@IRIlotus04 من تو روزی که بله برونم بود تو اون دفتری که مهریه و شیربها رو مینویسن مهریه ام رو نوشته بودم ۳۳۳ شاخه گل مریم البته ۱۱۴ تا هم سکه بود بعد باباش چونه زده بود که گل زیاده بکنید ۵۰ تا گل مریم بعد من بهم برخورده بود کرده بودمش ۱۳۷۰ تا گل باباش تو جمع گفت اون گل باید کم بشه و کمش کرد
@_zeuphoria_ خداروشکر که شوهرت نبود من تو گهی که ده سال پیش خوردم و ازدواج کردم دارم میمیرم کاش بچه نداشتم
نگرانیم بابت دخترم دست و پام رو بسته
ترس ندیدنش
@meloohastam ببین اینا علاقه به چادر بهشون تلقیم میشه از طریق تشویق کردن مداوم خیلی تو اطرافیان دیدم وقتی بچه ی کوچیک چادر سر میکنن کل خاندان و فامیل ازش تعریف میکنن و به به چه چه همین میشه که بچه فکر میکنه چه کار خاصی کرده و …
آدمی که تو دنیا بی کس باشه همیشه همه جا تنهاس
دنیای واقعی و مجازی نداره
من دارم تو غم خودم خفه میشم
هیچ کسی رو ندارم که دردم رو بهش بگم…
ترس تنهایی دخترم نمیذاره که برم
@hastasiempreh من آنقدر گریه کردم که نگو همین چند روز پیش فهمیدم باردارم و الان که داشتم اینو میخوندم دارم از درد سقط به خودم میپیچم خودخواسته سقط کردم نخواستم یه بچه ی دیگه رو مثل دخترم بدبخت کنم و اگه الان با همه ی مشکلاتم دارم باهاش زندگی میکنم فقط دخترمه
@sabidoooo وای من انقد بدبختم هی پادکست گوش دادم هی کتاب خوندم نتیجه این شده که دم به دقیقه میگه میزنمتا
داد مبزنه پرخاش میکنه ۴ سالشه تا بهش میگم ما کسی رو نمیزنیم شپلق میزنه تو صورتم که چرا میزنیم .. من به کی پناه ببرم؟؟
@jazire_out به عنوان کسی که مردم رو iui میکنم و رو اسپرم ها کار میکنم میگم که حتی اسپرم های چوب چولاغ هم میتونن باروری ایجاد کنن احتمال کمه ولی اصلا و ابدا صبر نیست مگر اینکه آزواسپرم باشه
@Psych0_analyst ۱۳ یا ۱۴ ساله بودم نمیدونم چی گفته بودم یا چی کرده بودم کلا بچه ی تخسی بودم بابام عصبانی شد با میله آهنی افتاد به جونم من از ترس فرار کردم تو کوچه اونم تو کوچه اومد دنبالم تا اینکه همسایه ها گرفتنش
تا مدت ها میرفتم مدرسه عمه منو با دست نشون میدادن میگفتن عجب سرعتی داشتی ها