من همیشه دوست داشتم از این مامانا داشته باشم که برم پیشش راجع به پسرا گریه کنم ولی به جاش از این مامانا گیرم اومد که برم پیش پسرا راجع به مامانم گریه کنم.
دیگه به نظرم اصن بحث افسردگی و اینا نیس
بعد ۲۵ سال زندگی به این نتیجه رسیدم که کلا زندگی همینه و قرار نیس هرگز خوشحال باشم صرفا میتونم کمتر ناراحت باشم
شاید یه سری آدم خوش شانس وجود داشته باشن که زندگیشون جالب باشه ولی خب من جزو خوششانسا نیستم