بعد از یه مراجع خیلی سخت که دهنم خشک شده بود و دلم ضعف میرفت ومغزم کار نمیکرد،مامانه خوشحال بازومو گرفت برد گوشه اتاق که:شما قصد ازدواج ندارین؟
چی بگم خوبه؟
"اخه میدونین؟من یه رابطه ای دارم و در شرف ازدواجیم"خب مسلمه با این جواب میاد لپ منو میکشه و میگه "اوخودا،آخه خیلی مهربونی"
مجازی بودن مدارس عقل بچههارو زائل کرده
نه کار با قیچی بلدن، نه جملات ساده رو متوجه میشن، نه به خودشون زحمت میدن درس بخونن.
آیندهی این کشور اگر قحطی هم نداشته باشه، باز هم ترسناکه.
باید عرض کنم "اسپیکر در برد که پئر روح آتش بگیره"
هرکی یه اسپیکر گنده دستش میگیره پا میشه میره کوه و جنگل و دشت و دمن.
بابا میخوای ترانه گوش بدی هندزفری بذار،یا صدای موزیک رو جوری تنظیم کن فقط چهارنفر آدم نزدیک خودت بشنون،ما میریم تو طبیعت که سکوت رو تجربه کنیم و آرامش بگیریم.
کلی خریدنی ضروری دارم،تو ذهنم اولویت بندی میکنم بعد میگم اگر الان اینو بخرم و ماه بعد اون یکی رو، ماه بعد ترش اون یکیه گرون تر میشه که، بعد هی اولویتا رو تغییر میدم و در آخر از زور ناتوانی هیچ کدومو نمیخرم، دست رو دست میذارم گرون تر شدنشون رو تماشا میکنم...
بابا مامانم۱۸سال پیش تصمیم گرفتن برگردن شمال و همسایه ی بابابزرگ اینا بشن که مراقبشون هم باشن،ولی به خاطر این مراقبت،همیشه ناخواسته وارد یه سری مسائل خانوادگی میشن که بهشون ربطی نداره ولی دامنشونو میگیره.
منم شاهد پیرتر شدن مامان بابای خودمم و اذیتی که دارن میشن و هی حرص میخورم.
هی نمیخوام ناله کنم، ولی من واقعا از ادامه ی این وضع گرونی و تورم میترسم، نمیدونم چقدر دیگه میشه دووم آورد.
دلم برای خودمون، جوونیمون، آرزوهامون بدجور میسوزه....
قبلا میگفتن واسه آیندتون طلا بخرید، بعد شد نقره، الان میگن بیاید شمش مس بخرید
احتمالا سال دیگه این موقع داریم قوطی رانی رو از ضایعاتی با بیست درصد اجرت و ۹ درصد مالیات میخریم که تو شیش ماهه دوم بتونیم با سودش یه ساندویچ سرد رو چهارقسطه پیش خرید کنیم
برق قطع بشه، به خاطر افتابگیر بودن اتاق، گرما صدبرابر بشه، سردرد هم گرفته باشی، یه مراجع جسمی خیلی سخت هم داشته باشی، تنت خیس از عرق شده باشه،لباست به تنت بچسبه، مراجعت گریه کنه حین تمرینا، خسته هم شده باشی.....
اعصاب و روان گذاشتین برای ما؟!
دوراهی نگه داشتن گربه و حیوون خونگی برای همیشه از زندگیم حذف شد.
دکتر گفت یکی از آلرژن هایی که باعث سرفه ها و خلطای پشت حلقت میشه،حیوون خونگیه.
گفت به هیچ وجه در معرض مواد آلرژی زا نباید قرار بگیری.
و تمام.
تا حالا با آدمای سالم در ارتباط بودین؟
یه حال خوبی داره.
اینجوریه که هی نگران نیستی ناراحت باشه،نگران نیستی الانه که سر یه چیز الکی قهر کنه،نگران نیستی دائم مواظبش باشی.نگران نیستی احساس ناکافی بودن بکنه،نگران نیستی حسادت کنه بهت....
باهاشون تازه میفهمی ارتباط سالم یعنی چی.
همین که میخواد نوبت ما برسه، عروسی نگرفتن شد یه رسم و اجبار برای مشکلات مالی.
حالا بیا و ثابت کن آقا من از این دختر خوبام و از دیرباز از جشن عروسی خوشم نمیومده و اعتقادی هم به مهریه ندارم...
بذارید یه کم تعریف و تمجید واسه ما هم بمونه خب:/