اکنون جا دارد که در نقد اعمال مکرر تاکتیکهای مخذول فاقد راهبرد، شعری که ۱۸ روز پیش از جنگ ۱۲ روزه نوشتم را بازخوانی کنیم:
درختی که تلخ است وی را سرشت
گرش برنشانی به باغ بهشت
و از او جوی خلدش به هنگام آب
به بیخ انگبین ریزی و شیر ناب
سرانجام گوهر به بار آورد
همان میوه تلخ بارآورد.
تو مرید آنی که:
هم باج داد
هم کوه داد
هم رود داد
هم جزیره داد
هم خاک داد
هم نفت داد
هم حقابه داد
آخرش هم باخت داد
و به ناچار تاج داد
و در آوارگی جان داد!
#چاپیدشاه
It took a little longer than expected, but we have created a website for people to view the footage collected from Gaza in one place. You no longer have to download the entire archives to see them.
It includes:
64,537 videos
17,905 photos
Ability to download individual videos
Searchable index
Exhaustive sources list (300+ journalists)
Geolocation data
Livemap with minute to minute updates
Victim list
It can be accessed here: https://t.co/s0Se94PXWF
Please share & quote tweet to help this post break out of the twitter algorithm prison.
We will keep adding the rest of the archives to the site, be patient- it is difficult work. Continue to seed the torrents provided, as that is the best way to ensure the footage remains stored in decentalized way.
God bless all those who sacrificed their lives to get this footage out, and everyone invovled in collecting/archiving it.
Join our telegram:
https://t.co/bvcis3b9GT
Follow our backup accounts:
@ZionismExposedx & @IsraelExposedAr
🔴 نقل ازمرحوم آیت الله حائری شیرازی، "خطاب امام خمینی (ره) به جبهه ملی" :
من کی ازشما شنوائی داشتم که حالا ازشما شنوائی داشته باشم.
⏪ قرآن اگه گفته بود لا تفرقو قبلش گفته بود و اعتصمو به حبل الله جمیعا و لا تفرقو.
1/2
چندین باره که خانواده ها و مدیر مرکز بهم گفتن یه چلوکباب به بچها نمیدید؟ گفتم والا گرونه ولی توکل بخدا فراخوان میزنم. چون بچها چندین ماهه نخوردن و با قیمتای جدید نمیتونن تهیه کنند.
برای ۲۶۰ تا بچه حدود ۵۰ میلیون احتیاجه.
برنج رو داریم هزینه کباب رو نداریم.
یاعلی بگیم؟
قبل از عاشورا #اجازه امام برای ترک سپاه صادرشد. صدها نفر با کسب اجازه امام را ترک کردند.
اما امام #علی_الاصول نظر دیگری داشتند!
فرق است بین اجازه و رضایت
آنهایی که تبعیت کردند
مورد رضایت امام واقع شدند
و با شهادتشان تاریخ را عوض کردند.
آنهایی که با اجازه رفتند، کجای تاریخند؟
سلام. ۲۸ ساله، تهران. کارشناسی حقوق و ارشد حقوق بشر از دانشگاه شهید بهشتی.
کمشنوایی شدید دارم، اما تکلمم طبیعیه.
تسلط به زبان انگلیسی متوسط رو به بالا
مسلط به نگارش، تولید محتوا، تایپ و Office
مسئولیتپذیر، سازگار و منعطف
دنبال یک فرصت شغلی هستم. ممنون میشم اگر بازنشر کنید.🙏🏻
داستانکی برای امیرسرلشکر خلبان شهید حسین خلعتبری ؛نابغه نیروی هوایی و دریایی جمهوری اسلامی
روایت : امیر سراشکر خلبان شهید حسین خلعتبری
به قلم:#حسین_زکریائی
💢
روز، آرامآرام روی باند فرودگاه دزفول سنگینی میکرد؛ بوی دود، خاک و باروت در هوا پیچیده بود و صدای آژیرها هنوز از دور شنیده میشد.
حسین خلعتبری، مردی که بارها تا قلب آتش رفته بود، در گوشهای ایستاده بود که ناگهان زنی لُر، با چشمانی شعلهور از درد، کودکش را در آغوش او گذاشت؛ کودکی که تنِ کوچکش سوخته بود و هنوز بوی آتش میداد.
زن فریاد زد:«بیغیرت! تو خلبان مایی؟ بگیر!!»
خلعتبری بعدها گفت:خواستم بگویم مادر! ما بیغیرت نیستیم… اما اسلام به ما اجازه بعضی کارها را نمیدهد.
ولی دیدم داغِ دلِ مادر، سنگ را هم آب میکند…
آن روز گذشت؛ اما آن تصویر، مثل آتشی زیر خاکستر در جانش ماند.
تا وقتی خبر سقوط خرمشهر رسید…
وقتی شنید دشمن بعثی به پیر و کودک رحم نکرده، به مردان بی دفاع تعرض کرده و خون را در کوچههای خرمشهر جاری ساخته است، در دلش طوفانی برپا شد.
قسم خورد.قسم خورد اگر وارد خاک عراق شد، صفوان را با خاک یکسان کند.
پرواز آغاز شد…جنگنده«F4» ایرانی از مرز گذشت.خشم، در رگهای خلبان میغرید؛ اما ناگهان چشمش به مدرسهای افتاد.مادری را دید که فرزندش را زیر شکم گرفته و روی او خوابیده است؛ درست همانگونه که مادران ایرانی، کودکانشان را از مرگ پنهان میکنند.همان لحظه، مرد جنگ به خودش آمد.او میتوانست دکمه را فشار دهد…میتوانست شهر را در آتش غرق کند…اما نکرد.بمبها را رها نکرد.
خلعتبری از روی مدرسه گذشت؛ تنها چند تیر هوایی شلیک کرد تا خشم فروخوردهاش را بیرون بریزد و بعد، مسیرش را به سمت گمرک صفوان تغییر داد و کامیونهای حامل مهمات دشمن را منهدم کرد؛ نه خانه مردم را، نه مدرسه را، نه کودکان را.
این، تفاوتِ ایران با دشمنانش است.
تفاوتِ غیرت با وحشیگری.
غیرت ایرانی یعنی خلبانی که داغ خرمشهر را بر دل دارد، اما وقتی چشمش به کودک میافتد، انگشتش روی ماشه میلرزد.
یعنی در اوج جنگ، هنوز انسانیت زنده است.
یعنی حتی میان آتش و خون هم،حرمت کودک و مدرسه شکسته نمیشود.
و امروز… دنیا دوباره این تفاوت را میبیند.
آنجا که مدعیان حقوق بشر، حمله به مدرسه را توجیه میکنند، دیگر سخن گفتن از انسانیت دشوار است.
آنان که خود را پرچمدار تمدن میدانند، مدرسه را هدف میگیرند؛
اما خلبان ایرانی، در میانه جنگی تمامعیار، بمبش را بر سر کودکان فرود نمیآورد.
این همان مرزی است که ایران را از مدعیان حقوق بشرجدا میکند؛
مرز میان شرف و جنایت.
میان مردانگی و توحش.
میان مکتبی که حتی در جنگ، کودک را امانت خدا میداند، با تمدنی که برای قدرت، از خون دانشآموزان هم عبور میکند.
و شاید راز ماندگاری نامهایی چون امیر سرلشکر خلبان شهید حسین خلعتبری همین باشد؛اینکه آنان فقط جنگجو نبودند…
مردِ انسانیت بودند.
#مدرسه_شجره_طیبه