روزها از دستم لیز میخورن، انگار تقویم روی حالت فستفورورده…
بطالت مثل گرد و غبار نشسته روی همهچیز، حتی توی استخوانهام.
نه اتفاقی میافته، نه انگیزهای میمونه؛ فقط زمان میگذره و من تماشا میکنم.
این روزها حالوهوایم خلاصه شده در این بیت از داریوش:
خدایا حادثه در انتظار است
به هر سو باد وحشی درگذار است
به فکر قتل عام لاله ها باش
که خواب گل به گل کابوس خار است.