@IranIntl پشت تموم بدبختی های ما همین آمریکا و اسرائیل هستن که حامی و صاحب اخوندکا هستن . جمهوری اسهالی اخوندی نباشه اینا چطور تغذیه بشن؟ ۴۵ ساله اظهار تاسف میکنن یا نهایتا چهار خط تحریم که بدبختیش مستقیما تو سفره و جیب ملت هست و تخم انگلیسا روز به روز فریه ار
@glonesa وطن فروش هر جای دنیا باشه وطن فروشه کسی که به پرچم و کشور خودش خیانت میکنه چه احمق هستن اونایی که پرچم ایران رو دست اینا دادن و باهاشون پز سیالشکری میدن ، هرزه های مزار و توپ خونه
دِشتارے داشت و لوٹتیت کہ گِس بِکنت (یعنی خدانور نامزد داشت و قرار بود عروسی بگیرن)
صنوبر خانم مادر خدانور میگفت: «شبا با یاد خدانور قلبم درد میگیره و اون موقع عکسشو میذارم رو قلبم تا آروم بگیرم.»
در مقابل صنوبری نشسته بودم که بههیچ قیمتی، تن به ذلت و تحقیر نمیدهد. هر وقت اسم فرزندش رو به زبان میآورد، میشد درد عمیقش را دید، میگفت:
«هر بار اسمش میاد یادش برام زنده میشه و انگار داغش همین الانه!»
کمتر اینطور دیده بودم کسی در فراق عزیزش بسوزه، زجر بکشه و آب بشه، اما مادر خدانور اینطور بود، اصلا نمیتونستم حرف بزنم، واژهای برای همدردی پیدا نمیکردم، سرم رو انداخته بودم پایین، صدای صنوبر خانم رو میشنیدم که به زبان بلوچی و با اشک میگفت: «تا حالا یکبار ندیدم خدانورم اخم کنه، یک بار ندیدم خشمگین باشه همیشه لبخند به لب و خندهرو بود، به همه کمک میکرد»
وقتی گفت: «هر چی میگردم هیچ بچهای مثل خدانور پیدا نمیکنم.»، دیگه هیچی نمیشنیدم، فقط خدانور رو جلو چشمم میدیدم که با لبخندی به لب، میرقصید.
صنوبر خانم با غمی که از چشمهایش با اشکهاش سرازیر میشد از تنها سرپرست خانواده بودن خدانور میگفت: «یتیم که شدن، فقط او کار میکرد و ۸ تا خواهراش رو با من بزرگ کرد، برای چندتاشون عروسی گرفت جهاز خرید، یکبار به خواهراش اخم نکرد، یک بار صداشو براشون بالا نبرد».
نمیتونستم به چشمهای صنوبر خانم نگاه کنم، شنیدن این واقعیتها خیلی سخت بود، با خودم میگفتم یعنی مادر و خواهرش چطور دارن این وضع را تحمل میکنند، که گفت:
«دِشتارے داشت و لوٹتیت کہ گِس بِکنت» یعنی: «خدانور نامزد داشت و قرار بود عروسی بگیرن، «نامزدش هنوز منتظرشه، میگه کسی رو نمیخواد».
سرم رو انداختم پایین و اشک ریختم.
«بهم گفتن بیا پول بدیم، بیا هر چی میخوای میدیم، ولی من گفتم من با خون بچهام معامله نمیکنم، اینای هم که بهعنوان قاتل معرفی کردید اینا قاتل نیستن اصل کاریها رو بگید» داشت اینا رو میگفت، نگاهی به وضعیت زندگیشون و اطرافم انداختم، فقیر بودند اما شریف، از آن دسته آدمهایی که بیش ازحد انتظار، عزت نفس دارند. آنها که بههیچ قیمتی، تن به ذلت و تحقیر نمیدهند.
وظیفه ماست که از تکتک دادخواهان، قربانیان، آسیبدیدگان و زندانیان گمنام حمایت کنیم تا بیش از این آسیب نبینند.
@Tasian2020@kalbalouchi بله ایشون در قحطی مردان شجاع و صادق جاذبه نماد شجاعت و ایستادگی هستن. مسجد هم همیشه در طول سال برای زنان و مردان دراش بازه و این تعطیلات فرصتی برای مسافران نوروزی برای بازدید از مسجد مکی فراهم کرده
چند روز اخیر هزاران میهمان نوروزی به مسجدمکی آمده و با مولوی عبدالحمید ملاقات میکنند.
اوج رذالت است که از حرص این موضوع شیشههای ماشین میهمانا رو بشکنید، تهدیدشون کنید که نروند مسجدمکی؛
#کینه_شتری