(۴)
یا مثلا فکر میکرد من بی عرضم؟
یا کلا از همون اولم به چشم مرد زندگی بهم نگاه نمیکرد ؟؟
اما من هیچیه هیچی ام نبودم حداقل لیاقت یه خداحافظی قشنگو که داشتم ، نداشتم؟
بعد اون همه رفتن اومدن سرما گرما ، خاطره و... هیچی ؟
خب چرا؟
پایانشو مثل اصغر فرهادی باز گذاشت خودم حدس بزنم ؟؟
(۳)
و اینطور شد که رابطه به اون قشنگی(حداقل برا من) به یغما رفت سر هیچو پوچ
الان همش باخودم میگم کیس جدید میخواست بیاد و بهونه آورد که بزنه زیر میز و منو ترک کنه؟؟
فکر میکرد با من هیچ آینده ای نداره؟
روش نشد بگه نمیخوامت و بهونه خوبی بود این شرایط واسه ترک کردن من؟