در پسِ ذهنم همیشه احتمالاتی برای اون تصورات از زندگی که میخوام داشته باشم،وجود داره که اگر میشد چی؟
اگر خیلی چیزهایی که خوشحالم میکرد اتفاق میوفتاد چی میشد؟
انگار همه ی اون چیزهایی که میخوام دور از ذهنن و برای رسیدن بهش خیلی باید بدوم و تلاش کنم.
@LadyZeytoon میزان تنفر از این رژیم واقعا اونقدری زیاد نیست که چند دستگی ایجاد نشه
و فحششو شاه میخوره بیشتر که به قول خودشون مردمو فرستاد بیرون و این همه کشته شدن اما به اون اندازه ج ا فحش نمیخوره😂
دعوای خودتون و پارتنرتون به دوستاتون ربطی نداره واقعا که اونا رو واسطه میکنین اخرش خودتون باهم خوب میشید اون بدبختا رو آخر فقط سنگ رو یخ میکنید. شعور داشتن هم خوب چیزیه.
شب های زیادی بود که ترک شدم،
احساس ناکافی بودن کردم،
احساس کردم عشق برای من نیست،
احساس کردم فقط “بدنم” چیزی بود که مهم بود نه روحم.
احساس کردم وقتی همه چیز سخت میشه کسی نمیمونه و باید موو آن کنم انگار که اتفاقی نیوفتاده چون هیچ موقع چاره ای جز این نداشتم.