#یارعفت.۶۶۷ خیلی وقت است اینجا قلم و دفتر را از من گرفته بودند بخاطر محاکمهام در یکی از پروندههای دنیا.
خیلی چیزها در این مدت رخ داده و ننوشتهام.
مهمترین چیزی که در فاصله نوشته قبلی تا الان رخ داده، مرگ رهبری بوده. بالاخره شتر در اسفند۴۰۴ درِ خانه ایشان هم خوابید. ۴۰۵.۰۴.۱۴
#یارعفت ۶۶۶. #احمدآقا آمد، از کنسلی مذاکره با آمریکا خوشحال بود. با پرخاش گفتم باعث عدم موافقت امام با حل مشکل با آمریکا او بوده و هنوز هم سرعقل نیامده. لجبازانه گفت آمریکا باز هم غلطی نمیتواند بکند. فرشتهای قرصهایش را آورد. نمیدانم چرا قرصهای این بالا هم بی خاصیتاند ۴۰۳.۱۱.۱۹
#یارعفت ۶۶۵. برای تبریک میلاد حضرت امام حسین(ع) به محضرشان مشرف شدم، خواستم اگر صلاح میدانند با پایان حبس انفرادی مرحوم امام موافقت کنند، فرمودند بنا ندارند در رویه سختگیری بر آنها که با نام دین حکومت میکنند، دخالت کنند. خیلی افسرده شدم. بیش از ۳۵ سال است گرفتارند. ۴۰۳.۱۱.۱۴
#یارعفت ۶۶۴. #احمدآقا آمد،خوشحال بود از آمدن دوباره دهه فجر. قدری نصیحت کردم که سری به دلهای مردم بزند و ببیند آنها هم خوشحالند یا از این آشی که پختیم با عبارت دهه زجر یاد میکنند. دلخور شد و رفت. نمیدانم چرا این بالا هم تحمل پذیرش واقعیت را ندارد. دیشب بخواب #عفت رفتم ۴۰۳.۱۱۰۱۰
#یارعفت ۶۶۳. فرشتهای گفت تحلیف #ترامپ را ضبط کرده و آمادهی پخش است. گفتم علاقهای ندارم. گفت از او میترسید؟ گفتم نه ولی اینجا پیگیری میشود که چه چیزهایی تماشا کردهایم. فهمید که فهمیدهام فرشتهی بازرس بوده. به خدمه گفتم بارکد بالش را یادداشت کنند و دیگر راهش ندهند. ۴۰۳.۱۱.۲
#یارعفت ۶۶۲. دندان درد شدم،به فرشتهای گفتم بپرسد چرا این بالا مثل پایین دندان درد میشویم.فرشته دیگری خبر آورد قاضی #رازینی و قاضی #مقیسه ترور شدهاند و آمدهاند این بالا.فرشته اولی جواب سوالم از درد دندان را آورد که گفتم خبری آمد،حیران کار خدا هستم و درد از یادم رفته. ۴۰۳.۱۰.۲۹
#یارعفت ۶۶۱. سیدابراهیم نبوی هم آمد این بالا. به فرشتهای گفتم برود دنبالش. ناهار را باهم خوردیم.گفتم چرا اینطور تمامش کردی؟ گفت دیگر بریده بود و غربت و افسردگی باعثش شد. گفتم حالا حالت خوب است؟ با همان طنزی که در قلمش بود،گفت اگر بخاطر خودکشیام چوب توی ... نکنند، خوبم ۴۰۳.۱۰.۲۶
#یارعفت ۶۶۰ . تعدادی از کشته شدگان هواپیمای کُرهای آمدند. مترجم نداشتیم، نه من فهمیدم آنها چه میگویند،نه آنها فهمیدند که من چه میگویم.بعدا معلوم شد بخاطر شوک برخورد هواپیما به دیوار بتنی، اشتباهی پیش من آمده بودند.فرشتهی تنظیم کننده وقت ملاقاتهایم را قدری نصیحت کردم.۴۰۳.۱۰.۱۰
#یارعفت ۶۵۹.با داد و بیداد #کارتر بیدار شدم.از حصار خانه رد شده بود و توی حیاط فریاد میزد.مرا که دید، مشتی به صورتم زد و گفت اگر شما بیشعورها گروگانگیری نمیکردید،ریاست جمهوریام یک دورهای نمیشد.ناگهان پارهآجری به سرش خورد و بیهوش شد.محمدرضا شاه فحشی داد و فرار کرد ۴۰۳.۱۰.۱۰
#یارعفت ۶۵۸. #احمدآقا تلفنی از سوختن قبر حافظ اسد و از نگرانیاش برای آیندهی مرقد گفت. قدری نصیحت کردم که آرامشش را حفظ کند و گفتم سوریه از ما خیلی فاصله دارد. گفتم اگر هم اینجا طوری شد، مردم ما وحشیبازی درنمیآورند. ناراحت بود که پایههای ایجاد کاخ-مقبره را خودش گذاشته۴۰۳.۹.۲۵
#یارعفت ۶۵۷. #احمدآقا آمد.چند روزی پشت سرهم خواب بوده و هنوز منگ بود. چند قرص را باهم مصرف کرده بوده ولی از قوطی اشتباه. پرسید چرا همه سقوط حافظ اسد را جشن گرفتهاند؟ او که سقوط نکرد و در راس قدرت بود تا مرد. گفتم اینکه سقوط کرده، پسرش، بشار اسد بوده. بهت زده شد و رفت. ۴۰۳.۹.۲۴
#یارعفت ۶۵۶.خواب بودم که فرشتهای بیدارم کرد وگفت حافظ اسد آمده،کار فوری دارد.داشتم بدخلقی میکردم ومیگفتم باید یکساعت دیگر به او وقت میداد که در باز شد و اسد خود را درون اتاق انداخت و شروع به التماس برای نجات حکومت پسرش کرد.خرفت شده و نمیفهمد کاری از دست ماساخته نیست۴۰۳.۹.۱۷
هستند خناسانی عنود که با فقدان میر عزیز خوشحال میشن.
از دوستان همفکر درخواست میکنم یک "سوره حمد" برای شفای عاجل میرحسین عزیزمان قرائت کنند؛ باشد که با عنایت خدای بزرگ، سایه وجود او از سرمان کم نشود و دشمن شاد نشیم.
#میرحسین
در این زمانهی چند رنگ، تو با مردم یکرنگ بودی
رنگ سبز موجی که تو ایجاد کردی، پایدار باد
و
تنت به ناز طبیبان نیازمند
مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد
#میرحسین#ميرحسين_موسوی