واقعا دیگ به تهش رسیدم
زندگی با یه زبون نفهم خیلی سخته
و سخت تر از اون اینه که نمیشه با کسی راجع بهش صحبت کرد
و از اونم سخت تر اینکه خانوادتم با طلاق مخالفن، و از همه اینا سخت تر اینکه تنهای تنهایی…
بنظر من مقدس ترین ترسی که میتونی داشته باشی، ترس از دست دادن احترام به خودته …
ترس از اینکه هرجایی بخاطر عشق یا تعلق ، از مرز خودت عبور کنی…
و هرکسی این ترس رو از دست بده، دیگه هیچی برا از دست دادن نداره…