اشتغال و دسترسی به خدمات عمومی.
رعایت آزادی دین برای همه: تضمین حق آزادی دین یا عقیده برای همۀ افراد از جمله اعضای جامعۀ بهائی از طریق متوقف ساختن هر نوع سرکوب و تبعیض.
توقف آزار و اذیتهای سیستماتیک: پایان دادن فوری به سرکوبهای حکومتی علیه بهائیان، از جمله بازداشتهای خودسرانه، مصادرۀ اموال، محرومیت از تحصیلات عالی و اجرای سند سال ۱۳۶۹ که این جامعه را مورد هدف قرار میدهد.
توقف نفرتپراکنیهای حکومتی: پایان دادن به کارزارهای نفرتپراکنی حکومتی علیه بهائیان و ترویج مدارا بر اساس تعهدات بینالمللی.
بازگرداندن املاک مصادرهشده: بازگرداندن زمینها و املاک مصادرهشده به بهائیان و پایان دادن به مصادرۀ اموال بیشتر به دلیل اعتقادات دینی.
خانم فهندژ گفت: «فرایند بررسی ادواری جهانی، سازوکاری حقوق بشری است که برای پاسخگو ساختن کشورها در قبال نقض معیارهای حقوق بشر تدوین شده است. بنابراین بیایید دقیقاً همین کار را انجام دهیم و در کنار هم به تعهدمان برای مقابله با بیعدالتی پایبند باشیم. بهائیان ایران نمیتوانند بیش از این برای به رسمیت شناخته شدن حقوق اولیۀ انسانی خود منتظر بمانند. اکنون زمان آن فرا رسیده که جامعۀ بینالمللی اقدام کند.»
شرایط سلول، تا چند ماه، میتواند هر انسانی را به مرز فروپاشی برساند.
در خلوت خود همیشه فکر میکنم چه قدرتی در وجود مهوش ثابت است که دو سال و نیم انفرادی و ۱۳ سال زندان را تاب میاورد.
چطور میتوان تمام این سختیها را دید
اما کینه نورزید و اخلاق را پاس داشت؟
برای من مهوش الگوی مقاومت و اخلاق است.
میدانم روزی کتاب تاریخ بچه های این سرزمین تصویر مهوش را بر سینه
جای خواهد داد.و تاریخ جان خواهد گرفت
با روایت مهوش در شعرهایش...
اما پوکی استخوان با توموری در ریه و بیماری قلبی که منجر به عمل قلب باز شد تنها بخشی از اسیب های جسمانی مهوش ثابت در دوران حبس بود.
با نظر پزشکان متخصص، مهوش به هیچ وجه قادر به بازگشت به زندان و تحمل شرایط حبس نیست و در صورت انتقال به زندان با خطر جانی مواجه خواهد شد.
#FreeMahvash
#مهوش_ثابت، شاعر و هنرمند بهایی را هر کس از نزدیک بشناسد میداند که مثل نوری در میانه تاریکیِ دشمنیها و بیداد است. در کنارش میدانی که ظلمت را وجود و مانایی نیست، و سرشار از امید میشوی. جای مهوش ثابت زندان نیست.
همیشه این زوج، خندان و امید بخش بودند در برابر همه ی سختی ها.
وقتی وارد اتاق ملاقات زندان میشدند یکدیگر را در آغوش میگرفتند و عشق را در پهنای آن سالن غمگین می گستراندند.چنان با عشق به هم نگاه میکردند گویی همین دیروز با هم آشنا شده اند.
نمیدانم چطور ۱۳ سال فراغ را تحمل کردند.
نمیدانم در این روزهای بیماری، چه بر این زوج عاشق گذشته است.
آنها حتی در مکتب عشق هم نمونه و الگویی برای ما بودند.
#FreeMahvash
#مهوش_ثابت، هموطن ۷۲ ساله، به جرم ایمان به دیانت بهایت ۱۳ سال از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی سپری کرده و حالا با وجود پوکی استخوان،تومور ریه و عمل قلب باز میخواهند او را دوباره به زندان بازگردانند. درحالی که به گفته پزشک، بازگشت به زندان جان او را به خطر خواهد انداخت.
کینه شیعیان حاکم بر ایران از ادیان دیگر نه قابل کتمان است و نه قابل انکار.
#FreeMahvash
«در هنگام بازجویی، بازجو روی صندلی میکوبید و من چون رو به دیوار نشسته بودم، زانوهام به دیوار میخورد. در زندان که عکسبرداری کردند، به من گفتند زانوهام شکستگی دارد.»
ـ نقل قول از مهوش ثابت
#FreeMahvash
شعرها و شجاعت مهوش، یادآور این است که زندان تنها مکان فیزیکی نیست، بلکه گاهی زنجیرها در ذهن و باورهایمان است که باید از هم گسسته شود.
#مهوش_ثابت#FreeMahvash
با نظر پزشکان متخصص، #مهوش_ثابت به هیچ وجه قادر به بازگشت به زندان و تحمل شرایط حبس نیست و در صورت انتقال به زندان با خطر جانی مواجه خواهد شد.
#FreeMahvash