من نمیخوام دلیل زندگی کسی باشم، نمیخوام مرکز دنیا باشم؛ فقط میخوام بدونم برای یک نفر، حال من یک اتفاق ساده نیست. که اگه بفهمه غمگینم، با خودش نگه میگذره، که دلش بیقرار بشه، تمرکزش به هم بریزه، که راهشو کج کنه، با دنیا لج کنه تا مطمئن شه من هنوز تو این شلوغی بیرحم، گم نشدم.
ولی جدی این پدربزرگای ما معلوم نیست کجا، در حق کی، چه ظلمی کردن، که گفته ایشالا نوه نتیجهت خیر نبینن.
اگه نه این همه نشدن، تو زندگی ما به صورت طبیعی ممکن نیست.