با چیزی که جمهوری اسلامی و طرفدارانش میگویند در ۱۸ و ۱۹ دی ماه عوامل موساد مردم را میکشتند و مردم هم ماموران جمهوری اسلامی را!!!!!!!!
حقیقتا در اواخر حکومت دیکتاتورها فقط کند ذهنها و مادرجندگان از آنها طرفداری میکنند
آن کسی که از جرثقیل برای اعدام، از فرز را بریدن دست و انگشت، از ماشین حمل بستنی را برای شکنجه و قتل، از آمبولانس را برای جابجای نیروی سرکوبگر و از دختران دبستانی برای آزمایش گاز شیمایی استفاده میکند قطعا از انرژی هستهای هم استفاده صلح آمیز میکند
❌️ اگر زندگیت عادی شده
❌️ اگر به کشتار دیماه شک داری
❌️ اگر مخالف جنگی
❌️ اگر زیرساخت به کیونی
❌️ اگر 🎒 کنار آیدیته
❌️ اگر آخوند لیسی
❌️اگر دشمن پهلوی هستی
❌️ اگر اسمت امیر تنهاس
✅️ تبریکمیگم تو یه مادرژنده ای
#علیه_فراموشی
به وقت اذان به استناد آیه قرآن و با شعار حیدر حیدر جوانان عزیز ایران را اعدام میکنید و میگویید به اعتقادات ما احترام بگذارید؛ کیر در اعتقادات و کصمادرتان باهم
شب نوزدهم دی؛
۱۲ نفر جلو بودیم و جمعیت چندهزار نفری با فاصله تقریبا صدمتری پشت سر ما بودن
برای سرکوب اون چندهزار نفر باید اول از سد ما ۱۲ نفر میگذشتن که سختترین کار بود براشون
بعد از رسیدن نیرو و مهمات بعد از ۲ ساعت درگیری تو یه نقطه با ما، گاز انبری از بالا و پایین ما ۱۲ نفر رو قیچی کردن
با موتور و پیاده و شلیککنان ریختن دنبال ما توی کوچهای که درهای خونهها باز بود برامون،
و همهمون تیر خوردیم، جنگی و ساچمهای…
از اون ۱۲ نفر ۴ تاش ما بودیم، که ۳ تامون پیش هم زخمی بودیم،
فقط محسن نبود پیشمون
استرس داشت جونمون رو میگرفت
همدیگرو دلداری میدادیم که احتمالا رفته تو خونههای بغلی
از توی کوچه صدای نیروی سرکوب میومد که داشتن یکی رو وحشیانه میزدن و فحش میدادن
و صدای شلیک
بعد از چند دقیقه از خونه بغل گفتن زخمیا بیاید اینجا پرستار داریم
خونه بغل شبیه میدون جنگ بود که توش پر از زخمی بود
همزمان از کوچه صدا میومد که در تک تک خونههارو میزدن با لگد و میگفتن اونی که تیر خورده تو یکی از این خونههاست پیداش کنید
ما رفتیم طبقه دوم برای پانسمان و چند نفر یهو اومدن گفتن طبقه پایین یکی تیر خورده تموم کرده
رفتم طبقه پایین چند نفر تیر خورده بودن ولی بههوش بودن
ازدحام جمعیت وقتی رفت کنار دیدم محسن کف خونه بیحال افتاده،
گفتم محسن اینجاست پیدا شد
صابخونه گفت میشناسیش، گفتم داداشمه
گفت این نبض نداره باید ببریش بیمارستان
گفتم چرت نگو مگه میشه تیر به پاش بخوره و تموم کنه!
خون زیادی هم دور باندی که دور پاش بود وجود نداشت
مامورا هم همچنان دنبال محسن میگشتن
اشکام نمیزاره تایپ کنم بقیهش رو
فقط بگم اینو؛
اونشب محسن و یکی دیگه وقتی ما میریم تو خونهها پشت یه ماشین قایم میشن
به امید اینکه مامورا قرار نیست بیان تو کوچه
یکی رو کتک زدن بردن، محسن رو کشتن
نمیدونم اون یکی هنوز اعدام شده یا نه!
ولی اونایی که الان تو صف اعدامن
جزو اون جلوییها بودن و جانانه با دست خالی جنگیدن
بجنگید براشون، برامون مشتی جنگیدن
#محسن_جبارزاده
#صدای_اعدامیا_باشین
شمایی که واسه چهارتا پل خودتون رو جر میدادید چرا الان که رژیم میخواد زیرساختای واقعیمون رو در ملا عام اعدام کنه خفه شدید؟!
چقدر حرومزادهاید که پل از جون انسان براتون با ارزش تره.
تف به شرف نداشتهتون.
حالا فهمیدید چرا از جنگ استقبال میکنیم؟
در ایرانِ اشغالشده توسط جمهوری اسلامی، جنگ برای مردمِ تحتِ اسارت امنیت بیشتری دارد تا آتشبسی که صبحش با صدای «اذانِ اعدام» شروع میشود.
#ننگ_بر_چهار_فاسد
در روزگاری که جمهوری اسلامی در ملأعام اعدام میکنه و همزمان معترض به اعدام رو در میدان علیخانی، با تکتیرانداز میکشه و پلیسش هم به مادر اعدامی میگه: «بلندتر گریه کن.»
عدهای میگفتن حکومت یک قدم به عقب رفته.
تاریخ، شما کثافتها رو قضاوت میکنه.
مرگ بر جمهوری اسلامی و حامیان آشکار و پنهانش.
#میدان_علیخانی